چندی پیش و همزمان با آغاز نمایش سریال "پدرخوانده" سیدمحمود کاشانی، با حضور در حاشیه یکی از جلسات علنی مجلس شورای اسلامی اعتراض شدید خود را به عزت الله ضرغامی اعلام نمود.

سیدمحمود کاشانی
در بخشی از این انتقاد، فرزند آیت الله کاشانی خطاب به ضرغامی گفته بود: «این روایت، روایت انگلیسهاست که دارد از سیمای جمهوری اسلامی پخش میشود. چرا مزخرفاتی را که عوامل انگلیس به اسم جبههی ملی و نهضت غیر آزادی به خورد مردم دادهاند را فیلم کنیم و تحویل مردم بدهیم؟»
استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی همچنین به ایرادی تاریخی از فیلمنامه اشاره نموده و گفته بود: «مثلا شعبان جعفری از اسفند 1331 تا مرداد 32 در زندان بود. آخر کسی که در زندان بوده که نمیتواند بیرون کاری کند.»
در ادامه این اظهارات ضرغامی که سعی در آرام کردن کاشانی داشت در پاسخ گفته بود: «شما در میزگردهایی که ما برای فیلمها برگزار میکنیم شرکت کنید. من گفتهام که از شما و آقای شهبازی دعوت کنند تا در رابطه با فیلمها صحبت کنید. آقای شهبازی انسان معتبری است. همین قدر که تو برای ما اهمیت داری و مورد احترامی و شخص من برای شما و اخوی و ابوی که مرجع ما بوده ارزش قائلم، همین اندازه هم آقای شهبازی برای من مورد احترام است. شما بیایید با هم در میزگرد بحث کنید!»
کاشانی هم با عصبانیت پاسخ داده بود: «شما من را که شلاق رژیم قبلی را خوردهام و دو دوره نمایندهی مردم بودهام را با کسی که به توده وصل بوده مقایسه میکنید؟!»

نمایی از فیلم "پدرخوانده"
در پی این گفت و گو؛ عبدالله شهبازی که مشاور تاریخی این سریال بوده است؛ در پاسخی با تیتر "سریال پدرخوانده و جنجال دوباره سیدمحمود کاشانی" در سایت شخصی خود مطالبی درج کرده که در ادامه بخشهایی از این نوشته آمده است:
«شنیدم دکتر سید محمود کاشانی، به روال گذشته که علیه پخش فیلم جنجال به پا کرده بود، بر ضد پخش این سریال نیز تحرکاتی انجام داده است. او به مجلس مراجعه و مرا، به عنوان مشاور پژوهشی سریال فوق، به «تحریف تاریخ کودتای 28 مرداد»، «بزرگنمایی نقش مثبت دکتر محمد مصدق» و «تنزل جایگاه تاریخی آیتالله کاشانی»، متهم کرده است. این بار نیز، مانند قبل، مسئولان ذیربط، که سریال را با دقت دیدهاند، به اعتراض وی توجه نکردند.
اصولاً دکتر سید محمود کاشانی کودتای 28 مرداد را «کودتا» نمیداند. او این امر را در سخنرانی خود در دانشگاه آکسفورد صراحتاً بیان کرد. دغدغه اصلی وی، و سایر بقایای منسجم حزب زحمتکشان ملّت ایران، بیان نقش اصلی دکتر مظفر بقایی کرمانی و علی زهری در کودتای 28 مرداد است. در واقع، همانطور که صراحتاً به ایشان نیز گفتهام، سید محمود کاشانی آنقدر که به دفاع از دکتر بقایی دل بسته است، نگران حیثیت و حرمت پدر خویش، مرحوم آیتالله کاشانی، نیست.

عبدالله شهبازی
در همایش پنجاهمین سالگرد کودتای 28 مرداد 1332، که روز سهشنبه 28 مرداد 1382 در تالار همایشهای صدا و سیما برگزار شد، سید محمود و سید ابوالحسن کاشانی (پسران آیتالله کاشانی) و سایر بازماندگان حزب زحمتکشان بقایی، مجادله شدیدی را با من آغاز کردند که، به دلیل طولانی شدن بحث، ادامهی آن به جلسهای مستقل موکول شد. این جلسه در روز چهارشنبه 5 شهریور 1382 در تالار مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران برگزار شد. از ساعت 9 صبح تا چهار و نیم بعد از ظهر من، به تنهایی بهرغم بیماری قلبی، نقش دکتر بقایی را در قتل سرتیپ افشارطوس، رئیس شهربانی دولت دکتر مصدق، و کودتای 28 مرداد 1332 شرح دادم و اسناد و مدارک متقن عرضه کردم. قرار بود متن مناظرهی فوق به صورت کتاب و سی.دی. منتشر شود. بیش از چهار سال گذشته و مناظرهی فوق منتشر نشده است. من مصرّانه از مسئولان کنونی مؤسسه درخواست کردهام که هر چه زودتر این کتاب را منتشر کنند و مسئولان سیما نیز موافقت خود را با پخش فیلم مناظره اعلام کردند. امیدوارم متن مکتوب و تصویری مناظرهی فوق هرچه زودتر پخش شود تا روشن شود که آقای سید محمود کاشانی واقعاً دوستدار پدر خویش است یا مدافع متعصب دکتر مظفر بقایی کرمانی؟
سید محمود کاشانی، پسر آیتالله کاشانی، تعصبی غریب در مورد دکتر مظفر بقایی کرمانی دارد. او نه تنها کودتای 28 مرداد 1332 را «کودتا» نمیداند (بهرغم اینکه خانم آلبرایت، وزیر خارجه دولت کلینتون، در سخنان 17 مارس 2000 خود این حادثه را «کودتا» خواند و بابت آن از مردم ایران پوزش طلبید)، بلکه بقایی را بزرگترین خادم به نهضت ملّی شدن نفت میداند؛ حتی بزرگتر از پدر خود! به ایشان گفتم که بقایی در نامههای خصوصی به دوستش، علی زهری، آیتالله کاشانی را به مسخره گرفته است. نپذیرفت. گفتم که بقایی کمترین علاقه و ارادتی به آیتالله کاشانی نداشت و تنها و تنها از کاشانی سوءاستفاده میکرد. نپذیرفت! به او نصیحت کردم که استقلال آیتالله کاشانی را به عنوان یکی از دو رهبر اصلی نهضت ملّی شدن نفت، حفظ کند و کارنامه سیاسی او را از ماجراجویی مشکوک و بدنام چون بقایی جدا کند. نپذیرفت! در حیرتم که علت این همه تعلق به بقایی چیست؟»