اختصاصی کتابنیوز/ info@ketabnews.com
عید فطر از اعیاد مقدس اسلامی است و عید در اسلام محصول ضیافت خداست. هر وقت سفره خاصی پهن شد و عده ای در کنار آن سفرهی الهی به ضیافت موفق شدند، برای آنها عید است. وقتی سفرهی قرآن مطرح است، عید خواهد بود؛ وقتی سفرهی عترت و ولایت مطرح است، عید خواهد بود. اگر عید فطر و أضحی از یک سو، و غدیر از سوی دیگر عید است، برای آن است که آن مائدهی خاص و مأدبهی مخصوص گسترده شد و آماده شد تا مهمانان ویژهی الهی از آن غذای ملکوتی تناول کنند.
اصل دوّم آن است که در جریان ضیوفُ الرَّحمنِ حج، وقتی بسیاری از این مائدهها و مأدبهها تناول شد؛ روز دهم را در سرزمین منا عید میگیرند، آن هم برای هدف بالاتر. و همچنین وقتی ضیافت یک ماههی ماه مبارک رمضان به پایان رسید، وقت توزیع جوائز فرا رسید که جائزهی روزهداران و شب زندهداران را عطا کند، عید رسمی مسلمانهاست. و اگر کسی بخواهد به بارگاه عید بار یابد، باید آن ضیافتها را به خوبی تحمّل کند.
«ضیافت الهی» یعنی خوی فرشتگی پیدا کردن. اینکه در کتابهای فقهی ما در فضیلت روزهی ماه مبارک رمضان گفته شد؛ در فضل صیام همین بس که انسان شبیه فرشته میشود، از این قبیل است. این تشبّه به ملائکه هم در جریان مکّه و حج مطرح است، هم در جریان روزه گرفتن.
فرشتگان دور عرش الهی یا بیت مَعمور طواف میکنند و زائران حرم الهی دور کعبه طواف میکنند. بسیاری از کارهائی را که فرشتگان انجام میدهند، زائران أعم از حاجیان و مُعتمران نیز انجام میدهند. این تشبّه انسان صالح سالک به ملائکه باعث میشود که این ضیافت را او تحمّل بکند، بعد به عید دسترسی پیدا کند. در فضیلت ماه مبارک رمضان هم که بزرگان فقهی ما (رضوان الله علیهم) فرمودند: این تشبّه به فرشتههاست؛ بسیاری از کارهائی را که ملائکه میکنند، روزهدار میکند. چیزهائی را که ملائکه پرهیز میکنند، روزهدار پرهیز میکند. همین ضیافت زمینه موفقیّت تشرّف الهی را فراهم میکند که میشود عید...

مطلب دیگر آن که ماه مبارک رمضان در زبان کسانی که اهل این ماه بودند، مثل اهل بیت (ع)، مخصوصاً امام سجاد (ع) به عنوان بهترین راه و بهترین شهر و از صفایای الهی و برجستهترین خصلت و وظیفه و خصیصه یاد شده است. امام سجاد (ع) می فرماید: این شهر طَهور است و شهر صیام است و شهر قیام است و شهر تَمحیص (1) که انسان باید یک ماه خود را پاک کند، از همهی رجسها و رِجزها با وَ الرُّجزِ فَاهجُر(2) و مانند آن مأنوس بشود. وقتی تطهیر کرد، شبیه فرشته شد، میتواند عید داشته باشد.
خود این ضیافت به نوبهی خود و در حدّ خود عید است، چه اینکه امام سجاد(ع) در دعای وداع ماه مبارک رمضان میفرماید: اَلسَّلامُ عَلَیکْ یا شَهرَ اللهِ الأکبَر(3) که این اکبر صفت آن شهر است، نه الله. الله که اکبر هست امّا شهر خدا هم نسبت به شهور اکبر است، برای اینکه فَضَّلْتَهُ وَ شَرَّفتَهُ وَ کَرَّمتَهُ وَ عَظَّمْتَهُ عَلَی الشُّهُور (4). این شهر بزرگترین شهر است. یک ماه شب و روز انسان تلاش و کوشش میکند تا پاک بشود؛ معلوم میشود طهارت، ضیافت الهی است.
در روز عید فطر و شب عید فطر که جایزهها را توزیع میکنند، انسان سالک صالح که روزهدار بود به این عید دسترسی پیدا میکند تا جایزه خود را بگیرد. جایزهای که به صائم میدهند در بیانات امام سجاد به این صورت در آمده است که حضرت عرض میکند: خدایا! توفیقی بده که ما در این روزهداری هدفی جز تو نداشته باشیم! لا نُشرِکَ بِکَ شِیئاً، وَ لا نَبتَغِی مُراداً سِواکْ (5)، ما مطلوبی جز تو نداشته باشیم.
البتّه آنها که عبادتشان خائفانه است، عید آنها هم خائفانه است. آنهائی که عبادتشان تاجرانه و مشتاقانه است، عید آنها هم در همین حد است. ولی اولیای الهی که صدر و ساقهی ماه مبارک رمضان برایشان عید است، آنها عیدشان وصال الهی است که عرض کرد: خدایا! توفیقی بده، لا نَبتَغِی مُراداً سِواکَ. ما چیزی غیر از تو نخواهیم. وقتی خدا با انسان بود، همهی عالم با انسان است؛ چون لِلّهِ جُنُودُ السَّمواتِ وَ الأرضْ (6). خدای سبحان گذشته از آن معیّت مطلق که فرمود مَعَکُمْ أینَمَا کُنتُم (7)، با گروه خاصّی هم هست که إنَّ اللهَ مَعَ الصّابِرینْ (8).
«صابرین» مصادیق فراوانی دارند که از بارزترین مصادیق صابرین، روزهداران هستند. که در جریان وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاه (9)، یکی از مصادیق صبر همان روزه است. اگر انسان روزهدار بود، خدا با اوست. وقتی خدا با او باشد، صدر و ساقهی عالم که سپاه و ستاد الهیاند، با او خواهند بود. بنابراین روز عید فطر، شب عید فطر و فرصت فطر در حقیقت جایزه گرفتن است، تا کسی محصول عبادت یک ماههاش را به عنوان جایزه دریافت بکند.
البتّه جایزه به مراتب بیش از عبادت است، چون مَنْ جآءَ بِالحَسَنَه فَلَهُ عَشرُ اَمثالِها (10). کسی که یک کار خیر انجام داد، خدای سبحان ده برابر عطا میکند. گاهی هم به هفتصد یا هزار و چهارصد یا وَ اللهُ واسِعٌ عَلیمْ (11). آن مربوط به مقدار خلوص و تفضّل و عنایت الهی است. به هر حال کسی که روزهدار است، جایزه دریافت میکند، مسرور میشود. اگر در قیامت عدّهای نامهی اعمال را میگیرند، وَ یَنقَلِبُ إلی اَهلِهِ مَسرُوراً (12)؛ در روز عید فطر و همچنین شب عید فطر عدّهای که جایزهی خود را دریافت میکنند، آنها هم یَنقَلِبُ إلی اَهلِهِ مَسرُوراً.
در دعای امام سجاد نسبت به عید فطر آمده که عرض میکند: خدایا! تو این روز را جَعَلْتَهُ لِلمُؤمِنینَ عِیداً وَ سُرُوراً (13) قرار دادی؛ این روز را نشاط و بَهجت برای مردان با ایمان قرار دادی. این یک امر شخصی است که انسان احساس میکند به مقصد رسیده است که:
" دهم حاصل 30 روزه و ساغر گیرم... "

امّا یک وظیفهی اساسی دیگری را اسلام به عهدهی امّت اسلامی گذاشت که در روز عید فطر همگان در برابر آن وظیفه مسئولاند. در همان آن دعای نورانی امام سجاد (ع) آمده است که روز عید فطر برای مؤمنان عید و سرور است. و برای اهل امّتت، امّت اسلامی مجمع و مُحتَشد است. اینها همه جمع میشوند، در نماز عید شرکت میکنند، با همند و اِحتشاد هم دارند. «اِحتشاد» عبارت از رویش معاونانه و متعاونانه است. اوّلاً اینها ریزش ندارند، رویش دارند. ثانیا با همند، نه بیهم. ثالثاً هدف واحدی دارند، نه اهداف پراکنده. رابعاً یک ماه طاهر شدند، امّت طاهر هدف طیّب و طاهر را میطلبد. عرض کرد: خدایا! روز عید فطر روز رویش عمومی و تعاون و هماهنگی طاهران است...
اگر امت اسلامی با این رویش ویژه، عید داشته باشند، نه ما در فلسطین مشکلی داریم، نه در عراق و افغانستان دشواری داریم، نه در سایر بلاد اسلامی؛ نه در داخل و نه در خارج! نه کسی خلاف میکند، بیراهه میرود؛ نه راه کسی را میبندد. چون تمام اینها در اثر ندیدن است. انسان خیال میکند این مسیری را که طی میکند، مسیر حق است. در حالی که جز انحراف و کج راهه چیز دیگری نیست.
همانطوری که در بین فرشتهها هیچ تزاحمی نیست، وَ مَا مِنّا إلا لَهُ مَقامٌ مَعلُوم (14)؛ در جامعهی اسلامی هم هیچ تزاحمی نیست، چون هر کسی وظیفهی خاصی دارد، مرتبت مخصوصی دارد و کار ویژه. این رویش عمومی برای آن هدف والا، مجموعاً میشود «عید فطر». بنابراین تنها سرور شخصی نیست که انسان وظیفهاش را انجام داد. اگر بیماری سلامت خود را باز یابد، مسرور است. و اگر بستهای آزاد شود، مسرور است. و اگر بدهکاری دِینش را اداء کند، مسرور است.
در خطبهای که وجود مبارک رسول گرامی(ص) در آخرین جمعهی ماه شعبان یا در روزی از روزهای ماه شعبان ایراد کردهاند، فرمودند: شما بستهی گناهاناید، در اثر گنهکاری وامدارید، و یک انسان وامدار باید گرو بسپارد، و خود شما گروئید بر اساس کُلُّ نَفسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینِه (15)، کُلُّ امْرِئٍ بِمَا کَسَبَ رَهینْ (16) وَ فُکُّوها بِاسْتِغفارِکُمْ. إنَّ اَنفُسَکُمْ مَرهُونَهٌ بِذُنُوبِکُمْ فَفُکُّوها بِاسْتِغفارِکُمْ (17). استغفار شب و روز این ماه ضیافت، انسان را آزاد میکند؛ وقتی آزاد شد، مسرور است. پس "سرور" آزادی هست، "سرور" درمان هست، ادای دِین هست، تقرّب هست؛ اینها سرورهائی است که هر انسان صائمی احساس میکند؛ إنشاء الله...

امیدواریم ذات أقدس إله عبادت فرد فرد از برادران و خواهران را قبول کرده باشد! و این قبولی هم طبق آن دعای روز آخر ماه مبارک رمضان، فروعش به اصول محکم باشد که مُحکَمَهً فُرُوعُهُ بِالاُصُولْ. یعنی با عقائد خوبی، با حکمت خوب، با کلام خوب، با دین شناسی خوب، با دین پژوهی خوب، با پژوهشگری در مسائل اعتقادی که زیر بنای مسائل فرعی است اینچنین باشد مُحکَمَهً فُرُوعُهُ بِالاُصُولْ، وَ عَلی مَا تَرضاهُ وَ یَرضاهُ الرَّسُولْ (18). طوری باشد خداپسند باشد، پیغمبر پسند باشد. رضای پیغمبر جز رضای خدا چیز دیگر نیست. و خدا هم یک دین را میپذیرد، رَضیتُ لَکُمُ الإسلامَ دِیناً (19). عَلی مَا تَرضاهُ وَ یَرضاهُ الرَّسُولْ یعنی اسلام ناب باشد و مانند آن.
پیام آیتاللهجوادیآملی (دام ظله العالی) به مناسبت عیدسعیدفطر ـ قم؛ آبان 1383
........................................................................................
(1) برداشتی از صحیفه سجادیه/ دعای 44
(2) مدّثر / 5
(3) صحیفه سجادیه / دعای 45
(4) المصباح لِلکفعمی/ ص630
(5) صحیفه سجادیه / دعای 44
(6) فتح / آیات 4 و 7
(7) حدید / 4
(8) بقره / 153
(9) بقره / 45
(10) انعام / 160
(11) بقره / 247
(12) انشقاق / 9
(13) صحیفه سجادیه/ دعای 45
(14) صافات / 164
(15) مدّثر / 38
(16) طور / 21
(17) وسائل الشیعه/ج10 / ص314
(18) اقبال الأعمال / ص267
(19) مائده / 3