کتاب نیوز  شناسنامه

لباسی برای عملگی خدا / محسن حدادی

mohsen@ketabnews.com

 

"به ترکیه تبعیدش کرده بودند. به محض ورود گفتند لباس‌هایت را عوض کن و لباس روحانی‌های اینجا را بپوش! پالتو و کلاه شاپو. امام پالتو را قبول کرد ولی کلاه را نه. می‌گفت سوغات آتاتورک و رضاخان است.

 

***

توی مسیری در یک اتوبوس بودیم. نیمه‌های راه ماشین پنچر شد و راننده ساعتی با ماشین کلنجار رفت. وقتی که آمد بالا برگشت عقب را نگاهی انداخت و طوری که همه بشوند؛ گفت: بیا! آخوند سوار کردیم، ماشین خراب شد..." خاطرات حضرت امام(ره)

 

 

 

براساس قانون، طلبه تا پایان سال ششم تحصیل، مجاز به پوشیدن لباس روحانیت نیست و پس از آن هم هیچگونه الزامی بر آن ندارد. طبیعی است که این سابقه‌ی شش ساله، زمینه مناسبی برای آشنایی با اهداف و رسالت حوزه و واقعیت‌های موجود تحت لوای روحانیت برای وی فراهم می‌آورد. انتظار می‌رود طلبه پس از شش سال، تکلیف خود را با حوزه یکسره کند. اگر می‌خواهد بماند، با اعتقاد و استوار بماند و اگر می‌خواهد برود، قاطعانه برود و اگر فرض کنیم به چنین اعتقاد محکم و تصمیم قاطعی نرسیده باشد، ابدا نباید لباس روحانیت به تن کند و در مسلک روحانیون درآید؛ زیرا بار سنگین روحانیت جز بر دوش نیروهای مومن و معتقد قرار نمی‌یابد و با چنان تزلزل و ابهامی سازگاری ندارد.

قبا، عبا، عمامه... لباسی برای روحانیت، نماد و پرچم وجود طلبه‌ی دانشگاه پروردگار است. نشانی صنف و نهادی که رسالتی بس بزرگ و خطیر برعهده دارد. شناسنامه‌ای هویدا که منادیان اسلام بر پیشانی خود حک کرده اند؛ در یک جمله: «لباسی برای عملگی خدا».

 

این کتاب که دویست و شصت و چهارمین عنوان از مجموعه کتب منتشر شده توسط موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) است و در بخش‌هایی همچون تشریح نماد و لباس، پیشینه تمایز لباس روحانیت، فواید لباس روحانیت، پرسش‌ها و ابهامات، زمان و شرایط پوشیدن لباس، کیفیت لباس و هیئت ظاهری، سطح زندگی و رفتار اجتماعی طلاب تنظیم شده است. نویسنده با نگاهی گذرا به تاریخچه‌ی پیدایش لباس روحانیت، نقش و کارکردهای آن، قصد دارد به برخی شبهات و پرسش‌های موجود در اذهان عمومی پاسخ گوید. 

 

اگر چه همت نویسنده ــ محمد عالم‌زاده‌ نوری  ــ و ناشر در پرداختن به موضوعی بکر و جذاب قابل تقدیر است، ولیکن عنصر شتابزدگی، عدم جامعیت و بعضا پراکنده گویی در ارائه‌ی مبحث اصلی نیز در کتاب، کاملا آشکار است. ناشر نیز در مقدمه کتاب آورده است که این نوشتار بدون آنکه ادعای پاسخ به همه پرسش های مربوط به لباس روحانیت را داشته باشد فقط باب گفتگو در این موضوع را در گام نخست گشوده است.

 

نه همین لباس زیبا...

طلبه ای که لباس دین و دین مداری و دین آموزی بر تن می کند باید در تمامی حوزه‌ها خود را بیاراید و آماده‌ی مواجهه با انواع اندیشه‌ها و عقیده‌ها و خواست‌ها باشد. مولف این موضوع را با حدیثی تأمل برانگیز از حضرت صادق(ع) عرضه می‌کند: «کار خوب از هر کس خوب است، اما از تو خوب‌تر؛ بدلیل نسبتی که با ما داری؛ کار بد هم از هر کس بد است و از تو بدتر؛ به خاطر نسبتی که با ما داری». از سویی پوشیدن این لباس، موجبات تمسخر و نکوهش عده‌ای هم پدید می‌آورد که اینجا هم مشخص می‌گردد آنکس که حقیقتاً این لباس را برای رضای خدا و انجام وظیفه در پیشگاه خدا انتخاب می‌کند با چه مشکلاتی روبروست: «طلبه یا راه پر شکوه طلبگی را با بصیرت انتخاب کرده و به آن عشق می‌ورزد و می‌بالد، آن را حق می‌داند و از تأثیری که در جامعه می‌گذارد، خرسند است و انتخاب خود را مورد رضای خدا و امام عصر(عج) می‌داند و با خود می‌گوید چه بیم از اعلام آشکار این همه افتخار؟ و یا اینکه بدون اعتقاد و به تحمیل در این مسیر گام نهاده، از تصمیم خود مطمئن نیست و امیدی به آینده ندارد، مسئولیت طلبگی را درک نکرده و از اینکه دیگران بدانند او طلبه است، احساس شرمندگی می‌کند! که باید خود را اصلاح کند».


حاج آقا به شما بنز نرسید!؟

نویسنده در بخش دیگری از کتاب تحت عنوان آسیب‌های لباس و نوع زندگی اجتماعی طلبه، آورده است: «لباس روحانیت ناهنجاری هایی نیز دارد: آشفتگی عمامه و کم توجهی به زیبایی آن، زیاد بزرگ بودن یا کوچک بودن عمامه، باز گذاشتن دکمه قبا یا آستین پیراهن، کشیده شدن عبا روی زمین و بلندی بیش از اندازه لباس، کوتاه بودن عبا از قبا یا لباده و... شمایل ظاهری روحانی در اجتماع باید همچون پیامبر اکرم (ص) متوازن، آراسته، خوش‌نما، پاکیزه، جذاب، معطر و بدون عیب باشد».


بخش پایانی کتاب نیز پاسخ به پرسش‌های متداول مردم است که از جمله نقاط قوت کتاب به حساب می‌آید. شاید این پرسش‌ها، ذهن شما را هم درگیر کرده باشد که با خواندن این کتاب به بخشی از آن‌ها پاسخ داده شود:


- عالمان دین بدون لباس هم می‌توانند وظایف خود را انجام دهند، چرا باید از دیگران متمایز شوند؟
- عده‌ای صاحبان این لباس را مسخره می‌کنند، آیا پوشیدن این لباس در چنین شرایطی سبک شدن جایگاه روحانیت نیست؟

- آیا این لباس هیچ ریشه‌ی تاریخی دارد؟ اصلا ضد عرف و لباس شهرت نیست؟ یا اینکه مانع جدایی از مردم نمی شود؟

۱۳۸۶/۰۷/۲۹
 مطالب مرتبط 
باغ کاغذی در مدینه / محسن حدادی

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

بایگانی  
طریقه‌ی کتاب خواندن/ آندره موروا
آیا کتاب خواندن هم کاری است؟ «وانری لاربو» مطالعه را «گناهی بدون عقاب» می‌داند و بالعکس «دکارت» آن را «گفت‌وگو با شریف‌ترین مردان قرون گذشته می‌شمارد»، و هر دو در تشخیص خود ذیحق هستند.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
آیین نقد کتاب
اندیشه نقد و نقد اندیشه بسی قدمت دارد. سابقه انتقاد ادبی یا سخن‌سنجی به یونان باستان و بوطیقا (=فن شعر) ارسطو می‌رسد. در اسلام ریشه‌های انتقاد اندیشه و عمل در قرآن مجید هست.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
انتقاد از کتاب / علی شریعتمداری
کسی که می‌خواهد کتابی را مورد بررسی و انتقاد قرار دهد باید از رشته‌ای که این کتاب بدان مربوط است اطلاعات کافی داشته باشد. منظور از اطلاعات کافی این است که انتقادکننده به اصول و مبانی رشته مربوط آشنا باشد
۱۳۸۵/۰۴/۱۳
هنر کتاب نخواندن/ بهاءالدین خرمشاهی
بسیاری کتابها به یک بار خواندن نمی‌ارزند و بسیاری کتابهاست که ارزش ورق زدن جدی هم ندارد. و برعکس بعضی کتابهاست که مادام‌العمر می‌توان و می‌بایدشان خواند.
۱۳۸۵/۰۱/۲۸
کتابهای خواندنی/ عباس اقبال
اگر به نسبت با مردم ممالک متمدنه عالم، ایرانی را در نظر بگیرید و مقدار آنچه را در عرض سال خوانده است با مبلغ خوانده‌های هریک از افراد ملل متمدنه در میزان مقایسه بیاورید خواهید دید که ایرانی در سال چیزی نخوانده است .
۱۳۸۵/۰۱/۰۵

