کتاب نیوز  شناسنامه

وقتی همه شاعر می‌شوند / گفتگو با علی معلم دامغانی

لیلا باقری

آنچه می‌آید حاصل گفتگویی کوتاه است با استاد علی معلم دامغانی. چهره برگزیده و ماندگار نخستین همایش چهره‌های ماندگار در حوزه‌ی شعر و ادب فارسی که حالا 56 ساله شده است؛ خیلی آرام و دوست داشتنی پاسخ سوالهایم را داد.

استاد من نه شاعرم، نه ناقدم و نه کاسه‌ی داغ تر از آش؛ ولی درست است که می‌گویند شعر امروز تاریخ انقضاء دارد و شاعری موفق است که برای  قشر خاصی شعر بگوید نه همه‌ی اقشار؟

بله! متاسفانه یکی از مشکلاتی که امروز زندگی انسان، شاید همین مسئله تاریخ و به روز بودن باشد. شعرها و حتی نقاشی‌ها تاریخ دارند. امروز سروده می‌شوند و روز دیگر تاریخشان به پایان می‌رسد و باید دور انداخته شوند. شعرا مثل گذشتگان نیستند که سالهای سال کار کنند و اصراری هم نداشته باشند که در زمان خودشان مجموعه شعرهایشان جمع آوری شود. در گذشته شعرها نه عنوان داشت و نه در پایانشان تاریخ بود. مجموعه‌ای متنوع در موضوعات متفاوت برای  اقشار مختلف. اینها توسط دوست دارانشان جمع آوری می‌شد و در اختیار دیگران قرار می‌گرفت. اما امروزه اینطور نیست. شما شاید احتیاج به کتابخانه هم نداشته باشید. کتاب را که خواندی می‌توانی برای همه‌ی عمر فارغ از آن باشی، در واقع کتاب متعلق به همان روزهایی است که خواندی.

این اوضاع تقصیر کیست؟ مردم دل‌هایشان به هم نزدیک نیست یا شعرا؟ اگر تقصیر مردم است پس چرا امروز اشعار حافظ بعد از قرن‌ها هنوز هم برایشان تازه است؟

شعرا از مردم‌اند و مردم‌اند که هنرمندان را پرورش می‌دهند. این مسئله به هر دو بر می‌گردد؛ اما مشکل چیز دیگری است، مشکل این مدنیت تثبیت شده است که هر چه بر سکنی و ثبوت‌اش اضافه می‌شود، این سیر داخل‌اش سرعت می‌گیرد. در گذشته‌ی دور، شهرها چندان شهر نبودند، روستاها هم چندان روستا نبودند، انسان پیوسته در حال ییلاق و قشلاق بود. امروز انسان آن‌قدر تثبیت شده که ساختمان‌های چند طبقه می‌سازد و اسبابی که برای زندگی تولید می‌کند، طوری است که انگار نمی‌خواهد بمیرد و همیشه زنده است و در زمین ساکن.

کسی که اینطور بیاندیشد زندگی‌اش دچار ثبوت و سکون است. اما ذات انسان متحرک است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم از کودکی به نوجوانی، جوانی و پیری می‌رویم. از بی‌سوادی به سمت سواد، از نادانی به سمت دانایی و کمال حرکت می‌کنیم. همراه با ما، کهکشان حرکت می‌کند. کره‌ی زمین بر محورش حرکت می‌کند. شب و روز حرکت می‌کند. از طرفی هرچه نگاه کنیم، حرکت است. این حرکت و سکون هر دویش با هم اتفاق می‌افتد ولی انسان با لاابالی‌گری فقط به مسایل مربوط به خودش فکر می‌کند. اما شخصی مثل حافظ، به قلمروهایی از حقیقت وجود انسان سفر می‌کند که مردم با آن همزاد پنداری می‌کنند.

