پژوهشهای هخامنشی. اثری از هایده ماری کخ (تولد 1934) ایرانشناس آلمانی، درباره تاریخ و فرهنگ هخامنشی. در پی کشف مجموع سرشماری از لوحههای کوچک گلی در تخت جمشید به همت "ارنست هرتسفلد"، باستان شناس آلمانی، طی کاوشهای سال های 1933 – 1934 و ترجمه بیش از دو هزار لوحه از این مجموعه توسط "ریچارد هالک" که در 1969 انتشار یافت، خانم کخ از پژوهشگرانی است که با بهرهگیری از این دستاوردها گوشههای تاریخ دیگری از تاریخ هخامنشی را روشن کرد. وی نتایج حاصل از بررسیهای هالک را در چندین اثر پژوهشی منتشر کرده است که مهمترین آنها کتابی است با عنوان "چنین گوید داریوش شاه" .
پژوهشهای هخامنشی شامل پنج جستار است. در جستار نخست با عنوان شارستانهای فرمانروایی هخامنشی، ساختار اداری هخامنشی بررسی شده است که کورش بنیان گذاشت و داریوش تکمیل کرد. در این ساختار بر هر یک از ایالات شاهنشاهی شهربانی (به اصطلاح یونانی ساتراپ) حکومت میکرد به فرمان شاهنشاه هخامنشی گماشته میشد و شاهنشاه به کمک چشم و گوش خود کار او را زیر نظر داشت. شمار اقوام و ایالات زیر فرمان داریوش در کتیبه بیستون، متعلق به اوایل پادشاهی، 23 و در کتیبه آرامگاه وی 30 ذکر شده است. نویسنده در این جستار، کوشیده است تا بر پایه لوحههای دیوانی تخبت جمشید به ویژه اسناد مربوط به مسافرتها ، شمار ساتراپها و جایگاه و موقعیت برخی از آنان را روشن سازد و درستی و نادرستی آگاهیهای مندرج در گزارشهای یونانی را نشان دهد.
شورش گوماته و نخستین پیکارهای داریوش عنوان دومین جستار است که مؤلف در آن با بررسی اطلاعات جغرافیایی و وضعیت چند مکان و نیز اوضاع و احوال زمان به حکومت رسیدن داریوش، پارهای از ابهامهای مربوط به آغاز پادشاهی او و شورش بردیای دروغین را روشن ساخته است. با توجه به این که داریوش مجموعه تخت جمشید را ساخت، این پرسش مطرح میشود که پیش از بهرهبرداری از این مجموعه تشکیلات حکومت هخامنشی در کجا مستقر بود؟ در سومین جستار کتاب با عنوان "درگاه شاه و تأسیسات تخت جمشید" نویسنده با بررسی الواح تخت جمشید، به این نتیجه میرسد که دربار داریوش در آن زمان در پاسارگاد یعنی همان جایی بوده که کاخ کورش قرار داشته است.
داریوش با کامل کردن کاخ کورش، در آن استقرار یافت و اندکی بعد هم شوش را پایتخت دوم خود قرار داد. در چهارمین جستار کتاب، با عنوان برنامهریزی پلکان آپادانه تخت جمشید، نویسنده نخست اشاره میکند که طرح نقوش برجسته پلکان بزرگ تخت جمشید نویسنده حامل پیامی کاملاً سیاسی بوده است: هر بازدید کنندهای از یک سو، عظم و قدرت شاهنشاهی را در مییافت و از سوی دیگر خود را عضوی از گروه بزرگ پیکش دهندگان به دربار احساس میکرد. وی نقوش برجسته نمایندگان اقوام گوناگون را، عمدتاً بر اساس پوشاک آنها بررسی کرده و کوشیده است تا از این طریق ملاکهای رتبهبندی و تعیین جایگاه آنها و خصلت سیاسی این ملاکها را نشان دهد. بررسی پوشاک این نقوش به پژوهشی دیگر درباره کلاههای مادی و دیگر کلاههای باستانی انجامیده و موضوع پنجمین جستار کتاب شده است.
به حکایت نقوش برجسته موصوف، بلندپایگان شاهنشاهی هخامنشی دو نوع جامه به تن میکردند، یکی جامهای چیندار و بلند با آستین گشاد که خاص پارسها و هخامنشیان بوده است، دیگر، جامه بومی خاص سوارکاری با شلوار و آستین بلند که در نقشها بر تن بیشتر مردان دیده میشود. با این دو نوع جامه، چهار نوع کلاه یا کله پوش همراه است: پردار، چوگان، باشلق، نویسنده در پایان این جستار نتیجه میگیرد که در دربار هخامنشی هر دو نوع جامه یاد شده رایج بوده، اما قاعدهای برای جمع آمدن هر جامه با یکی از انواع کلاهها و زیور آلات خاص وجود داشته است.
پژوهشهای هخامنشی (پژوهشهایی بر پایه لوحههای بازیافته از تخت جمشید) در ایران با ترجمه "امیرحسین شالچی" از سوی نشر آتیه منتشر شده است.
عسکر بهرامی. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش