کتاب نیوز  شناسنامه

ببخشید آقای راننده، مقصد کجاست؟

فاطمه علیزاده

نگاهی به فیلم اتوبوس شب ساخته‌ی کیومرث پور احمد

عیسایِ 18 ساله به همراه هم رزمش ــ عماد ــ موظف می‌شود تا 38 نفر از اسرای عراقی را با اتوبوس به مقر ویژه برساند. عمو رحیم ــ راننده‌ی اتوبوس که قبلا در خط ترانزیت کار می‌کرده است ــ تا رسیدن به مقر چند باری راه را گم می‌کند، اما در نهایت با 37 نفر اسیر به مقصد می‌رسند.

کیومرث پوراحمد که سال‌ها پیش، "قصه‌های مجید" را روایت می‌کرد، این بار فیلمی در ژانر جنگی ساخته است. او سعی کرده است تا چهره‌ای واقعی و ملموس از آدم‌های دو طرف جبهه‌ی نبرد و خود جنگ، ارائه کند. تلاشی که تا حدی نتیجه می‌دهد و کراهت ذات جنگ و حس اشمئزاز را به بیننده منتقل می‌کند.

فیلم سیاه و سفید است و بدون هیچ گره افکنی، از خط روایی ساده‌ای برخوردار است. موسیقی فیلم نیز تقریبا هیچ کمکی به انتقال فضای حسی داستان نمی‌کند و حتی در مواردی، ناهماهنگ هم به نظر می‌رسد.

اما آنچه اتوبوس شب را فیلمی جذاب و شایسته جوایز هیئت داوران فیلم فجر و جشن خانه سینما کرده است، ترسیم و پرداخت روابط انسانی میان دوست و دشمن، بی توجه به علت جنگ است. "عماد" که از خارج از کشور به ایران بر‌گشته تا در دفاع از کشورش سهیم باشد، در راه بازگشت با "سیروان" ــ  کرد عراقی، که می‌خواهد به کشورش برگردد تا خانواده‌اش را به جای امنی ببرد ــ همسفر شده‌ و سر از میدان جنگ در می‌آورند. یکی با اختیار کامل و دیگری بدون اختیار.

فیلم در به تصویر کشیدن شخصیت‌های خود، از خودی گرفته تا دشمن، اغراق چندانی نمی‌کند. نه دشمن عراقی را احمق و بی‌عرضه می‌بینیم و نه ایرانی‌ها را سمبل هوش و قدرت و زکاوت.

"عیسی"، "عماد" و "عمو رحیم" به ترتیب در سن نوجوانی، جوانی و پیری، نشانگر سه نسلی هستند که از کشور خود دفاع می‌کنند. و هر کدام از آنها بر اساس طبیعت انسانی خود رفتارهایی دارند؛ عصبانی می‌شوند یا محبت می‌کنند. تاکید عمو رحیم بر رفتار درست با اسرا، از کوره در رفتن‌های عیسی، آب دادن او به اسرای تشنه، سیگار دادن به اسیری که از درد به خود می‌پیچد و درمان عماد توسط سیروان، نمونه‌هایی از این دست است.

سکانس نماز خواندن اسیر عراق نیز تاکیدی بر اشتراکات ایمانی بین دوست و دشمن است. پوراحمد در واقع مردم را از حزب‌هایی که عامل جنگ هستند جدا می‌کند!
اگرچه او سعی کرده تا در فیلمش دچار شعارزدگی نشود؛ اما تاکید زیاد فاروق بر ارتباط میان دو کشور که قیافه‌ی طنز هم به خود می‌گیرد، صحبتهای نصیحت‌گونه‌ی عمو رحیم و حرف‌هایی که عماد به عیسی می‌گوید تا به همسرش برساند، از کلیشه و شعار دور نمانده است.

حضور بی‌ربط و کلیشه‌ای "الناز شاکر دوست" نیز در پایان فیلم، فضا و نوع روایت داستان را به هم می‌ریزد و یکی از نقاط ضعف فیلم است. در مقابل، بازی متفاوت و تحسین ‌برانگیز "خسرو شکیبایی" در نقش راننده اتوبوس و "مهرداد صدیقیان" در نقش عیسی، علاوه بر روایتی متفاوت از شخصیت‌های جنگ، سکانس‌های به یاد ماندنی را برجای گذاشته است.

