به تازگی کتابی در ترکیه منتشر شده است که به بررسی تأثیر شاهنامه بر فرهنگ و ادبیات ترک؛ از نظر عناصر اساطیری، داستانی و تاریخی پرداخته است.
به گزارش کتایب نیوز و به نقل از رایزنی فرهنگی ایران در آنکارا، این کتاب را "بکیر شیشمان" (Bekir sisman) با همراهی "محمد قوزیباش" (M. Kuzuba) تدوین و توسط انتشارات اوتکن منتشر کرده است.
کتاب از یک مقدمه و دو فصل تشکیل شده است. فصل اول (صص 79-15) حاوی ترجمه خلاصهای از «شاهنامه» (از آغاز تا دورهی خسرو پرویز) است. فصل دوم (صص 172-81) نیز از 9 بخش تشکیل شده است:
در بخش اول از ماهیت «شاهنامه» سخن رفته است: «شاهنامه را میتوان به سه دوره تقسیم کرد: در دورهی اول حوادث اساطیری، در دورهی دوم داستانهای قهرمانی و در آخرین دوره وقایع تاریخی مورد اشاره قرار گرفتهاند. ولی در مشاهدهی کل اثر، این سؤال پیش میآید که آیا «شاهنامه» یک متن اساطیری است، یک رزمنامه است، یا یک متن تاریخی بشمار میآید؟ البته که جواب این سؤال به آسانی بدست نمیآید ...» (ص81).
نویسندگان در این بخش با توسل به آثار نویسندگان و پژوهشگران مختلف چون ناساکلی (Nasakli) و محمد آچا (M. Aça) که به تحقیق دربارهی بعضی اساطیر شرقی مبادرت ورزیدهاند؛ نتیجه میگیرند که بهتر است «شاهنامه» به عنوان یک «رزمنامه» تعریف شود؛ ولی تعریف این اثر به شکل «داستان افسانهای اساطیری» نیز نمیتواند درست نباشد.» (ص85)

در بخش دوم عناصر اساطیری «شاهنامه» مورد مطالعه قرار گرفته است: در «شاهنامه» بعضی از عناصر و انسانها ماهیت اساطیری خود را از دست دادهاند. نخستین انسانهای اساطیری در این اثر به شکل انسانهای فوقالعاده و پادشاهانی با عمر دراز به تصویر کشیده شدهاند.
عناصر پهلوانی «شاهنامه» در بخش سوم مورد اشاره قرار گرفتهاند که در رأس آنها رستم جای گرفته است. نویسندگان در این بخش به مقایسه عناصر پهلوانی در «شاهنامه» و آثاری مانند «غریب نامه» عاشق پاشا که از سوی ترکان فراهم شده، پرداختهاند.
در بخش چهارم عناصر داستانی «شاهنامه» از قبیل «دیو»، «کشور دیوها»، «کوه قاف»، «سیمرغ» و ... مورد مطالعه قرار گرفته است.
بخش پنجم ساختار نمادین «شاهنامه» را ترسیم میکند. از میان این عناصر نمادین به ترتیب از اسب (که مظهر صداقت و وفاداری نسبت به صاحبش است)، افسون و جادوگری (مثلاً آشنایی تهمورث با علم جادوگری)، دعا (مثلاً سام که بر اثر دعا صاحب فرزندی به نام زال شد)، فال و فالگیری (توسل افراسیاب به فالگیران)، خضر (به عنوان وزیر اسکندر که همراه با وی دنبال آب حیات میگشت)، مکر و حیله (افراسیاب به شکل یک تاجر در میآید و ارجاسب را میکشد)، انتقام (مبارزه رستم و افراسیاب)، خواب و تعبیر خواب (خواب دیدن ضحاک) صحبت به میان آمده است.
در بخش ششم از بعضی عرف و عادات و اعتقادات ایرانیان که در «شاهنامه» مورد اشاره قرار گرفته، سخن به میان آمده است. از میان این عرف و عادات که اکثرآ در میان ترکان نیز دیده میشود، نامگذاری (مثلاً وقتی رودابه با زحمت و درد بسیار از زادن فرزند فارغ میشود لفظ «رستم» بر زبان خود جاری میکند که در مفهوم «نجات یافتم» است)، عزاداری (وقتی منوچهر در گذشت مردم ایران ماتم گرفتند و مشغول عزاداری شدند)، پرچم که نماد موجودیت و استقلال هر ملت است و نزد همه مقدس است (درفش کاوه آهنگر)، اعیاد (از جمله عید نوروز و جشن سده)، دین و اعتقاد (از جمله دین مزدک)، دعا برای نجات از گرفتاریها، خوشگذرانی و سرگرمیها، هدیه و جشن نامزدی مورد مطالعه قرار گرفته است.
ردپای تاریخ انبیا (طوفان نوح، نجات حضرت موسی از دست فرعون، قصه حضرت یوسف، داستان حضرت ابراهیم و نمرود، ... ) را میتوان در بخش هفتم ملاحظه کرد.
در بخش هشتم روابط ایران – توران از منظر «شاهنامه» بررسی شده است. نویسنده معتقد است فردوسی «شاهنامه» را براساس ملیتگرایی فارس استوار ساخته و بدین جهت همسایگان ایران اعم از ترک، عرب و یونانی را وابسته به ایران میدانسته و گفته است که همهی آنان از نسل و تبار ایرانیان آمدهاند.
آخرین بخش فصل دوم حاوی اعلام است و در آن نام اشخاص، حیوانات و اماکن مهم که در «شاهنامه» دیده میشوند و اکثراً در شعر ترکی راه یافتهاند، ذکر شده است. شاید مهمترین قسمت کتاب همین بخش باشد که در آن ورود و نفوذ بعضی از اعلام شاهنامه در شعر ترکی بررسی شده است.
نویسندگان از دو ترجمه؛ یکی ترجمهی ترکی «شاهنامه» از سوی نجاتی لوغال (در 4 مجلد) و دیگری ترجمهی شریفی (در 4 مجلد) که اولی از سوی وزارت آموزش ملی و دیگری از طرف بنیاد تاریخ ترک منتشر شدهاند، بیش از سایر منابع استفاده کردهاند.
بکیر شیشمان در سامسون چشم بر جهان گشود. در سال 1991 از رشته زبان و ادبیات ترکی در دانشکده ادبیات دانشگاه آتاتورک (ارزروم) فارغ التحصیل شد و به ادامه تحصیل در دانشکده اون دوقوز ماییس دست زد و به اخذ درجه فوق لیسانس نائل آمد. وی در سال 1998 درجه دکترا از دانشگاه حاجت تپه گرفت و پس از مدتی خدمت در دانشگاه اون دوقوز ماییس و دریافت مرتبه دانشیاری به قزاقستان و سپس به آلمان رفت و به تحقیق پرداخت.
محمد قوزی باش نیز در سامسون متولد شد. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در سامسون به ادامه تحصیل در رشته زبان و ادبیات ترک در دانشگاه اون دوقوز ماییس پرداخت. پس از دریافت درجه فوق لیسانس در رشته ادبیات باستان ترک به ادامه تحصیل در همان رشته دست زد و در سال 2007 به دریافت درجه دکترا موفق شد. از وی سه کتاب در دست است که عبارتند از: «مثنوی تحفه الازهار»، «مقایسه مخزن الاسرار و نفحات الانس» و «دیوان نائل عباس حلمی پاشا».