اختصاصی کتابنیوز/ محمد حسنلو
جرج واشنگتن زمانی که یک نیم سال از عمر کشور تازه تاسیساش گذشته بود؛ به فکر سفر به کشورهای خارجی برای توجیه و تحکیم جایگاه دولت آمریکا افتاد، حدود یک ماه سفر به ایالتهای جنوبی برای تعدیل تهدیدهای احتمالی از سوی قدرتها و گروههای داخلی و خارجی حاضر در آمریکای لاتین از جمله دستاوردهای این تفکر برای آغاز این سفرها بود. در آن زمان آمریکا به تازگی تشکیل شده بود و مهاجران نیاز به امنیت و تایید از سوی دیگر کشورها و قدرتهای جهانی داشتند.
بعد از گذشت تقریباً 200 سال هنوز رئیس جمهورهای این کشور برای اهداف سیاسی و ارتباط یا ترجیحاً اثبات و تسلط بر سایر مردمان جهان، همچنان سفر میکنند و همین امر سوژهی اولین کتاب بلند "ریچارد الیس" استاد دانشگاه کانزاس و ویلامت آمریکا شده است.
وی در این کتاب با عنوان "سفرهای رئیس جمهوری: از جرج واشنگتن تا جرج بوش" هر چند بیشتر به سفرهای خارجی رئیس جمهورهای آمریکا و تاریخچهی این سفرها میپردازد؛ ولی در اصل نحوهی انعکاس و ارتباط این سفرها بین مردم آمریکا، موضوع اصلی کتاب محسوب میشود و همین موضوع بهانهای شده تا تاریخچهی تشکیل و استثمار آمریکا را در طول شکلگیری دنیای جدید به روی کاغذ آورد.
او برای نشان دادن تحلیلی بودن کتابش و اینکه نسبت به دیگر کتابهای تاریخی از محتوای قابلتری برخوردار است؛ از کشیدن 30 هزار مایل راه آهن گرفته تا اشاره به وسایل مختلف سفر رئیسجمهورها و حتی اینکه چرا نوزدهمین رئیس جمهور تاریخ آمریکا هرگز به خارج نرفت؛ سعی کرده کتابش را برای تمام اقشار مفید نشان دهد.
به گزارش کتابنیوز، در این کتاب که انتشارات دانشگاه کانزاس در 328 صفحه و در 28 آوریل روانهی بازار کتاب کرده است، نویسنده با زبانی داستانگونه سفر رئیس جمهورهای آمریکا را پنجرهای گشاده برای ارتباط مردم و مقامات میداند. ولی نسبت به این مسئله نیز انتقاد میکند که چرا هیچ نویسنده و یا حتی رئیس جمهوری این هدف را تاکنون دنبال نکرده است.
ریچارد الیس مینویسد: "مسئلهی اصلی این است که چرا رئیس جمهورهای آمریکا هرچه از تاریخ تاسیس این کشور گذشته با ترس و وحشت به اطراف کشور و یا حتی کشورهای خارجی سفر کردهاند. "توماس جفرسون"، "جیمز مونرو" و "اندرو جکسون" و خیلی دیگر از رئیس جمهورهای اولیه آمریکا حتی با تعداد کمی همراه و حتی مخفیانه و به تنهایی به سفرهای داخلی میرفتند و مردم برایشان دست تکان میدادند؛ ولی حالا چه اتفاقاتی رخ داده است که وقتی "تئودور روزولت" در دههی 90 میلادی میخواهد به اطراف نیویورک سفر کند، با شدیدترین تدابیر امنیتی همراه است؟ چرا در 36 سال اخیر سه رئیس جمهور آمریکا مورد سوءقصد قرار میگیرند؟"

الیس در توجیه این اتفاق مینویسد؛ در سال 1906 رئیس جمهور با 25 هزار دلار از سرمایههای عمومی به سفرهای کاری و شاید شخصی میرفت و در سال 1988 "بیل کلینتون" با صرف هزینهای برابر با 43 میلیون دلار در طول 12 روز به 6 کشور آفریقایی میرود. و یا گفته میشود تنها 2درصد هزینههای سفرهای جنگی "جرج دبلیو بوش" به هزینههای شخصیاش در سال 2002 اختصاص یافته است. و همچنین شنیده شده جرج بوش پدر برای 108 روز سفر در سال 1990نزدیک به 29هزار دلار از "بودجهی فوقالعاده" را هم هزینهی سفرهایش به خاورمیانه و کشورهای جنگ زده کرده است.
الیس می نویسد این موارد در نظر مردم آمریکا هیچ قانونی را نمیشکند و هیچکس نسبت به این مخارج سنگین اعتراض ندارد. چرا که فکر میکنند در جهت منافع داخلی آمریکا هزینه میشود، اما سوال این است که چه کسی این هزینهها را پرداخت میکند؟ چه کسی میداند؟
"ویلیام سافیر" ستوننویس و منتقد روزنامهی نیویورک تایمز در مطلبی پیشنهاد میکند به جای واژه ریاست جمهوری از واژههای به کار رفته برای طبقهی اشراف استفاده شود. رئیس جمهوری که توسط مردم انتخاب شده نباید بر خلاف سنتهای قدیمی آمریکا سوار کاخهای پرندهای شود که از جمله امکانات ساده و معمولی آن 7 وان حمام، 85 خط تلفن و اتاقهای مجهز به آخرین سیستمهای رفاهی است و این در حالی است که هنوز بیشتر مردم امریکا گرفتار تمدید بیمههای درمانی خود هستند...
اصل خبر را اینجا بخوانید.