کتاب نیوز  شناسنامه

میهمانی انگور / عبدالله جوادی آملی

اختصاصی کتاب‌نیوز/ info@ketabnews.com

عید فطر از اعیاد مقدس اسلامی است و عید در اسلام محصول ضیافت خداست. هر وقت سفره خاصی پهن شد و عده ای در کنار آن سفره‌ی الهی به ضیافت موفق شدند، برای آنها عید است. وقتی سفره‌ی قرآن مطرح است، عید خواهد بود؛ وقتی سفره‌ی عترت و ولایت مطرح است، عید خواهد بود. اگر عید فطر و أضحی از یک سو، و غدیر از سوی دیگر عید است، برای آن است که آن مائده‌ی خاص و مأدبه‌ی مخصوص گسترده شد و آماده شد تا مهمانان ویژه‌ی الهی از آن غذای ملکوتی تناول کنند.

اصل دوّم آن است که در جریان ضیوفُ الرَّحمنِ حج،‌ وقتی بسیاری از این مائده‌ها و مأدبه‌ها تناول شد؛ روز دهم را در سرزمین منا عید می‌گیرند، آن هم برای هدف بالاتر. و همچنین وقتی ضیافت یک ماهه‌ی ماه مبارک رمضان به پایان رسید، وقت توزیع جوائز فرا رسید که جائزه‌ی روزه‌داران و شب زنده‌داران را عطا کند، عید رسمی مسلمان‌هاست. و اگر کسی بخواهد به بارگاه عید بار یابد، باید آن ضیافت‌ها را به خوبی تحمّل کند.

«ضیافت الهی» یعنی خوی فرشتگی پیدا کردن. اینکه در کتاب‌های فقهی ما در فضیلت روزه‌ی ماه مبارک رمضان گفته شد؛ در فضل صیام همین بس که انسان شبیه فرشته می‌شود، از این قبیل است. این تشبّه به ملائکه هم در جریان مکّه و حج مطرح است، هم در جریان روزه گرفتن.

فرشتگان دور عرش الهی یا بیت مَعمور طواف می‌کنند و زائران حرم الهی دور کعبه طواف می‌کنند. بسیاری از کارهائی را که فرشتگان انجام می‌دهند، زائران أعم از حاجیان و مُعتمران نیز انجام می‌دهند. این تشبّه انسان صالح سالک به ملائکه باعث می‌شود که این ضیافت را او تحمّل بکند، بعد به عید دسترسی پیدا کند. در فضیلت ماه مبارک رمضان هم که بزرگان فقهی ما (رضوان الله علیهم) فرمودند: این تشبّه به فرشته‌هاست؛ بسیاری از کارهائی را که ملائکه می‌کنند، روزه‌دار می‌کند. چیزهائی را که ملائکه پرهیز می‌کنند، روزه‌دار پرهیز می‌کند. همین ضیافت زمینه موفقیّت تشرّف الهی را فراهم می‌کند که می‌شود عید...

مطلب دیگر آن که ماه مبارک رمضان در زبان کسانی که اهل این ماه بودند، مثل اهل بیت (ع)، مخصوصاً امام سجاد (ع) به عنوان بهترین راه و بهترین شهر و از صفایای الهی و برجسته‌ترین خصلت و وظیفه و خصیصه یاد شده است. امام سجاد (ع) می فرماید: این شهر طَهور است و شهر صیام است و شهر قیام است و شهر تَمحیص (1) که انسان باید یک ماه خود را پاک کند، از همه‌ی رجس‌ها و رِجزها با وَ الرُّجزِ فَاهجُر(2) و مانند آن مأنوس بشود. وقتی تطهیر کرد، شبیه فرشته شد، می‌تواند عید داشته باشد.