شاید بتوان اتوبوس شب را در زمره فیلم‌های ضد جنگ قرارداد. کارگردان فیلم هم سعی می‌کند تا عینک ایدئولوژیک را در نگاه به دفاع هشت‌ساله، از چشم‌هایش بردارد(!) و با رویکردی صرفاً انسانی به پدیده‌ی جنگ بنگرد. روایتی که در سالهای اخیر با کارهایی از احمد دهقان و حبیب احمدزاده زیاد هم برایمان غریب نیست و البته چندان هم فراگیر نیست.

در این‌گونه آثار، نویسنده در بستر جنگ به نفس جنگ می‌پردازد و نه مفاهیم فکری، فرهنگی یا ایدئولوژیک اطراف آن. البته در این میان، غالبا دست روی ارزش‌هایی گذاشته می‌شود که دوری از آنها خود عامل جهل و جنگ است.

ظهور آثار ضد جنگ بعد از یک فاصله‌ی زمانی منطقی از سالهای دفاع مقدس امری طبیعی است؛ اما یادمان باشد که شیوع چنین روایت‌هایی از جنگ، بدون نگاه جدی به خاستگاه و منشاء جنگ هشت‌ساله، بی‌تردید لطمه به "تاریخ یک ملت" است. 

۱۳۸۶/۰۹/۱۹
 مطالب مرتبط 
باتلاق یا دریا؟ / فاطمه علیزاده
انجمن مخفی
نامه‌های بدون نشانی/ فاطمه علیزاده
درمان در عطاریِ عطار
کاپوچینو در رام‌الله / فاطمه علیزاده
چسب‌کاریِ یک انسان معاصر
نمایشگاه پیامبراعظم(ص). بخش‌سوم
نمایشگاه پیامبر اعظم(ص). بخش دوم
نمایشگاه پیامبر اعظم(ص). بخش اول
مشاهده و اصول یادداشت‌نویسی/ فاطمه علیزاده
بالا بلندِ ساکنِ برج میلاد
روزهایی که خدا را ندیده‌ای؟!
صد سال تنها در آمریکای لاتین / فاطمه علیزاده

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...
۱۳۸۷/۰۶/۰۷
جناب! خویشتن‌دار باش / 25 تابلو از نهج‌البلاغه
از همکاران نزدیکت، سخت مراقبت کن... مبادا هرگز چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی؛ زیرا مردم دو دسته‌اند: دسته‌ای برادر دینی تو و دسته‌ی دیگر همانند تو در آفرینش... مبادا بر مردم منّت گذاری یا خُلف وعده نمایی... مبادا هرگز در آن چه که با مردم مساوی هستی، امتیازی بخواهی!
۱۳۸۷/۰۶/۰۴
باتلاق یا دریا؟ / فاطمه علیزاده
همه‌ی بچه‌های کوچه عاشق هما بوده‌اند. پدرها اما قدغن کرده بودند که پسرها با هما بازی کنند. آن‌ها همیشه با هم بوده‌اند تا این‌که کم کم از هم جدا می‌شوند و حالا در بزرگسالی دوباره به هم رسیده‌اند.
۱۳۸۷/۰۶/۰۳

بایگانی  
شوهر آمریکایی
جلال آل احمد
گرگین خان
سید علی موسوی
لحظه‌ی زخمی‌شدن حباب
مجتبی زحمتکش
پاپوش
مجید قیصری
فروشگاه عربی
زکریا تامر
انجمن مخفی / فصل دو
احمد شاکری
بعد از ظهر سگی
فرورتیش رضوانیه
بی‌پناه
آنتوان چخوف / سروژ استپانیان

بایگانی  
شکست‌خورده‌ی ‌طوفان ‌واژه‌ها
سید حمیدرضا برقعی
ای عشق مهمانی بس است
فاضل نظری
آواز خوشت بوی دل سوخته دارد
هوشنگ ابتهاج
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
شیخ اجل سعدی
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
لسان‌الغیب حافظ

بایگانی  
توافت‌های ایران و خارج
صالح شخصی
نحن معترضون غلیظاً للخلیج الفارسیه
حمید ربیعیان
همچون یک کدوتنبل
محمد جاوید
بررسی ابعاد ادبی"یه توپ‌دارم‌قلقلیه"
رضا احسان‌پور
مترو حیوان نجیبی است
علیرضا لبش

بایگانی  
دومین بزرگترین کتابخانه‌ی دنیا
به بزرگی یک دائرة‌المعارف
خال لب
کتاب لندن

بایگانی  
مصطفای من
مطهره طبیبی
ستاره‌ای دنباله‌دار، گریزان به آغوشت
مصطفی حسن‌زاده
نشانه
مهران محرمیان
قلپ
نفیسه مرشدزاده

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام