کتاب نیوز  شناسنامه

نسل سومی‌های روایت فتح / علی رکنی

نام نویسنده‌ی این یادداشت مستعار است.

 
دوست عزیز! از من می‌پرسی در روایت فتح چه خبر است؟ و من مانده‌ام چه پاسخی باید به این سؤال تو بدهم. روایت فتح برای من که بهترین سال‌های زندگی‌ام را در آن گذرانده‌ام معنایی دارد، برای تو که دورادور تنها از دیدن برنامه‌ای یا خواندن کتابی می‌شناسی‌اش معنایی و برای آن دیگری که ... معنا و مفهومی دیگر. روایت فتح برای من ساختمان قدیمی "باشگاه ایران و فرانسه" در خیابان "دامغان" دیروز و شهید فلاح‌پور امروز نیست.

دوربین‌ها و باکس مونتاژش نیست. حتی اتاق کار سید مرتضی که پس از او حکم اتاق اداری و انبار و تأسیسات(!) را داشته هم نیست. روایت فتح برای من میراث سید مرتضی است که در حضور غایبش آن را در آدم‌هایی سراغ می‌گیرم که سن بعضی‌شان هم به سال‌های جنگ نمی‌خورد، اما آمده‌اند و بی خیال و بی‌پروا از انگ‌ها و نام‌ها، به خاکریزهای انقلاب و جنگ چسبیده‌اند و حاضر نیستند واقعیت آدم‌های بزرگتر را بپذیرند و به شهر برگردند. در نظر ایشان جنگ هنوز خاتمه نیافته است.

یاد سال‌ها قبل می‌افتم، بخت آن را داشته‌ام که سید مرتضی را در دو سه سال پایانی حیات ظاهری‌اش ببینم. وقتی هنوز به مجله‌ی سوره رفت و آمد داشت و بعدتر که مشغول تدارک دوباره‌ی روایت فتح شده بود. خوب می‌دیدم که آن وجود نازنین در معرض چه ایرادها و تهمت‌ها که نیست؛ این که منشی دفترش در سوره یک زن است، اینکه روشنفکر شده و به جای اورکت خاکی دیروز کت و شلوار می‌پوشد، این که این بابا همان "کامی جان" دیروز است؛ دانشجوی هیپی و مد روز دانشکده هنرهای زیبا، این که در سفره مهمانی افطارش دو خورشت گذاشته، آقای فلان را که معلوم نیست چه مرام و مذهبی دارد به دفترش راه می‌دهد و با بهمان که جوانکی است اهل ساز و آواز و شلوار جین می‌پوشد نشست و برخاست می‌کند... و حرف‌های از این دست که فقط آدم‌های بیکار زبان گفتن و گوش شنیدنش را دارند...

با همه‌ی اینها این سیدمرتضی بود که مجله در می‌آورد، متن می‌نوشت، نگاتیوها و فیلم‌های بی‌جان را روح و حیات می‌بخشید و از ولایت دفاع می‌کرد؛ نه آن آدم‌های بیکار که هنری نداشتند جز حرف و حرف و حرف.

شاید گمان می‌کنی دستمایه کردن حرف‌هایی از این نوع برای نواختن کسی باید عجیب باشد، اما در فضای سیاه و سفید آن سال‌ها البته معنا و مفهوم دیگری داشت. و حتماً در فضای خاکستری امروز هم، هنوز به کار می‌آید که در تجدید خاطرات دیروزشان این بار "برادر" را به همان حرف‌ها و ایرادها می‌نوازند تا در نهایت او را ناسازگار و بی‌اعتنا به انقلاب و جنگ و ولایت معرفی کنند. طنز ماجرا این جاست: ده‌ها کتاب خوب جنگ و انقلاب را چه کسانی نوشته‌اند و صدها برنامه‌ی تلویزیونی که بارقه‌هایی از کارهای خوب مستند را نیز در برخی از آنها می‌توان سراغ گرفت توسط چه کسانی و به مدیریت و پشتیبانی چه کسی به وجود آمده است. برای آنها که میوه‌ای ندارند و پیوسته ریشه‌های قطور نسبت‌ها و القاب‌شان را به رخ می‌کشند؟ جز سکوت پاسخی نیست. که مسیح(ع) می‌گوید: «انسان را به میوه‌هایش بشناسید نه به ریشه‌هایش»

روایت فتح کارنامه‌ی نسلی است که به درستی انتخاب شد، به درستی در جای خود قرار گرفت و به درستی میوه‌ها و ثمرات خود را عرضه کرد. نسخه‌ای زیبا و منحصر به فرد از ارتباط نسل اول انقلاب و نسلی که سومی می‌خوانندش.

برای روایت فتح چه تصویری زیباتر و دلنشین‌تر که فرزندان معنوی خود را در کسوت این نویسنده یا آن فیلمساز این‌جا و آن‌جا ببیند و دلش میزبان شادی کسانی باشد که تولد اولین نوشته یا اولین برنامه‌ی دوران زندگی‌شان را در کنار او تجربه کرده‌اند. برای انقلابی بودن و انقلابی ماندن، برای مبارزه کردن، برای راوی فاتحان دیروز و امروز شدن، جا یا مکان خاصی نیاز باشد، بهانه‌ای بخواهد یا ریشه‌های قطوری از نسب‌ها و نسبت‌هایی که آدمی را به زمین دوخته باشد؛ خدای آسمان‌ها کافی است.

توضیح ضروری: این روزها سالگرد تولد سید مرتضی بود و البته مصادف شد با منحل شدن یکباره‌ی(!) موسسه روایت فتح به بهانه‌ی تاسیس "بنیاد روایت فتح" و از این دست نوآوری‌ها و شکوفایی‌ها...

۱۳۸۷/۰۶/۲۶
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ
 آثار 
آینه‌ی جادو . جلد سوم
کتاب در سه بخش تنظیم شده است. در بخش اول به مسائلی با محوریت ماهیت سینما پرداخته شده است. بخش دوم کتاب حاوی دو مقاله و یک گفت و گو درباره‌ی فیلم‌سازی مستند است که اشاره‌ای به تجارب نگارنده در طول سال‌های فیلم‌سازی مستندش دارد. بخش سوم مطالب اگرچه پیوند موضوعی خاصی با یکدیگر ندارند، اما هر یک نکات تازه و قابل تاملی را درباره‌ی سینما مطرح کرده‌اند.
آینه‌ی جادو . جلد دوم
جلد دوم کتاب آینه‌ی جادو شامل نقد فیلم‌های ایرانی در طول پنج دوره‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر(1367-1371) و ارزیابی سیاست‌گذاری سینمای ایران در این سالهاست. نویسنده ی کتاب در چند مورد به بررسی آثار سینماگران خارجی نیز پرداخته است. در پایان کتاب مقاله‌ی "عالم هیچکاک" که برای کتاب "هیچکاک همیشه استاد" در سال 1371تدارک دیده شده بود، نیز درج شده است.
آینه‌ی جادو . جلد اول
سخن از ابزار مسحور کننده‌ای است که مخاطب خویش را تسخیر می‌کند و تاثیرگذاری آن نه در ساحت ادارکات عقلانی انسان، که در برزخ "تاثیرات احساسی روانی" ظاهر می‌شود و لذا اثرپذیری آن در ضمیر ناخود آگاه است. و اصولاً ابزار هر چه بیش‌تر به سوی اتوماسیون و پیچیدگی تکنیکی حرکت کند، محدودیت‌های بیش‌تری بر اختیار و اراده‌ی آزاد انسان تحمیل می‌کند.

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
پژوهشکده فرهنگ و معارف
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام