فاطمه علیزاده / alizadeh@ketabnews.com
عصر پنجشنبه 22 فروردین ماه جاری، نشست "حکمت عطار" با حضور دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، دکتر غلامرضا اعوانی و دکتر شهرام پازوکی، در انجمن حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.
به گزارش کتاب نیوز، در این مراسم که به مناسبت روز بزرگداشت حکیم عطار نیشابوری برگزار میشد؛ دکتر غلامرضا اعوانی به عنوان اولین سخنران، در باب حکمت عطار گفت: "اسلام حکمت را نفی نمیکند اما حضور آن در یک قالب خاص را هم بر نمیتابد."

عکسها: علی رفیعی/ فارس
اعوانی که دربارهی "چه چیز میتوان از عطار آموخت؟" سخن میگفت، ادامه داد: "این سوال را باید در مقابل هر فیلسوفی مطرح کنیم. "حکمت خودشناسی" اولین درسی است که میتوان از حکیم عطار آموخت. تمام آثار عطار حول محور خودشناسی میگردد. عطار در آثار خود، همه چیز را به انسان ربط میدهد. در «الهی نامه» آمده است: پادشاهی 7فرزند داشت. شاهزادگان نمودار 7 وادی طریقتاند و پادشاه مظهر پیر و سالک. شاهزادهای مقهور شهوت است ( نشان از نفس اماره)، دیگری خواهان جام جم( نشان از حب و جاه)، آن یکی در آرزوی آب حیات (نشان از حرص و طمع برای زندگی) و این نشان میدهد در آثار عطار؛ هر کدام از داستانها مراتب وجود انسان است. زبانِ حال انسان. در «منطقالطیر» هم هر کدام از مرغان نمونهای از انساناند. و بهانههایی که هر کدام از مرغان برای طی طریق میآورند، شاهد این مدعا است."

اعوانی، عطار را روانشناستر از داستایوفسکی و نیچه معرفی کرد و گفت: "بیایید عطار را ببینید که از زبان حیوانات به علمالنفس الهی میپردازد. عطار علامه بوده و یکی از شاخصههای مهم آثار او «نقد اجتماعی» است. نقدی که عطار از زمانهاش میکند، بینظیر است. نشاندادن انسان در تمام صحنههای اجتماعی و زندگی یکی از شاهکارهای عطار است. تمام حکایات عطار، ولو اینکه وهمی و خیالی باشند، دارای هدفی تمثیلیاند. زبان او، زبان حال است و نه زبان قال. زبان وجود است. موجودات از زبان خودشان سخن میگویند، نه از زبان انسان.
روش عطار، روش مثال است؛ شبیه روش قرآن. یعنی بیان حقیقتی که آن حقیقت، در آن مثال مستمر است. او از آن مثال به سمت حقیقت میرود و بر عکس."
خر عاشق نمیشود!
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در پاسخ این سئوال که: "عطار در جایی عقل را مدار تکالیف دینی میداند؛ عقل را ترجمان وحی میداند، عقل را قاضی عدل و داد در زمین و آسمانها میداند و از طرفی موضع سخت عطار با فلسفهی یونانی باعث شده که بسیاری از اندیشمندان؛ به عطار توجه نکنند. آیا در آرای او که از طرفی عقل را بنیاد میداند و از طرفی این همه با عقل و فلسفه مخالفت میکند؛ تناقض وجود ندارد. چگونه این تناقض را برطرف میکنید؟" گفت:

"هر متفکری در عالم، به رقم اینکه تالیفات بسیاری داشته باشد، اگر متفکر اصیل باشد، تنها یک حرف برای گفتن دارد. عطار یکی از بزرگترین متفکران جهان است و پیام اصلی او یک کلمه است: درد و درد و درد. ذرهای دردت دل عطار بس. اما درد یعنی چه؟ بیتالغزل اشعار عطار، دردمندی است. و این درد از جنس درد دندان و درد نان و درد اجتماعی نیست. این درد، دردی است که هیچ درمانی ندارد. دردی است که همان درد، درمان است. و انسانی که دردمند نیست، تنها حیوانی دو پا است. تهی و بیمحتوا."
دینانی در ادامه افزود: "انسانی عمیق که معنویت و جایگاهی در جهان دارد؛ بیشک اهل درد است. و درد اساس عشق است. و طلب از عشق شروع میشود. کسی که طلب (حرکت به سوی کمال) ندارد، عقل ندارد و مُرده است. درد یک موهبت است. این درد در سراسر کائنات جاری است و در انسان متبلور است. هیچ حیوانی دردمندی انسان را ندارد، پس عاشق هم نمیشود. خر عاشق نمیشود!"
این استاد فلسفه ضمن توصیه به مطالعهی "مصیبتنامه" ادامه داد: "عطار با عقل بد نیست. کاء کفر را بیشتر از فاء فلسفه دوست دارد، اما منظورش از فلسفه، کدام فلسفه است؟ فلسفهای که در حدود و موازین و قالبها منجمد میشود. فلسفهای که نمیتواند بالا برود. فلسفهای که عقل و اندیشه را منجمد میکند. عطار با این فلسفه دشمن است. زیرا انجماد، صفت اندیشه نیست. رها و آزاد، از آنِ اندیشه است. کسی که اندیشه ندارد و دنبال آزادی میرود، چرت میگوید. اندیشه در قالب رسوب نمیکند. حتی در ریاضیات هم نباید منجمد بود. شما نمیتوانید خدواند -سبحانه و تعالی- را با ریاضیات محاسبه کنید. گرفتاری ما با مهندسها است که میخواهند همه چیز را اندازه بگیرند. پس عطار اشاره به «فلسفهی خاص» دارد، که ضد حقیقت و طریقت است. که از کفر بدتر است."

باید محرم شد
دکتر "شهرام پازوکی" آخرین سخنران این مراسم در باب بدفهمیهایی که از عطار می شود گفت: " اولین قدم برای درست فهمیدن، درک سنت عرفان است. تا به این درک نرسیم، نمیفهمیم عطار و مولانا چه کسانی هستند. برخی، درک سنت عرفان ندارند و کسی را به نفع دیگری میکوبند، عطار را به نفع مولانا و مثل این. این در سنت عرفانی، کاملا بیمعنی است. نباید فراموش کنیم که اینها همه از یک سنت سیراب میشوند و البته هر کدامشان شیرینی و لطافت مخصوص به خود را دارند. بدون درک این عالم معنوی، قصهی ما میشود داستان فیل در تاریکی."
وی در ادامه پس از رد کردن برخی سوءبرداشتها از آثار عطار گفت: "عطار زمانی تذکرة الاولیا را نوشت که میگفت: غفلت فراگیر شده است. جهل ما هم نسبت به زمان عطار، جهل مرکب است. مخاطبین عطار همه اهل علم نبودند، اما زبانش را درک میکردند. زیرا سخن از دل برخاسته بود و بر دل مینشست. با 800 سال فاصلهای که ما از عطار داریم، معیارهایمان هم فرق کرده است. نگاه بسیاری از محققان به عطار، نگاهی موزهای است. و حال چگونه میتوان حکمت عرفانیاش را فهمید؟ باید مخاطب او شد! باید از دوستان عطار بود. باید محرم اولیایی شویم که عطار توصیفشان کرده است. عطار با هر یک از اولیا که در تذکره نام میبرد، اول همزبان میشود، بعد هم دل. دردمندان داروی درمان درد خود را در عطاری او جستجو و تجربه میکنند."