شماره هجدهم فصلنامه مطالعات تاریخی با پژوهشهای تازه و اسناد جدید و نویافته انتشار یافت.
هجدهمین شماره فصلنامه مطالعات تاریخی ویژه فصل پاییز سال جاری است. این فصلنامه در ادامه انتشار پس از از ویژهنامه بهائیت (شماره هفدهم) با مطالبی متنوع از جریانها، موضوعات، سازمانهای و شخصیتهای تاریخ معاصر ایران در دست علاقهمندان است.
شماره اخیر با 9 مقاله فراهم آمده که نخستین آنها «جاسوسان K.G.B در ایران: وکیل جاسوس ـ احمد بنیاحمد» نام دارد. در ادامه معرفی جاسوسان K.G.B در ایران، اینبار براساس اسناد موجود در بخش ضدجاسوسی ساواک، به معرفی «احمد بنیاحمد» پرداخته شده است. این اسناد میگویند که نام مستعار بنیاحمد در K.G.B، «کامل» بود. جالب آن که K.G.B وی را فردی پولدوست، مقامپرست و حقهباز معرفی میکند. نویسنده این مقاله آقای مظفر شاهدی است.
مقاله بعدی نیز به یکی از چهرههای دیگر حکومت پهلوی اختصاص یافته است. «هلاکو رامبُد؛ رهبر فراکسیون پارلمانی حزب مردم» عنوان مقاله دوم است. او از فراماسونهای پرتلاش، منتقد حرفهای دولت امیرعباس هویدا ـ در چارچوب تعریف شده نظام شاهنشاهی ـ و عضو جنجالی حزب مردم بود. این مقاله سیر صعود، کوششها، رقابتها، توطئهها و عوامفریبیهای هلاکو رامبُد را برای تصدی پستهای حزبی و دولتی براساس اسناد ساواک تبیین میکند. نویسنده این مقاله آقای محمد قبادی است.
«انجمن قلم ایران» به قلم حمیرا رنجبرعمرانی مقاله بعدی فصلنامه است. انجمن قلم ایران در سال 1336 ش به عنوان شعبهای از انجمن بینالمللی قلم (PBN) در ایران تأسیس شد. این انجمن که نمادی از گردهمآیی اندیشههای آزاد نویسندگان و شاعران در کشورهای گوناگون به شمار میرفت، چهار سال پس از کودتای امریکایی ـ انگلیسی 28 مرداد 1332 در ایران شکل گرفت. این مقاله میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که چگونه شعبهای از انجمن بینالمللی قلم در کشوری چون ایران که سلطنت مطلقه در آن حاکم بود، پدید آمد؟ و چرا زینالعابدین رهنما که یکی از روزنامه نگاران کهنهکار دوره پهلوی بود و در تغییر سلطنت قاجار به پهلوی کوشا بود و از وابستگان دربار به شمار میرفت در رأس چنین انجمنی در ایران قرار گرفت؟
در مقاله چهارم به یک سازمان دیگر از پیکره حکومت پهلوی پرداخته شده است؛ با عنوان «کاخ جوانان؛ از تأسیس تا انحلال». واکاوی موضوع جوانان زمان پهلوی دوم، بدون نام «کاخ جوانان» ممکن نیست. توجه به موضوع جوانان در این برهه زمانی مانند بسیاری از مقولات دیگر، تحت تأثیر فرهنگ غرب و تبعیت بیچون و چرا از تجربیات غیربومی آنها صورت گرفت. نویسنده این مقاله آقای جواد کامور بخشایش است.
«مهناز افخمی و سازمان زنان ایران» عنوان مقاله بعدی است. «مهناز افخمی» دومین زنی است که در حکومت پهلوی پس از «فرخرو پارسا» به پست وزارت رسید. او پس از پایان تحصیلاتش در امریکا به ایران بازگشت و پلههای ترقی را به سرعت در پیش گرفت؛ و این امر میسر نمیشد مگر به لطف توجهات اشرف پهلوی، خواهر شاه. او در بحبوحه پیروزی انقلاب اسلامی از ایران خارج شد و ضمن همکاری با خاندان فراری پهلوی، علیه جمهوری اسلامی ایران مخالفتهایش را در خارج از کشور ادامه داد. در این مقاله ضمن اشاره به زندگینامه افخمی، فعالیتهای او در سازمان زنان ایران، دیدگاهها و اقداماتی که به گفته خودش در جهت احقاق حقوق زنان ایرانی صورت داد، بررسی میشود. نویسنده این مقاله سرکار خانم فاطمه صفوی است.
«زمینههای شکلگیری شورش مهاباد» نوشته "نادر پروین" به اقدامات جداییطلبانه قاضیمحمد به هنگام اشغال ایران پس از جنگ جهانی دوم میپردازد. این آشوب سیاسی که متکی به سیاستهای شوروی بود، بدون پشتوانه مردمی و بهرهجویی از ضعف قدرت مرکزی برای مدتی کوتاه با تشکیل دولتی مستقل، حکومتی جدا از دولت مرکزی تشکیل داد. در این مقاله روند شکلگیری حرکت سیاسی قاضیمحمد، سیاست شوروی و انگلیس در قبال آن و نیز چگونگی فروپاشی آن بررسی شده است.
«نخستین سالگرد وفات مصدق در نیویورک» نام مقاله بعدی است که آقای یحیی آریابخشایش مقدمه و تعلیقات آن را نگاشته است. در اسفند 1346 به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت دکتر مصدق، مراسمی در «خانه ایران» در نیویورک ایالات متحده امریکا برپا شد. سخنران این مراسم سیدعلی شایگان یکی از یاران مصدق بود. مأموران ساواک در امریکا از این جلسه گزارشی تهیه کردند و آن را به تهران فرستادند. این مقاله در واقع متن گویاسازی شده همان گزارش است.
مقاله بعدی بخشی از یک پژوهش گسترده است که نویسنده آقای "کشواد سیاهپور" آن را در اختیار فصلنامه مطالعات تاریخی قرار داده است. عنوان این بخش از پژوهش که در قالب یک مقاله ارائه میشود «ماجرای قتل ملکعابدی و پیامدهای آن در فارس» است. در 21 آبان 1341 در فیروزآباد استان فارس قتلی رخ داد که سرآغاز هجوم دوباره حکومت پهلوی به ایلات و عشایر جنوب بود. کشته شدن مهندس «شاهپور ملکعابدی» رئیس حوزه اصلاحات ارضی فیروزآباد، بهانهای شد برای سرکوب قطعی و دائمی عشایر جنوب.
بخش آخر هجدهمین شماره فصلنامه مطالعات تاریخی، سندهای بدون شرح است که درباره مسلمان شدن یک دختر یهودی در شهر سنندج است.