علیرضا قزوه
نه مثل سارهای و مریم نه مثل آسیه و حوا
فقط شبیه خودت هستی فقط شبیه خودت زهرا
اگر شبیه کسی باشی شبیه نیمهشب قدری
شبیه آیهی تطهیری شبیه سورهی اعطینا
شناسنامهی تو صبح است، پدر تبسم و مادر نور
سلام ما به تو ای باران، درود ما به تو ای دریا
کبود شعلهور آبی، سپیده طلعت مهتابی
به خون نشستن تو امروز به گل نشستن تو فردا
مگر که آب وضوی تو ز چشمهسار فدک باشد
و گرنه راه نخواهی برد به کربلا و به عاشورا