جرأت نکردهایم هنر و ادبیات متعهد خودمان را به متون درسی تبدیل کنیم.
حسن رحیمپور ازغدی، پیش از ظهر روز یکشنبه در سالن شهید جان بزرگی دانشگاه هنر با موضوع "چرا هنر؟ چگونه سینما؟" سخنرانی کرد. وی با انتقاد از متون درسی دانشگاهی در زمینه هنر، اظهار داشت: «ما جرأت نکردهایم هنر و ادبیات متعهد خودمان را به متن درسی تبدیل کنیم، در صورتی که غرب ما را به رسمیت شناخته است و این رسمیت فقط منحصر به مسایل سیاسی نیست.»
رحیمپور ازغدی با بیان اینکه «ما قدرت طبقهبندی داشتههای خودمان را نداریم و فقط مکاتب هنری غربی را میخوانیم»، ادامه داد: «ما اندیشههای بزرگی در زمینه هنر داریم و میتوانیم دهها مکتب هنری در طول تاریخمان بیابیم. چرا به خودمان احترام نمیگذاریم؟ ما اگر یاد بگیریم که به خودمان احترام بگذاریم دیگران نیز به ما احترام میگذارند. غربیها هر چیز کوچک را به ثبت میرسانند، اما ما به خودمان جرأت ثبت ایدههایمان را نمیدهیم.»
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه دانشگاه هنر باید تبدیل به پایگاه و کرسی ویژه هنر دینی و سینمای دینی شود، افزود: «ما باید بررسی کنیم آیا هنر دینی امکانپذیر است یا خیر و چه موانعی بر سر راه این هنر وجود دارد و وظیفه نهادهای آموزشی در این زمینه چیست. رحیمپور ازغدی گفت: «چرا ما به آوینی احترام نمیگذاریم؟ مگر آنهایی که در غرب صاحب سبک شدهاند بالاتر از آوینی بودهاند؟ یا خلوص بیشتری داشتهاند؟ ما باید متون «مددپور» را به متون درسی تبدیل کنیم و اگر این کار صورت بگیرد آوینی دوم و سوم پدید میآید.»
وی اضافه کرد: در بحث هنر و ادبیات این سؤال زیاد مطرح میَشود که آیا هنرمند فقط باید در برابر زیبایی متعهد باشد یا تعهد در برابر حقیقت نیز وجود دارد؟ کسانی که تعهد را به زیبایی منفک از اخلاق و دین و فلسفه نسبت دادهاند از پس از این تعهد برنیامدهاند و اصلا این تعهد وجود ندارد. هنر اگر له حقیقت نیست علیه اوست، چون هنر قابل تفکیک از گوهر انسان نیست.
رحیمپور ازغدی افزود: «سوال دیگر این است که تعهد اخلاقی و عقیدتی و سطح روحانی شخص هنرمند چقدر طبیعی است و چقدر تصنعی است؟ من معتقدم تفکیک هنر از دین و اخلاق امکان ندارد. اگر هنری دینی نیست حتما مشرک است و هنر اصلا بیطرفانه نیست. اصلا تاریخ هنر و ادبیات در شرق و غرب هیچگاه هنر منقطع از عقاید و سلوک شخص هنرمند نبوده است و با مناسبات اجتماعی هنرمند کاملا مرتبط بوده است. حتی روابط شخصی هنرمند نیز در هنرش مؤثر است.»
وی با تأکید بر اینکه بین صاحبنظر و نظر ارتباط تنگاتنگی وجود دارد، اظهار داشت: «ما نمیتوانیم این موضوع را انکار کنیم. در قرآن هم تأکید شده است که اگر فاسقی، خبری برای شما آورد در آن خبر باید تأمل و درنگ کنیم و فورا آن را قبول نکنیم. وقتی محسوسات یک فاسق مورد شک است، چگونه میتواند مکشوفات یک فاسق مورد شک نباشد؟»
رحیمپور ازغدی گفت: «هر چه که هنر است و مرتبط با الهام و خلاقیت است، لزوما درست نیست. ما نمیتوانیم اثر هنری را قطع نظر از مؤلف اثر قضاوت کنیم، برای اینکه اثر هنری از روح هنرمند آن اثر بیرون آمده است و برونداد هنرمند محصول دریافتهایی است که از پیرامون خود میگیرد. اگر هر چیزی را بتوان از شرایط بیرونی تفکیک کرد، یقینا هنر را نمیتوان.»
به گزارش فارس، وی با بیان اینکه هنر متعهد به زیبایی، همان هنر متعهد به حقیقت، دین و عدالت است، گفت: «در جهانبینی توحیدی زیبایی همان حقیقت است و این زیبایی در عالم متکثر است و ما اینها را متفاوت میبینیم. بنابر این هنرمند باید علوم مختلف را بداند و هنرمندی که فلسفه و عرفان را نمیداند هنرمند نیست. بنابراین تفکیک هنر از دین و اخلاق امکان ندارد و اگر هنرمندی تعهد توحیدی ندارد به شرک متعهد است و تعهد سومی وجود ندارد.»
رحیمپور ازغدی گفت: «هنرمند را از روی هنرش میتوان شناخت و در روایات اسلامی آمده که اگر روح هنرمند در عوالم روحانی میپرد، هنرش متعالی است و اگر روحش شیطانی است هنرش نیز شیطانی است. هر نفس و شخصیتی به تناسب خودش عمل میکند و هیچ هنرمندی خارج از شاکله وجودی خودش عمل نمیکند و نوع عطر هنرمند را از بویش میشود شناخت.»
وی در پایان اظهار داشت: «حتی اگر هنر متعهد و غیر متعهد نداشته باشیم، هنرمند متعهد و غیرمتعهد که داریم. بنابراین میشود هنرمند را به هنرمند شریف و هنرمند فاسق تقسیمبندی کرد؛ یا هنرمند متعالی و هنرمند پست و رذل.»