حالا باید چه کنیم؟

باید به ناموس جهان فکر کرد. باید در دنیایی که فکر می‌کنیم حقایقی از آن برایمان قابل درک است، آگاهانه زندگی کنیم. اگر می‌خواهیم اتفاقی که پیش‌روی ماست نیافتد. اگر یک شیب درست کنیم همه‌ی آبها بلکه مایعات عالم در آن به حرکت در می‌آیند، اگر آتشی بیافروزیم، هر چه در این آتش قرار گیرد؛ تبدیل به نوعی انرژی می‌شود و به سمت بالا حرکت می‌کند. اینها حقیقت جهان است و دنیا بر این حقایق حرکت می‌کند. انسان امروز نوعی اندیشه در جان‌اش است که باعث یک نوع بی‌خیالی و شاید گاهی، احساس خداوندگاری بر عالم بر او مستولی می‌شود. که من انسانم و همه چیز را را به نفع خودم تغییر می‌دهم و جهان را به هر شکلی که بخواهم در می‌آورم.

در کنار یک نتیجه‌گیری جزئی شتاب‌زده و یک فتح آنی، هزاران مسئله ارزشمند کلی را از هم می‌گسلند و زنجیرهای حیات را از هم پاره می‌کنند و بعد می‌نشینند به اندیشه که چی و چرا...؟! در حالی‌که موضوع از اول روشن بود. احساس خدایی کردن و فکر تصرف در همه چیز، بدون اندیشیدن به کلیت جهان. در حالی که حافظ به این اتفاقات اندیشیده بود. ابوریحان، بزرگان، پیامبرانی چون موسی و عیسی و ابراهیم علیهم السلام، به "همه چیز" اندیشیده بودند. اگر به جزء می‌اندیشیدند کلیت را هم در نظر می‌گرفتند. جزء را در کل دیدن. این بود که مشکلی پیش نمی‌آمد. حالا فکر کنم که مشخص شد چرا جوانان و مردم آن‌که باید نیستند... بویژه شعرای جوان!

با این شرایط می‌توانیم به ظهور نابغه‌ای دیگر همچون "حافظ" امید داشته باشیم؟

اینکه در جهان همیشه باید امیدوار بود جای تردیدی ندارد، اما باید توجه داشت که رسانه دارای موقعیت منحصر به فردی است، که مسئولیت زاست. کسانی که کار فرهنگی می‌کنند و اهل قلم هستند وظیفه‌ی آگاه سازی و هوشیاری مردم را دارند. اگر نابغه‌ای به دنیا نیاید از کسانی که کار فرهنگی می‌کنند، خواهند پرسید که چرا دوباره نابغه‌ای به دنیا نیامد؟ چرا جهان در آستین، موجودی نداشت که تحویل دنیای فکر و اندیشه دهد؟ می‌توانیم نا امید نباشیم، بخصوص اگر زحمتی کشیده شود و کسی زمینه‌ای برای "بیداری" فراهم کند. ابزار رسانه‌ای امروز تبدیل به اسباب‌بازی‌ای شده که انسان بیشتر با آن وقت می‌کشد. این ابزاری که می‌توانست با همان لطایفی که می‌اندیشد و جاذبه‌هایی که دارد، بیدار کننده باشد، تبدیل به ابزاری برای خواب کردن مردم شده است. خواب کردن و سرگرمی انسان است تا بیداری او.

شاید مشکل از نبود نقد و منتقد واقعی باشد؟

روزی نقادی وجود داشت که قانونمندی وجود داشت. اعتقادات یکنواخت وجود داشت. اینکه بنا باشد هر کسی نو آور باشد، معنی‌اش این است که در جهان حقیقتی نیست که در مقابل این نوآوری سر فرود بیاورد. زیبایی‌ای وجود ندارد که همه بر زیبا بودنش صحه بگذارند. آنچه که من خلق کنم برای خودم زیباست، آنچه شما خلق کنید برای خودتان زیباست و آنچه دیگری خلق کند برای خودش زیباست. آیا در چنین دنیایی، نقد می‌تواند وجود داشته باشد؟ نقد یعنی سره و ناسره کردن آثاری که همه از یک حقیقت نشات می‌گیرند و می‌خواهند یک چیز را بیان کنند. نقد متعلق به روزگار ما نیست. روزگاری که همه فکر می‌کنند که استادی کامل و حرفه‌ای هستند.

نقادی یک قانونمندی است در خارج از وجود من، که من اول باید آن را بپذیرم. حتی در قانونهای معمولی در جهان، تعهداتی است که انسانها خودشان ابداع می‌کنند، بعد این ابداعات را بصورت قانون می‌پذیرند و در مقابلش سر فرود می‌آورند. اما امروز هر کسی به میل خودش در صورت و معنی شعر با عنوان نو آوری تصرف می‌کند.

شکستن مرزها و کلیشه‌ها و چیزهایی که انسان را اسیر کرده و نمی‌گذارد حرکت کند؛ شاید خوب باشد، اما این شکستن‌ها باید به عهده‌ی اهل ابداع و نوآوران حقیقی باشد. کسانی که در این زمینه تحصیل کردند. در حقیقت اهل بدعت، نادانی که می‌خواهد مرز شکنی کند، نیست. و گرنه همین می‌شود و مسائلی را که الان گرفتارش هستیم، پیش می‌آید. همه شعر می‌گویند، همه از شعر خود راضیند و همه هم متفق می‌گویند که دنیا دیگر مثل حافظ ندارد. پس شما هم راضی هستید و هم ناراضی. ما باید اول تکلیفمان را با خودمان مشخص کنیم.

متشکرم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

۱۳۸۶/۰۷/۰۷
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

بایگانی  
طریقه‌ی کتاب خواندن/ آندره موروا
آیا کتاب خواندن هم کاری است؟ «وانری لاربو» مطالعه را «گناهی بدون عقاب» می‌داند و بالعکس «دکارت» آن را «گفت‌وگو با شریف‌ترین مردان قرون گذشته می‌شمارد»، و هر دو در تشخیص خود ذیحق هستند.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
آیین نقد کتاب
اندیشه نقد و نقد اندیشه بسی قدمت دارد. سابقه انتقاد ادبی یا سخن‌سنجی به یونان باستان و بوطیقا (=فن شعر) ارسطو می‌رسد. در اسلام ریشه‌های انتقاد اندیشه و عمل در قرآن مجید هست.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
انتقاد از کتاب / علی شریعتمداری
کسی که می‌خواهد کتابی را مورد بررسی و انتقاد قرار دهد باید از رشته‌ای که این کتاب بدان مربوط است اطلاعات کافی داشته باشد. منظور از اطلاعات کافی این است که انتقادکننده به اصول و مبانی رشته مربوط آشنا باشد
۱۳۸۵/۰۴/۱۳
هنر کتاب نخواندن/ بهاءالدین خرمشاهی
بسیاری کتابها به یک بار خواندن نمی‌ارزند و بسیاری کتابهاست که ارزش ورق زدن جدی هم ندارد. و برعکس بعضی کتابهاست که مادام‌العمر می‌توان و می‌بایدشان خواند.
۱۳۸۵/۰۱/۲۸
کتابهای خواندنی/ عباس اقبال
اگر به نسبت با مردم ممالک متمدنه عالم، ایرانی را در نظر بگیرید و مقدار آنچه را در عرض سال خوانده است با مبلغ خوانده‌های هریک از افراد ملل متمدنه در میزان مقایسه بیاورید خواهید دید که ایرانی در سال چیزی نخوانده است .
۱۳۸۵/۰۱/۰۵