بایگانی  
علی‌‌پروین در دوکوهه / داوود امیریان
در حال تشنگی خوابم برد. یک دفعه دیدم قطره‌های آب روی صورتم می‌ریزد. چشمهایم را باز کردم. خواهرهایم بودند. گریه می‌کردند و مرا می‌بوسیدند. آنها که رفتند نمازشب خواندم و گفتم خدایا من شهادت را دوست دارم، اما این یک‌بار ما را شهید نکن، اینها خیلی گریه می‌کنند و متأسفانه خدا به حرفم گوش داد.
۱۳۸۷/۰۸/۱۸
نسل دوم مهاجران / جومپا لاهیری
وقتی کسی به عنوان فرزند خانواده‌ای مهاجر در سرزمینی بیگانه بزرگ می‌شود، همواره معنای پدیده‌ای را که می‌توان بی‌ریشگی یا بی‌ریشه‌کردن خود نام گذاشت به‌خوبی درک می‌کند... من خود می‌دانستم که والدین‌ام چه کشیده‌اند و احساس بی‌ریشگی کاملا برایم ملموس و آشنا بود.
۱۳۸۷/۰۷/۱۷
درشت‌نمایی مضحکه / محمدعلی علومی
آثار ارسکین کالدول به راحتی می‌توانند آثاری از خسروشاهانی و یا کیومرث صابری باشند. آثار ویلیام سارویان شباهت زیاد به آثار منوچهر احترامی و آثار جیمز تربر با آن فضاهای غریب و سوررئال می‌توانند آثاری از عمران صلاحی و یا غلامحسین ساعدی باشند... در تمام آثار ادبی ارزشمند روانکاری آدم‌ها در موقعیت‌های مختلف و متضاد دیده می‌شود.
۱۳۸۷/۰۷/۰۶
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...
۱۳۸۷/۰۶/۰۷
داستان به مثابه‌ی "سلول بنیادین"
ما با تورم جشنواره‌های ادبی مواجهیم. این هم خودش شرح کشافی می‌خواهد که کسی که پول داشته باشد می‌تواند جشنواره تاسیس کند... داستان نوشتن مثل ساختمان‌سازی نیست که آجر را بگذاری و بالا برود. واقعاً بستگی به حال دارد... برای من مهم جایگاه شیخ فضل الله نوری و اتفاقاتی است که افتاد و مردمی که پای دارش آنگونه رفتار کردند.
۱۳۸۷/۰۵/۱۴
چوبک ‌سبک ندارد / محمد رضا بایرامی
از کارهای چوبک ما به یک کلیت نمی‌رسیم که بتوانیم آن را سبک تلقی کنیم... در کارهای ناتورالیستی‌اش زیاد می‌بینید که در آن سعی می‌کند زشتی‌ها، پلیدی‌ها، پلشتی‌ها و دردهای جامعه را نشان دهد. انگار دارد لجنی را به هم می‌زند که می‌داند به هم زدنش جز اینکه بوی تعفن را در فضا پراکنده کند، ویژگی دیگری ندارد.
۱۳۸۷/۰۵/۱۱
قصد قربت کن / امیر رضا ستوده
این آقا (امام) گفته که در خرمشهر بمانید و از شهر محافظت کنید. ما هم ماندیم و عراق حمله کرد و از این بابت قریب به نهصد هزار تومان ضرر کردیم و خانه و وسایل آن آسیب دیدند. لذا من از ایشان شکایت دارم... مگر من اصول دین مردمم که هر جا و هر کسی با من مخالفت کرد، دینش تباه شود.
۱۳۸۷/۰۴/۲۵
حکمت‌مظلوم‌صدرایی/ حسن فتحی
تاریخ نگاران، فقط روزشمار زندگی شاهان را نوشته‌اند و حتی به تعداد بیماری یبوست آنها نیز اشاره کرده‌اند، اما درباره‌ی زندگی دانشمندان و اهالی علم و فن بیش از چند سطر و یا نهایتا چند صفحه ننوشته‌اند؛ زیرا تاریخ‌نگاران بیش از هرجا در کانون‌های قدرت متمرکز بوده‌اند و درباره‌ی قدرت‌مداران نوشته‌اند؛ نه درباره‌ی حقیقت‌مداران.
۱۳۸۷/۰۳/۰۸
اصل44 و ادبیات ملی/ رضا امیرخانی
تنها کتابی که در کتابخانه‌های آمریکا به آن برخوردم "بوف کور" هدایت بود که وقتی در یکی از ایالت‌ها یعنی اوهایو بررسی کردم، دیدم در طول یک سال اصلا کسی آن را به امانت نگرفته بود. بنابراین صرف ترجمه تمام‌کننده نیست.
۱۳۸۷/۰۲/۲۲
مافیای دولتی نشر / محمدرضا حدادی
وزارت فرهنگ فقط در سال گذشته نزدیک به 270 میلیارد تومان بودجه داشته است؛ سازمان تبلیغات اسلامی بین 20-17 میلیارد تومان ...چرا نباید ناشرین رتبه‌بندی شوند؟ آیا هرکسی باید حق انتشار فرهنگ لغات داشته باشد؟ آیا هرکسی باید حق انتشار کتب دینی را داشته باشد؟ آیا هر کسی باید حق ترجمه‌ی کتاب داشته باشد؟!
۱۳۸۷/۰۱/۱۸
7‌هزار‌نفر عضو داشتیم/ امیرحسین فردی
ماموریت ‌بهزاد، قصه گفتن برای بچه‌ها بود. او هم به رسم پرده‌خوانی و دراویش؛ در نقش چند شخصیت، قصه را اجرا می‌کرد. استقبال آنقدر زیاد بود که در کتابخانه برای بچه‌ها جا نبود؛ با این حال بزرگترها هم گاهی سرک می‌کشیدند. موقع قصه‌گویی واقعا نقش بازی می‌کرد و بچه‌ها را به قصه و کتاب علاقمند می‌کرد.
۱۳۸۶/۱۲/۱۶
کتاب تقلبی چاپ می‌کردیم / محمود حکیمی
خبر آوردند که حاکم قم را که به حکم رشاء از حکومت ساقط کرده بودم، به فرمان شما و به خاطر عمه‌جان حضرتعالی به حکومت باز گرداندند. فرمودم که او را دست بسته به تهران بیاورند تا به حضرتعالی گفته باشم، حکومت را به توصیه عمه و خاله نمی‌توان اداره کرد.
۱۳۸۶/۱۰/۰۴
حرف‌هایم را در شعرهایم می‌زنم / قیصر امین‌پور
قرار نیست ما از جوان‌ها انتظار داشته باشیم همه "علی معلم" باشند. آنها بایستی شروع کنند و تمرین کنند. باید قواعد را یاد بگیرند. محتوا خودش در اثر تفکر و رشد پیش می‌آید.
۱۳۸۶/۰۸/۱۰
ممیزی در اتاق تاریک یا داستان سانسور
این تاریکی و عدم شفافیت که "بی‌تردید" موجد و موجب فساد است؛ سال‌هاست که گریبان فرهنگ ما را گرفته است و ظاهرا هم کسی نمی‌خواهد به داد آن برسد. برخورد‌های سلیقه‌ای، رشد نشر زیر زمینی و از همه ‌مهم‌تر عدم امکان ارزیابی و نظارت به دلیل وجود نداشتن آئین‌نامه‌های شفاف و جامع و خلاصه بی‌قانونی، همگی حاصل این تاریکی است. آنچه می‌آید قرار "بود" اولین مصاحبه‌ی رسمی با یک بررس کتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد...
۱۳۸۶/۰۸/۰۶
وقتی همه شاعر می‌شوند / گفتگو با علی معلم دامغانی
می‌توانیم نا امید نباشیم، بخصوص اگر زحمتی کشیده شود و کسی زمینه‌ای برای "بیداری" فراهم کند. ابزار رسانه‌ای امروز تبدیل به اسباب‌بازی‌ای شده که انسان بیشتر با آن وقت می‌کشد. ابزاری که می‌توانست با جاذبه‌هایی که دارد، بیدارکننده باشد، تبدیل به ابزاری برای خواب کردن مردم شده است.
۱۳۸۶/۰۷/۱۱
روشنفکر باید ملاک بسازد / گفتگو با ‌جلال آل‌احمد
نه می‌خواهم چیزی بسازم-- دیگه روحیه‌ی پیغمبریم رو خوش‌بختانه از دست دادم، با از حزب در‌آمدن‌هایم -- و نه می‌خواهم دنیا رو عوض کنم -- با از سیاست در‌آمدن‌ها -- ما می‌خواهیم با هر آدمی در درون خودش، در تنهایی خودش، طرف بشیم.
۱۳۸۶/۰۶/۲۵
در برابر تحقیر رسانه‌ای / بیژن نوباوه
به ما ویزای "سی 2" می‌دهند؛ ویزایی که برای کارکنان و خدمه‌ی کشتیرانی و یا خدمه‌ی هواپیما صادر می‌شود. خبرنگاران ما در آمریکا بیش از 25مایل نمی‌توانند از محل اقامتشان فاصله بگیرند. با هیچ دستگاه دولتی آمریکا حق گفتگو ندارند. اجازه‌ی ورود به واشنگتن‌سیتی ــ پایتخت ــ و اجازه‌ی تهیه گزارش از کنگره‌ را هم ندارند.
۱۳۸۶/۰۵/۱۷
ما اصلا روشنفکر دینی نداریم!
روشنفکر برای ایجاد تحول باید بتواند یک فکر را جایگزین فکری دیگر کند. همیشه هم معنی فکر این نیست که موجودی گذشته را از بین ببریم... در حالیکه در جامعه‌ی ما معمولا روشنفکری را با مبارزه اشتباه می‌گیرند و فکر می‌کنند که هرکس با دولت مبارزه کند، روشنفکر است
۱۳۸۶/۰۵/۰۸
"ماهی" در ماهی‌تابه / یک ناشر
طیف کتاب‌خوان بزرگ‌سال ما در اقلیت است و اگر بخواهیم کتاب‌خوان کتب بزرگسال داشته باشیم، مطمئنا باید از میان کودک و نوجوان صید کنیم... این حمایت از نشر و فرهنگ و قلم را باید بردارند؛ هر کس توانست، کار کند؛ هر کس نتوانست به سراغ شغل دیگر خواهد رفت.
۱۳۸۶/۰۴/۰۶
ما بی‌عرضه‌ایم!
fax News، NBC ،CBS و AP و... خیلی راحت و آزادانه در ایران در حال تهیه‌ی گزارش و مصاحبه برای تشویش افکار عمومی جهان هستند؛ ولی ما همچنان بایکوت هستیم. این ماجرای دردآور همچنان، مسکوت مانده و مشمول مرور زمان شده و با یک تعارفاتی برگزار و از آن عبور می‌شود.
۱۳۸۶/۰۳/۲۶
معتقد به تبلیغات نیستم
آقای جلیلی مختارند. می‌توانند انتخاب کنند و برگردند و ادامه کار بدهند و می‌توانند ادامه ندهند. ولی ما نشریه سوره را ادامه می‌دهیم. کما اینکه دیدید شماره سی‌ام هم منتشر شد و شماره جدید هم همین روزها منتشر خواهد شد.
۱۳۸۶/۰۲/۲۳
نقشه‌ای برای تولید آثار فاخر دینی و ملی نداریم
استناد به خواب و رویا، احضار روح، ملاقات با ائمه و... از جمله موضوعاتی است که امروز دستمایه سودجویانی شده که همخوانی ذاتی این موضوعات با فطرت را به عنوان کلیدی راه‌گشا! برای حضور بازاری در جامعه‌ی نشر و کسب سودهای کلان شناخته‌اند.
۱۳۸۶/۰۲/۱۸
از این روزهای نادر / گفت‌وگو با همسر "نادر ابراهیمی"
همسر و همراه آدمی پر شر و شور بودن، لذت‌بخش است؛ اما سخت هم هست. وقتی همسر کسی که چند فرزند دارد، به خانه بیاید و بگوید: «اخراج شدم»، چه حالی به انسان دست می‌دهد؟
۱۳۸۶/۰۱/۱۹
اصلاحات اضطراری در شورای عالی انقلاب فرهنگی / حسن رحیم‌پور ازغدی
مطمئنا مهندسی فرهنگ به این معانی نیست: اضافه کردن به قطر نهادهای رسمی، تار تنیدن در اطراف گروههای مرجع در جهت غیر مسئول دانستن آنها، نفی تحول، توزیع افتخارات بر اساس منافع و یا گروه حاکم.
۱۳۸۵/۱۲/۱۲

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
پژوهشکده فرهنگ و معارف
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام