کتاب نیوز  شناسنامه

امیرخانی خوشنویس است یا کارگردان؟! / کیوان ‌امجدیان


چندی پیش و به بهانه‌ی پخش فیلمی، نقدگونه‌ای بر آن نوشتم که در روزنامه به چاپ رسید. برای نوشتن آن مطلب، زمان کمی در اختیارم بود. این بود که مطلب به سرعت نوشته شد و طبیعتا مطلبی که به سرعت نوشته شود، عیب و ایراد کم ندارد و آش دهان‌سوزی هم نخواهد شد.
اما بازتاب همین مطلب، عجیب بود و باورنکردنی: بیش از پنجاه سایت و وبلاگ، عین همان مطلب را آورده بودند و یا بخشی از آن را همراه با نقدش.

تا آن زمان مطالب زیادی در حوزه‌ی ادبیات نوشته بودم اما بازتاب هیچکدام از آنها حتی یک پنجم بازتاب این مطلب نبود. این بود که دغدغه‌ی دانستن دلیل ماجرا به سراغم آمد.
دغدغه‌ی دانستن برخوردهای متفاوت با حوزه‌ی ادبیات و حوزه‌ی سینما. ماحصل چرتکه انداختن و حساب و کتاب کردن و دنبال دلیل گشتن‌هایم هم اگر چه ممکن است کاملا درست نباشد؛ اما گمان نمی‌کنم پر بیراه باشد:

1-در عالم سینما، نیروهای باسواد، صاحب قلم و صاحب اندیشه‌ای که کارشان فقط پوشش تخصصی رسانه‌ای این حوزه است، کم نداریم.
این نیروها تمام توانشان را معطوف به پوشش رسانه‌ای سینما کرده‌اند. نقد می‌نویسند. یادداشت می‌نویسند، مصاحبه می‌کنند و کارهایی از این دست. بی‌هیچ تمایلی برای ساخت فیلم. مثال‌ها هم کم نیستند.
اما هرچقدر در حوزه‌ی سینما آدم‌های پرتوان و با دانش و با تخصص رسانه‌ای زیاد است؛ در حوزه‌ی ادبیات تا دلتان بخواهد، فقر است و تا چشم کار می‌کند، برهوت.

ادبیاتی‌ها یا نویسنده‌اند. یا ادعای نویسندگی دارند و یا خبرنگارهایش با دانش و توان اندک (به جز تعدادی انگشت شمار) روزگار می‌گذرانند.
وقتی خبرنگار حوزه‌ی ادبیات فلان خبرگزاری، می‌پرسد «رضا امیرخانی خوشنویس است یا کارگردان؟!» وقتی خبرنگار تخصصی همان خبرگزاری؛ برای نوشتن نام «فردی»، «سرشار» یا «سیدمهدی شجاعی»، ده بار می‌پرسد: «چه گفتید؟ تکرار کنید لطفا» و دست آخر مجبور می‌شوی اسم‌ها را هجی کنی برایش و وقتی حضرات نمی‌دانند که «سرشار» و رضا «رهگذر» یکی هستند و وقتی... دیگر چه انتظاری می‌توان داشت از حوزه‌ی ادبیات.

وقتی شاخه‌ی رسانه‌ای ادبیات تا این اندازه کم دانش است، چطور می‌تواند خوب یا بد یادداشت، نقد و یا هر مطلب دیگر ادبی را تشخیص دهد و از آن استفاده کند، نقدش کند و یا نظر بدهد درباره‌اش؟

2-رسانه‌ای‌های سینما می‌دانند که دست پختشان مخاطب دارد. روی همین حساب، می‌گردند و مطالب مناسب را برای ارائه، آماده می‌کنند. مخاطب هم می‌داند که منبعش پر توان و با دانش است و به محصول او اطمینان می‌کند. اما مشتاقان ادبیات به منبعشان بی‌اعتمادند.
رسانه‌ای‌های ادبیات نتوانسته‌اند اعتماد اهالی ادب را کسب کنند. روی همین حساب، مطالبشان مخاطب چندانی ندارد. وقتی مطلبی هم مخاطب نداشته باشد، خبرنگار، دل و دماغ تهیه مطلب مناسب را ندارد.

3-در حوزه‌ی سینما، وقتی رسانه‌ای‌های قدرتمند وجود دارند دیگر نیازی نیست، سینماگرها وارد میدان شوند و در جایگاه منتقد و یادداشت‌نویس و سایر جایگاه‌های رسانه‌ای بنشیند. با اطمینان خاطر از این که سنگر رسانه‌ای خالی نیست به کار خودشان مشغولند و هر کدام بخشی از ساخت یک فیلم را به عهده می‌گیرند. اما در حوزه‌ی ادبیات، سنگر رسانه خالی است، روی همین حساب، انتظار می‌رود، نویسنده‌ها و شاعرها وارد میدان شوند؛ که چنین اتفاقی هم کمتر می‌افتد. چرا که در حوزه‌ی ادبیات خط‌کشی‌ها و جناح‌بندی‌ها، بسیار پررنگ‌تر از حوزه سینماست.