بایگانی  
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...
۱۳۸۷/۰۶/۰۷
داستان به مثابه‌ی "سلول بنیادین"
ما با تورم جشنواره‌های ادبی مواجهیم. این هم خودش شرح کشافی می‌خواهد که کسی که پول داشته باشد می‌تواند جشنواره تاسیس کند... داستان نوشتن مثل ساختمان‌سازی نیست که آجر را بگذاری و بالا برود. واقعاً بستگی به حال دارد... برای من مهم جایگاه شیخ فضل الله نوری و اتفاقاتی است که افتاد و مردمی که پای دارش آنگونه رفتار کردند.
۱۳۸۷/۰۵/۱۴
چوبک ‌سبک ندارد / محمد رضا بایرامی
از کارهای چوبک ما به یک کلیت نمی‌رسیم که بتوانیم آن را سبک تلقی کنیم... در کارهای ناتورالیستی‌اش زیاد می‌بینید که در آن سعی می‌کند زشتی‌ها، پلیدی‌ها، پلشتی‌ها و دردهای جامعه را نشان دهد. انگار دارد لجنی را به هم می‌زند که می‌داند به هم زدنش جز اینکه بوی تعفن را در فضا پراکنده کند، ویژگی دیگری ندارد.
۱۳۸۷/۰۵/۱۱
قصد قربت کن / امیر رضا ستوده
این آقا (امام) گفته که در خرمشهر بمانید و از شهر محافظت کنید. ما هم ماندیم و عراق حمله کرد و از این بابت قریب به نهصد هزار تومان ضرر کردیم و خانه و وسایل آن آسیب دیدند. لذا من از ایشان شکایت دارم... مگر من اصول دین مردمم که هر جا و هر کسی با من مخالفت کرد، دینش تباه شود.
۱۳۸۷/۰۴/۲۵
حکمت‌مظلوم‌صدرایی/ حسن فتحی
تاریخ نگاران، فقط روزشمار زندگی شاهان را نوشته‌اند و حتی به تعداد بیماری یبوست آنها نیز اشاره کرده‌اند، اما درباره‌ی زندگی دانشمندان و اهالی علم و فن بیش از چند سطر و یا نهایتا چند صفحه ننوشته‌اند؛ زیرا تاریخ‌نگاران بیش از هرجا در کانون‌های قدرت متمرکز بوده‌اند و درباره‌ی قدرت‌مداران نوشته‌اند؛ نه درباره‌ی حقیقت‌مداران.
۱۳۸۷/۰۳/۰۸
اصل44 و ادبیات ملی/ رضا امیرخانی
تنها کتابی که در کتابخانه‌های آمریکا به آن برخوردم "بوف کور" هدایت بود که وقتی در یکی از ایالت‌ها یعنی اوهایو بررسی کردم، دیدم در طول یک سال اصلا کسی آن را به امانت نگرفته بود. بنابراین صرف ترجمه تمام‌کننده نیست.
۱۳۸۷/۰۲/۲۲
مافیای دولتی نشر / محمدرضا حدادی
وزارت فرهنگ فقط در سال گذشته نزدیک به 270 میلیارد تومان بودجه داشته است؛ سازمان تبلیغات اسلامی بین 20-17 میلیارد تومان ...چرا نباید ناشرین رتبه‌بندی شوند؟ آیا هرکسی باید حق انتشار فرهنگ لغات داشته باشد؟ آیا هرکسی باید حق انتشار کتب دینی را داشته باشد؟ آیا هر کسی باید حق ترجمه‌ی کتاب داشته باشد؟!
۱۳۸۷/۰۱/۱۸
7‌هزار‌نفر عضو داشتیم/ امیرحسین فردی
ماموریت ‌بهزاد، قصه گفتن برای بچه‌ها بود. او هم به رسم پرده‌خوانی و دراویش؛ در نقش چند شخصیت، قصه را اجرا می‌کرد. استقبال آنقدر زیاد بود که در کتابخانه برای بچه‌ها جا نبود؛ با این حال بزرگترها هم گاهی سرک می‌کشیدند. موقع قصه‌گویی واقعا نقش بازی می‌کرد و بچه‌ها را به قصه و کتاب علاقمند می‌کرد.
۱۳۸۶/۱۲/۱۶
کتاب تقلبی چاپ می‌کردیم / محمود حکیمی
خبر آوردند که حاکم قم را که به حکم رشاء از حکومت ساقط کرده بودم، به فرمان شما و به خاطر عمه‌جان حضرتعالی به حکومت باز گرداندند. فرمودم که او را دست بسته به تهران بیاورند تا به حضرتعالی گفته باشم، حکومت را به توصیه عمه و خاله نمی‌توان اداره کرد.
۱۳۸۶/۱۰/۰۴
حرف‌هایم را در شعرهایم می‌زنم / قیصر امین‌پور
قرار نیست ما از جوان‌ها انتظار داشته باشیم همه "علی معلم" باشند. آنها بایستی شروع کنند و تمرین کنند. باید قواعد را یاد بگیرند. محتوا خودش در اثر تفکر و رشد پیش می‌آید.
۱۳۸۶/۰۸/۱۰
ممیزی در اتاق تاریک یا داستان سانسور
این تاریکی و عدم شفافیت که "بی‌تردید" موجد و موجب فساد است؛ سال‌هاست که گریبان فرهنگ ما را گرفته است و ظاهرا هم کسی نمی‌خواهد به داد آن برسد. برخورد‌های سلیقه‌ای، رشد نشر زیر زمینی و از همه ‌مهم‌تر عدم امکان ارزیابی و نظارت به دلیل وجود نداشتن آئین‌نامه‌های شفاف و جامع و خلاصه بی‌قانونی، همگی حاصل این تاریکی است. آنچه می‌آید قرار "بود" اولین مصاحبه‌ی رسمی با یک بررس کتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد...
۱۳۸۶/۰۸/۰۶
وقتی همه شاعر می‌شوند / گفتگو با علی معلم دامغانی
می‌توانیم نا امید نباشیم، بخصوص اگر زحمتی کشیده شود و کسی زمینه‌ای برای "بیداری" فراهم کند. ابزار رسانه‌ای امروز تبدیل به اسباب‌بازی‌ای شده که انسان بیشتر با آن وقت می‌کشد. ابزاری که می‌توانست با جاذبه‌هایی که دارد، بیدارکننده باشد، تبدیل به ابزاری برای خواب کردن مردم شده است.
۱۳۸۶/۰۷/۱۱
روشنفکر باید ملاک بسازد / گفتگو با ‌جلال آل‌احمد
نه می‌خواهم چیزی بسازم-- دیگه روحیه‌ی پیغمبریم رو خوش‌بختانه از دست دادم، با از حزب در‌آمدن‌هایم -- و نه می‌خواهم دنیا رو عوض کنم -- با از سیاست در‌آمدن‌ها -- ما می‌خواهیم با هر آدمی در درون خودش، در تنهایی خودش، طرف بشیم.
۱۳۸۶/۰۶/۲۵
در برابر تحقیر رسانه‌ای / بیژن نوباوه
به ما ویزای "سی 2" می‌دهند؛ ویزایی که برای کارکنان و خدمه‌ی کشتیرانی و یا خدمه‌ی هواپیما صادر می‌شود. خبرنگاران ما در آمریکا بیش از 25مایل نمی‌توانند از محل اقامتشان فاصله بگیرند. با هیچ دستگاه دولتی آمریکا حق گفتگو ندارند. اجازه‌ی ورود به واشنگتن‌سیتی ــ پایتخت ــ و اجازه‌ی تهیه گزارش از کنگره‌ را هم ندارند.
۱۳۸۶/۰۵/۱۷
ما اصلا روشنفکر دینی نداریم!
روشنفکر برای ایجاد تحول باید بتواند یک فکر را جایگزین فکری دیگر کند. همیشه هم معنی فکر این نیست که موجودی گذشته را از بین ببریم... در حالیکه در جامعه‌ی ما معمولا روشنفکری را با مبارزه اشتباه می‌گیرند و فکر می‌کنند که هرکس با دولت مبارزه کند، روشنفکر است
۱۳۸۶/۰۵/۰۸
"ماهی" در ماهی‌تابه / یک ناشر
طیف کتاب‌خوان بزرگ‌سال ما در اقلیت است و اگر بخواهیم کتاب‌خوان کتب بزرگسال داشته باشیم، مطمئنا باید از میان کودک و نوجوان صید کنیم... این حمایت از نشر و فرهنگ و قلم را باید بردارند؛ هر کس توانست، کار کند؛ هر کس نتوانست به سراغ شغل دیگر خواهد رفت.
۱۳۸۶/۰۴/۰۶
ما بی‌عرضه‌ایم!
fax News، NBC ،CBS و AP و... خیلی راحت و آزادانه در ایران در حال تهیه‌ی گزارش و مصاحبه برای تشویش افکار عمومی جهان هستند؛ ولی ما همچنان بایکوت هستیم. این ماجرای دردآور همچنان، مسکوت مانده و مشمول مرور زمان شده و با یک تعارفاتی برگزار و از آن عبور می‌شود.
۱۳۸۶/۰۳/۲۶
معتقد به تبلیغات نیستم
آقای جلیلی مختارند. می‌توانند انتخاب کنند و برگردند و ادامه کار بدهند و می‌توانند ادامه ندهند. ولی ما نشریه سوره را ادامه می‌دهیم. کما اینکه دیدید شماره سی‌ام هم منتشر شد و شماره جدید هم همین روزها منتشر خواهد شد.
۱۳۸۶/۰۲/۲۳
نقشه‌ای برای تولید آثار فاخر دینی و ملی نداریم
استناد به خواب و رویا، احضار روح، ملاقات با ائمه و... از جمله موضوعاتی است که امروز دستمایه سودجویانی شده که همخوانی ذاتی این موضوعات با فطرت را به عنوان کلیدی راه‌گشا! برای حضور بازاری در جامعه‌ی نشر و کسب سودهای کلان شناخته‌اند.
۱۳۸۶/۰۲/۱۸
از این روزهای نادر / گفت‌وگو با همسر "نادر ابراهیمی"
همسر و همراه آدمی پر شر و شور بودن، لذت‌بخش است؛ اما سخت هم هست. وقتی همسر کسی که چند فرزند دارد، به خانه بیاید و بگوید: «اخراج شدم»، چه حالی به انسان دست می‌دهد؟
۱۳۸۶/۰۱/۱۹
اصلاحات اضطراری در شورای عالی انقلاب فرهنگی / حسن رحیم‌پور ازغدی
مطمئنا مهندسی فرهنگ به این معانی نیست: اضافه کردن به قطر نهادهای رسمی، تار تنیدن در اطراف گروههای مرجع در جهت غیر مسئول دانستن آنها، نفی تحول، توزیع افتخارات بر اساس منافع و یا گروه حاکم.
۱۳۸۵/۱۲/۱۲
مظلوم‌ترین پیامبر
در مقایسه‌ی میان کارنامه‌ی ادبی و هنری مسلمانان در معرفی پیامبر(ص) با تلاش پیروان ادیان دیگر به خصوص مسیحیت در معرفی پیامبرشان، می‌توان نتیجه گرفت که ما مسلمانان در این زمینه دچار تنبلی و کم‌کاری و سهل‌انگاری وحشتناکی بوده‌ایم.
۱۳۸۵/۱۱/۱۹
حسینیان: ما تنبلیم!
مصدق آخرین نفری بود که به آیت‌الله کاشانی و یارانش اضافه شد. اگر شما مذاکرات کمیسیون نفت را که در سال 1329 ثبت شده؛ و نطق‌های مصدق را نگاه کنید می‌بینید که مصدق تا اواخر جزء مخالفین ملی شدن است! استدلال حقوقی هم می‌کرد که: «قرارداد دو جانبه است، نباید یک طرفه نقض شود»
۱۳۸۵/۱۰/۲۳
آیا صفار هرندی می‌تواند کارى بکند؟
به نظر من اینها دچار روزمرگى هستند، چون نگاه تئوریک و نگاه نظرى ندارند. به اتاق فکر هم چندان ارادت و عنایتى ندارند. من فکر مى کنم که بدتر از گذشتگان بر سرشان خواهد آمد و باز هم با واکنش مردم مواجه خواهند شد. ما همواره از یک چیز دفاع کردیم: توسعه فرهنگى.
۱۳۸۵/۰۹/۲۱

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام