اختصاصی کتابنیوز/ محمد حسنلو
در دوران جنگ جهانی دوم وقتی وضعیت یهودیان فقیرتر اروپای شمالی، با اظهارات سیاسی و نظامی ضدیهودی یک دیکتاتور صلیب شکستهی سرخرنگ به خطر افتاد؛ ثروتمندان یهودی بهانهای پیدا کردند تا با خلق داستانهایی از کشتار یهودیان در کورههای آدمسوزی به آرزوی چند هزار سالهی خود جامهی عمل بپوشانند. در واقع وقوع چنین جنگی را ـ که جوانههایش را باید در نتیجه کشت و کار ثروتمندان یهودی دور از گود سیاست و جنگ(!) جستجو کرد ـ باید به طور حتم بهترین فرصت برای اشغال سرزمین موعود دانست.
جنگ جهانی دوم تمام میشود و جنگی دیگر و کشتارهایی تازه آغاز میشود و فلسطین با تمام مردمش به تاراج میرود و بعد از گذشت نیم قرن هنوز هم نه مقاومت سنگ، اشغال را پایان داده و نه سیاست بازیهای دشمنان با بعضی از عوامل فلسطینی توانسته صلح را در این سرزمین برقرار کند و این همان موضوع مهمی است که "قدا کرمی" نویسندهی زن فلسطینی در کتاب مهمش تحت عنوان "ازدواج با مرد غریبه" به آن اشاره میکند.
کتاب همزبان بسیاری از کتابهای دیگر فلسطینی است که از مقاومت دفاع میکنند و در کنار آن برای ترسوهایی که گفتگو را راه بهتری میدانند؛ حرف تازهای دارد.
در سال 1897 خاخام بزرگ وین ــ پایتخت اتریش ــ گزارشی دریافت کرد که در آن چشم انداز تشکیل یک منطقه یهودینشین در فلسطین تشریح شده بود. در این گزارش آمده بود "عروس زیبایی است ولی با مرد غریبهای ازدواج کرده است."

همسران فلسطین البته مردمان بومی آن هستند، ولی حالا که مهمانهای ناخوانده پیدا کردهاند؛ باید به دنبال راه حل بود و به عقیدهی "قدا کرمی" دو دولت مستقل یهود و مسلمان نمیتوانند بدون دردسر در کنار یکدیگر زندگی کنند. به عبارت دیگر با وجود مشکل و بحران "صهیونیسم" چگونه میتوان به پیشنهاد نویسندهی کتاب که همان تشکیل یک منطقهی مستقل اما مشترک برای عربها و یهودیهاست، عمل کرد. دولتی که هم از یک آرمان و فکر تبعیت کند و هم مردمان این دولت بدون تنشهای دینی روزگار سپری کنند. البته او با ارایهی این پیشنهاد تقریباً غیر ممکن، راهکاری برای آن ارائه نمیدهد؛ ولی با وجود این که جمع کردن عربها در کنار مردمان بسیاری از کشورهای اروپایی، آمریکایی و حتی آفریقایی تقریبا ناممکن است، میگوید: "حداقل این روش بهتر از قراردادهای بیهودهای مثل "اسلو" و "شرم الشیخ" خواهد بود."
او افکاری محافظه کارانه دارد و با نابودی کامل اسراییل موافق نیست و تشکیل یک دولت واحد را راه حل مناسبی برای برقراری صلح ارزیابی میکند. قدا در کتابش از چندین روش صلح حرف زده است، ولی نگفته چگونه میتوان دولت اسراییلی را بر سر مردم مسلمان فلسطین متصور بود و چرا باید عروسان فلسطینی با مردان غریبهی یهودی ازدواج کنند؛ در حالی که مردان مسلمان خود بر این سرزمین، از هر دامادی مناسبترند. و آیا تنها راه ایجاد صلح تشکیل یک حکومت واحد است؟ در حالی که نه یهودیها اسلام خواهند آورد و نه مسلمانان از اعتقاد خود دست برمیدارند.
به گزارش کتابنیوز به نقل از گاردین، در منظر ایجاد چنین دولتی میتوان متصور بود که آرزوهای بلندپروازانهی یهودیها محدود میشود؛ ولی ارتباط آنها با تمام دولتهای عربی بهبود مییابد. با این حال نویسنده هرچند تمام راههای(!) کنار آمدن با دشمنان اسلام را پیشنهاد میکند؛ ولی واژهی "گیدون لیونی" روزنامهنگار معروف آمریکایی دربارهی مردمان اسراییل را نیز نقل میکند که اسراییلیها را مبتلا به "بیماری قومی" میداند که کیک عروسی خود را با هیچ مهمانی و شاید بهتر است بگوییم، هیچ "میزبانی"، تقسیم نمیکنند؛ و حتی در قراردادهای یک طرفه نیز "صلح و تسلط" بر مردم فلسطین را یکجا میخواهند و به طور کلی در قاموس واژگان اسراییل، هیچ شریکی برای صلح دیده نمیشود؛ در حقیقت آنها دوست دارند با خود صلح کنند و با دیگران جنگ.
همین خاستگاه فکری باعث شده تا تمام مذاکرات بینالمللی ناکام بماند و مردم فلسطین، آواره و به گفتهی "کرمی" برای حل معمای صهیونیسم هیچ جوابی جز انفجار و شهادت نیابند. در مذاکرات صلحی که در سالهای اخیر صورت میگیرد، حتی نام منطقه فلسطینینشین نیز از سوی طرف صلح(!) تحمل نمیشود و تنها تحت عنوان یک منطقهی عربنشین از آن یاد میشود که بعضی اوقات با شیطنت بعضی سیاستمداران عرب، این منطقه هم با شخصیتهای حقوقی دیگری بیان میشود؛ که مثلاً بهتر است نوار غزه "مصری" شود و کرانهی باختری تحت ادارهی کشور اردن قرار گیرد و به طور کلی فلسطین در دیگر مناطق عربی محو شود! و یک دولت مستقل اسراییلی بماند تا صلح پایدار در منطقه حاکم شود. در این صورت است که نه سیخ میسوزد و نه کباب! و البته در این میان بعضی رجال خودفروختهی عرب سهمی از این کباب دارند!
قدا در کتابش هر چند پیشنهاد تشکیل یک دولت واحد را ارائه کرده است، ولی اعتقاد دارد حتی ایجاد چنین دولتی نیز هیچ مشکلی را از مردم فلسطین حل نخواهد کرد؛ بلکه مشکل تغییر ماهیت و تفکر صهیونیستی است که هیچ تناسبی با ادیان الهی و حتی دین یهود ندارد و اگر این تغییر در افکار صهیونیستها شکل بگیرد، تشکیل یک دولت صلح و یا بیشتر، امری ساده خواهد بود. او معتقد است در یک کلام حتی تشکیل دو دولت مستقل در منطقه پایان راه مذاکرات صلح نیست، بلکه جدایی یک نقطه، فصل شروع اسراییلی جدید محسوب میشود.
طبق مضمون اصلی کتاب قدا، وقتی چشمها را کمی در انگیزههای اسراییلی تیزتر کنیم، چیزی جز القای ترس و وحشت در چشمهای سران صهیونیسم که یهودی یا کلیمی بودن آنها نیز معلوم نیست، به وضوح نمایان است. راهی که برای به کرسی نشاندن افکار خود برگزیدهاند. ولی شاید خبر ندارند که این ترس به خود مردم یهود نیز منتقل خواهد شد و باید زمزمههای اعتراض این قشر از ساکنان سرزمین های اشغالی را نیز انتظار کشید.
گاردین