ذکر مثال شاید به وضوح بحث کمک کند؛ ده نمکی بدون هیچ ممانعتی در فیلمش از طیف وسیعی بازیگر استفاده می‌کند. از شریفی نیا تا سیدجواد هاشمی. فرمان آرا هم بدون هیچ حرف و حدیثی تمام عوامل فیلمش را بسته به توان و لیاقت افراد انتخاب می‌کند و همه عوامل با هر دیدگاهی به ساخته شدن یک اثر کمک می‌کنند. اما در حوزه‌ی ادبیات اگر فلان نویسنده‌ی ارزشی و مذهبی کارش را به یک ناشر با دیدگاهی دیگر بسپارد، فغان و بیداد شروع می‌شود. طیف هم‌گروه با نویسنده، از سویی و طیف هم‌جهت با ناشر از سوی دیگر معترض می‌شوند و چنان آشوبی به پا می‌شود که تو گویی حادثه‌ای نابخشودنی روی داده است. دست آخر هم نویسنده یا ناشر، مجبور می‌شوند، تغییر جهت داده و به آن سو! خم شوند، یا اعلام برائت کنند و پشیمان‌نامه‌! بنویسند و قول بدهند که دیگر چنین خبطی نکنند.
این است که نویسنده‌ها چنان محتاط و با هراس گام بر می‌دارند که حتی تن به مصاحبه نمی‌دهند وای به حال نقد نوشتن و یادداشت نویسی و این قبیل امور خطرناک و خانمان‌برانداز! دست آخر هم سر بخش رسانه‌ای ادبیات است که بی‌کلاه می‌ماند.

4- از سویی دیگر، بی‌تفاوت کارکردن در حوزه‌ی رسانه‌ای ادبیات بسیار سخت‌تر از حوزه‌ی رسانه‌ای سینماست. نقد هر اثر سه مرحله دارد. اول: درک کردن آن، یعنی دیدن، خواندن و یا شنیدش. مرحله دوم: فکر کردن درباره‌ی آن و سوم نوشتن مکاشفات، نقد و برداشت منتقد از اثر.
اگر برای درک یک فیلم یعنی برای یکبار دیدنش حدود دو ساعت وقت لازم باشد، برای خواندن یک رمان حداقل باید سه تا چهار روز وقت گذاشت. اما در نهایت دستمزدی که برای نقد یک رمان پرداخت می‌شود؛ اگر کمتر از دستمزد نقد یک فیلم نباشد، بیشتر از آن هم نخواهد بود. اگر خواننده‌ی نقد رمان کمتر از خواننده‌ی نقد فیلم نباشد (که هست)، بیشتر از آن هم نخواهد بود. شهرتی که از نوشتن نقد فیلم عاید نویسنده می‌شود، هم به همان دلایلی که ذکر شد، بسیار بیشتر از اسم و رسم یک منتقد ادبی است. روی همین حساب و با یک دو دو تا چهارتای ساده می‌شود فهمید که ورود به عرصه‌ی رسانه‌ای ادبیات، یعنی ورود به جاده خاکی. یعنی بی‌کلاه ماندن سر، یعنی نداشتن دنیا و آخرت!

...

همیشه، وقتی پای شعار و حرف در میان است، ادبیات، به عنوان بخش مهم در هر رسانه، جریان‌ساز و راهبر دانسته می‌شود و وزنش هم طراز و چه بسا بیشتر از سایر بخش‌ها شناخته می‌شود و چنان به زیور الفاظ پر طمطراق آراسته می‌شود که آرزو می‌کنی ای کاش قلمی داشتی و دانشی؛ و خود را وقف ادبیات می‌کردی. تا اینجای کار شیرین است و دوست داشتنی، اما وقتی زمان عمل فرا می‌رسد؛ می‌بینی که ادبیات، چیزی جز آجیل و شیرینی رسانه‌ها نیست.

در عموم خبرگزاری‌ها، بخش سیاسی، حرف اول را می‌زند و مایه‌ی برتری یا ضعف در میان رقبا است. ‌جذب مخاطب هم وظیفه‌ای است که بر دوش سینما گذارده می‌شود. اما ادبیات فقط از این بابت که چیزی به این نام باشد اهمیت دارد. به قصد به هم نخوردن ژست و بهانه‌ به دست دشمن ندادن. و اگر پای رودربایستی در میان نبود، حضرات حاضر نبودند، چیزی بابت ادبیات هزینه کنند. در بعضی جاها هم که دم ادبیات چسبانده می‌شود به علمی یا حتی ورزشی و ترکیبات زشت و نچسبی مثل «ادبی، علمی» یا «ادبی، ورزشی» و... بر صفحه‌ی رسانه نقش می‌بندد و نشان دهنده‌ی اهمیت ادبیات می‌شود.

دستمزد مطالب ادبی هم که با مشقت و سختی تولید می‌شوند، با اکراه و با حذف عکس و سوتیتر و فضای خالی بین پاراگراف‌ها و صرفاً با معیار «وجب» پرداخت می‌شود. با این اوصاف، کار اهالی رسانه‌ای ادبیات و ماندنشان در این بخش عجیب است و قابل تأمل.

تنها راه برون رفت از وضع موجود، همت دو طرفه‌ای است از جانب مسئولین رسانه‌ها و صاحبان قلم که آنان بر توجه و حائز شدن اهمیت مناسب شأن این بخش اهتمام ورزند و آن دیگران بر افزایش دانش و توان برای جذب مخاطبان جدی تلاش و جهد نمایند.

۱۳۸۷/۰۳/۲۳
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
رنج‌های مضاعف یک زن / علی‌الله سلیمی
حس حاکم بر روایت خاطرات این کتاب متأثر از روحیات زنانه است و این ویژگی آن را از آثاری که معمولا از زبان و به قلم مردان در حوزه‌ی ادبیات پایداری خلق می‌شود، متمایز می‌کند... از ویژگی‌های اصلی این کتاب، تلفیق روایت داستانی با رویکرد خاطره است.
۱۳۸۸/۰۳/۱۲
افست شده بعد از سه دهه / ابوالحسن مختاباد
این از عجایب است که کتاب آقای آدمیت، که حتی در دوره‌ی اصلاحات هم مجوز انتشار نگرفت، در دولت‌آقای احمدی‌نژاد مجوز انتشار بگیرد... ناشر به خواننده به زبان بی‌زبانی می‌گوید: "این همان کتابی است که 35 سال قبل منتشر شد و ما هم دستی به آن نزدیم و ارشاد هم تغییرش نداده است."
۱۳۸۸/۰۳/۳۰
نشانه‌های بی‌خویشاوند/ ندا کاووسی‌فر
آیا ارمیا شخصیت تراز انقلاب اسلامی، یک حزب‌اللهی متعهد است؟ ... آیا ارمیا یک عارف شوریده سر است؟‌ باز هم پاسخ منفی است... ارمیا یک شخصیت نهیلیست، هیچ‌انگار است... حضور مداوم نویسنده در متن با مطول کردن داستان از ‌ایجاز آن کاسته است...
۱۳۸۸/۰۳/۱۷

بایگانی  
خانم پائولاتیم
ایتالو کالوینو / اعظم رسولی
یک قلب کوچولو
نادر ابراهیمی
مشترک مورد نظر زیر پل منتظر است
فاطمه جعفریان
دست کج، زبان راست
سید مهدی شجاعی
سفر به انتهای شب / فصل دو
لویی فردینان سلین / فرهاد غبرایی
عمو پفکی
داوود امیریان
پیرزن و تخم‌مرغ
اکبر صحرایی
مردی که زیاد اسراف نمی‌کرد
سید علی موسوی

بایگانی  
ای خفته خوار بر ورق روزنامه‌ها
محمدرضا ترکی
این روزها چقدر صبورند سنگ‌ها
خلیل جوادی
کاش سهم بی‌کسی‌های دلم باشد
مریم رزاقی
از سلیمانی درگاه تو راندند مرا
محمدصادق کریمی
آهی بکش! پشت زمستان را بلرزاند
مریم سقلاطونی

بایگانی  
سینما، آب و آفتابه
محسن حدادی
اندر احوالات نکاح نیمه ‌کاره
میرزا قلی‌خان‌ راپورتچی
ما تروریست‌های آماتور
سید علی میرفتاح
دانشگاه ‌برزخ!
زهرا دُری
از طرف دیگر
زینووی پاپرنی / منوچهر محبوبی

بایگانی  
میان اشک و لبخند
10جلد برگزیده‌ی 2008
کتابخانه‌ای در بزرگترین جزیره
شیخ بهایی در ملک

بایگانی  
زیارت، قیامت کوچکی است
نفیسه مرشدزاده
هفت سین داستان
مهدی نورمحمدزاده
اژدهای موسی و جدول مندلیف!
مهدی نورمحمدزاده
کفشداری یازده؛ روبروی گنبد سبز
محبوبه سربی

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
پژوهشکده فرهنگ و معارف
پاتوق کتاب
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام