میرزا مهدی خفیهنویس
"در اندورنی وبگاه نشسته بودیم به رتق و فتق امور که میسنجر یاهو، ناغافل پیغام داد که از برای شما یکی تارنامه رسیده است. نامه چون گشودیم چنین بود:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت مستطاب صفار هرندی وزیر ارشاد وقت
بودیم کسی قدر ندانست که هستیم
باشد که نبــــاشیم و بداننــد که بودیم
این قلم، بعد از مرگ خودش هنوز گمان به بالا بلندی قد و بالای ادبیاش ندارد.
اینجانب، سید جلال الدین آل احمد به وساطت این کاغذ و قلم عاریتی و به نیابت تمام هنرمندان، ادیبان و هرکه بر بنای بی تمام فرهنگ و، خشتی بالا می اندازد و مالهای می کشد. و ایضا همسرم سیمین، از شخص شخیص و فرهنگ مدار جنابتان و تمام اعوان و انصار و عالمان و عاملان آن دستگاه طویل، منتهای امتنان را دارد؛ اما ما و آبرویمان هیچ، خلقالله را چرا در بهت بیخبری رها کردهاید؟
بنا شده بود به تصویب زعمای فرهنگ ، جایزهای به اعتبار صاحب این قلم اهدا شود که ابتر و عقیم ماند. حال که معدودی از عمله و اکلهی خان رنگین وزارتخانه، بعد از سین جیم خبرنگاران و اصحاب مطبوعات، پی دست و پا کردن حرفی و جوابی بر آمدهاند، عارضم: آب ریخته را نمیشود برگرداند؛ نقض غرضهایی از این دست را به حساب گشادی ردای دولتمردی گذاشتم.
ساحت منیع جوهر قلمم از این رنگ و ریاها دور! والسلام.

آذر ماه 1386 خورشیدی
فی الحال دو دست زیر چانه گذاشته، مات و مبهوت به مانیتور نگریسته، توان هیچ کار نداریم."1
...................................................
1. بخشی از سفرنامهی "real dreams" یا "خوابهای واقعی" به قلم میرزا مهدی خفیهنویس. 1386ش، طهران.