خود این ضیافت به نوبه‌ی خود و در حدّ خود عید است، چه اینکه امام سجاد(ع) در دعای وداع ماه مبارک رمضان می‌فرماید: اَلسَّلامُ عَلَیکْ یا شَهرَ اللهِ الأکبَر(3) که این اکبر صفت آن شهر است، نه الله. الله که اکبر هست امّا شهر خدا هم نسبت به شهور اکبر است، برای اینکه فَضَّلْتَهُ وَ شَرَّفتَهُ وَ کَرَّمتَهُ وَ عَظَّمْتَهُ عَلَی الشُّهُور (4). این شهر بزرگترین شهر است. یک ماه شب و روز انسان تلاش و کوشش می‌کند تا پاک بشود؛ معلوم می‌شود طهارت، ضیافت الهی است.

در روز عید فطر و شب عید فطر که جایزه‌ها را توزیع می‌کنند، انسان سالک صالح که روزه‌دار بود به این عید دسترسی پیدا می‌کند تا جایزه خود را بگیرد. جایزه‌ای که به صائم می‌دهند در بیانات امام سجاد به این صورت در آمده است که حضرت عرض می‌کند: خدایا! توفیقی بده که ما در این روزه‌داری هدفی جز تو نداشته باشیم! لا نُشرِکَ بِکَ شِیئاً، وَ لا نَبتَغِی مُراداً سِواکْ (5)، ما مطلوبی جز تو نداشته باشیم.

البتّه آنها که عبادتشان خائفانه است، عید آنها هم خائفانه است. آنهائی که عبادتشان تاجرانه و مشتاقانه است، عید آنها هم در همین حد است. ولی اولیای الهی که صدر و ساقه‌ی ماه مبارک رمضان برایشان عید است،‌ آنها عیدشان وصال الهی است که عرض کرد: خدایا! توفیقی بده، لا نَبتَغِی مُراداً سِواکَ. ما چیزی غیر از تو نخواهیم. وقتی خدا با انسان بود، همه‌ی عالم با انسان است؛ چون لِلّهِ جُنُودُ السَّمواتِ وَ الأرضْ (6). خدای سبحان گذشته از آن معیّت مطلق که فرمود مَعَکُمْ أینَمَا کُنتُم (7)، با گروه خاصّی هم هست که إنَّ اللهَ مَعَ الصّابِرینْ (8).

«صابرین» مصادیق فراوانی دارند که از بارزترین مصادیق صابرین، روزه‌داران هستند. که در جریان وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاه (9)، یکی از مصادیق صبر همان روزه است. اگر انسان روزه‌دار بود، خدا با اوست. وقتی خدا با او باشد، صدر و ساقه‌ی عالم که سپاه و ستاد الهی‌اند، با او خواهند بود. بنابراین روز عید فطر، شب عید فطر و فرصت فطر در حقیقت جایزه گرفتن است، تا کسی محصول عبادت یک ماهه‌اش را به عنوان جایزه دریافت بکند.

البتّه جایزه به مراتب بیش از عبادت است، چون مَنْ جآءَ بِالحَسَنَه فَلَهُ عَشرُ اَمثالِها (10). کسی که یک کار خیر انجام داد، خدای سبحان ده برابر عطا می‌کند. گاهی هم به هفتصد یا هزار و چهارصد یا وَ اللهُ واسِعٌ عَلیمْ (11). آن مربوط به مقدار خلوص و تفضّل و عنایت الهی است. به هر حال کسی که روزه‌دار است، جایزه دریافت می‌کند، مسرور می‌شود. اگر در قیامت عدّه‌ای نامه‌ی اعمال را می‌گیرند، وَ یَنقَلِبُ إلی اَهلِهِ مَسرُوراً (12)؛ در روز عید فطر و همچنین شب عید فطر عدّه‌ای که جایزه‌ی خود را دریافت می‌کنند، آنها هم یَنقَلِبُ إلی اَهلِهِ مَسرُوراً.

در دعای امام سجاد نسبت به عید فطر آمده که عرض می‌کند: خدایا! تو این روز را جَعَلْتَهُ لِلمُؤمِنینَ عِیداً وَ سُرُوراً (13) قرار دادی؛ این روز را نشاط و بَهجت برای مردان با ایمان قرار دادی. این یک امر شخصی است که انسان احساس می‌کند به مقصد رسیده است که:
" دهم حاصل 30 روزه و ساغر گیرم... "

امّا یک وظیفه‌ی اساسی دیگری را اسلام به عهده‌ی امّت اسلامی گذاشت که در روز عید فطر همگان در برابر آن وظیفه مسئول‌اند. در همان آن دعای نورانی امام سجاد (ع) آمده است که روز عید فطر برای مؤمنان عید و سرور است. و برای اهل امّتت، امّت اسلامی مجمع و مُحتَشد است. اینها همه جمع می‌شوند، در نماز عید شرکت می‌کنند، با همند و اِحتشاد هم دارند. «اِحتشاد» عبارت از رویش معاونانه و متعاونانه است. اوّلاً اینها ریزش ندارند، رویش دارند. ثانیا با همند، نه بی‌هم. ثالثاً هدف واحدی دارند، نه اهداف پراکنده. رابعاً یک ماه طاهر شدند، امّت طاهر هدف طیّب و طاهر را می‌طلبد. عرض کرد: خدایا! روز عید فطر روز رویش عمومی و تعاون و هماهنگی طاهران است...

اگر امت اسلامی با این رویش ویژه‌، عید داشته باشند، نه ما در فلسطین مشکلی داریم، نه در عراق و افغانستان دشواری داریم، نه در سایر بلاد اسلامی؛ نه در داخل و نه در خارج! نه کسی خلاف می‌کند‌،‌ بیراهه می‌رود؛ نه راه کسی را می‌بندد. چون تمام اینها در اثر ندیدن است. انسان خیال می‌کند این مسیری را که طی می‌کند، مسیر حق است. در حالی که جز انحراف و کج راهه چیز دیگری نیست.

همانطوری که در بین فرشته‌ها هیچ تزاحمی نیست، وَ مَا مِنّا إلا لَهُ مَقامٌ مَعلُوم (14)؛ در جامعه‌ی اسلامی هم هیچ تزاحمی نیست، چون هر کسی وظیفه‌ی خاصی دارد، مرتبت مخصوصی دارد و کار ویژه. این رویش عمومی برای آن هدف والا، مجموعاً می‌شود «عید فطر». بنابراین تنها سرور شخصی نیست که انسان وظیفه‌اش را انجام داد. اگر بیماری سلامت خود را باز یابد، مسرور است. و اگر بسته‌ای آزاد شود، مسرور است. و اگر بدهکاری دِینش را اداء کند، مسرور است.

در خطبه‌ای که وجود مبارک رسول گرامی(ص) در آخرین جمعه‌ی ماه شعبان یا در روزی از روزهای ماه شعبان ایراد کرده‌اند،‌ فرمودند: شما بسته‌ی گناهان‌اید، در اثر گنهکاری وامدارید، و یک انسان وامدار باید گرو بسپارد، و خود شما گروئید بر اساس کُلُّ نَفسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینِه (15)، کُلُّ امْرِئٍ بِمَا کَسَبَ رَهینْ (16) وَ فُکُّوها بِاسْتِغفارِکُمْ. إنَّ اَنفُسَکُمْ مَرهُونَهٌ بِذُنُوبِکُمْ فَفُکُّوها بِاسْتِغفارِکُمْ (17). استغفار شب و روز این ماه ضیافت، انسان را آزاد می‌کند؛ وقتی آزاد شد، مسرور است. پس "سرور" آزادی هست، "سرور" درمان هست، ادای دِین هست، تقرّب هست؛ اینها سرورهائی است که هر انسان صائمی احساس می‌کند؛ إنشاء الله...

امیدواریم ذات أقدس إله عبادت فرد فرد از برادران و خواهران را قبول کرده باشد! و این قبولی هم طبق آن دعای روز آخر ماه مبارک رمضان، فروعش به اصول محکم باشد که مُحکَمَهً فُرُوعُهُ بِالاُصُولْ. یعنی با عقائد خوبی، با حکمت خوب، با کلام خوب، با دین شناسی خوب، با دین پژوهی خوب، با پژوهشگری در مسائل اعتقادی که زیر بنای مسائل فرعی است اینچنین باشد مُحکَمَهً فُرُوعُهُ بِالاُصُولْ، وَ عَلی مَا تَرضاهُ وَ یَرضاهُ الرَّسُولْ (18). طوری باشد خداپسند باشد، پیغمبر پسند باشد. رضای پیغمبر جز رضای خدا چیز دیگر نیست. و خدا هم یک دین را می‌پذیرد، رَضیتُ لَکُمُ الإسلامَ دِیناً (19). عَلی مَا تَرضاهُ وَ یَرضاهُ الرَّسُولْ یعنی اسلام ناب باشد و مانند آن.


پیام آیت‌الله‌جوادی‌آملی (دام ظله العالی) به مناسبت عیدسعیدفطر ـ قم؛ آبان 1383

........................................................................................
(1) برداشتی از صحیفه سجادیه/ دعای 44
(2) مدّثر / 5
(3) صحیفه سجادیه / دعای 45
(4) المصباح لِلکفعمی/ ص630 
(5) صحیفه سجادیه / دعای 44
(6) فتح / آیات 4 و 7
(7) حدید / 4
(8) بقره / 153
(9) بقره / 45
(10) انعام / 160
(11) بقره / 247
(12) انشقاق / 9
(13) صحیفه سجادیه/ دعای 45
(14) صافات / 164
(15) مدّثر / 38
(16) طور / 21
(17) وسائل الشیعه/ج10 / ص314
(18) اقبال الأعمال / ص267
(19) مائده / 3

۱۳۸۷/۰۷/۰۷
 مطالب مرتبط 
نورافشانی جلد چهاردهم تسنیم
انتشار چاپ دوازدهم "حکمت عبادت"
جلد دوم مفاتیح / تاکید بر انتشار مفاتیح حیات
عمر حقیقی انسان
بیت‌الغزل انسانیت / استاد جوادی آملی
"امام" خلیفه‌ی خداست نه وکیل مردم / عبدالله جوادی آملی
امروز لاشه علوم در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود
همتای قرآن کریم
اگر نبود کربلا
اثر تازه آیت‌الله جوادی درباره پیامبر اعظم(ص)
ترویج هنر اسلامی آری، اسلامی‌کردن هنر خیر
لوح فشرده بنیان مرصوص منتشر شد
شان قسم خداوند به قلم را نازل نکنید

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

بایگانی  
طریقه‌ی کتاب خواندن/ آندره موروا
آیا کتاب خواندن هم کاری است؟ «وانری لاربو» مطالعه را «گناهی بدون عقاب» می‌داند و بالعکس «دکارت» آن را «گفت‌وگو با شریف‌ترین مردان قرون گذشته می‌شمارد»، و هر دو در تشخیص خود ذیحق هستند.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
آیین نقد کتاب
اندیشه نقد و نقد اندیشه بسی قدمت دارد. سابقه انتقاد ادبی یا سخن‌سنجی به یونان باستان و بوطیقا (=فن شعر) ارسطو می‌رسد. در اسلام ریشه‌های انتقاد اندیشه و عمل در قرآن مجید هست.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
انتقاد از کتاب / علی شریعتمداری
کسی که می‌خواهد کتابی را مورد بررسی و انتقاد قرار دهد باید از رشته‌ای که این کتاب بدان مربوط است اطلاعات کافی داشته باشد. منظور از اطلاعات کافی این است که انتقادکننده به اصول و مبانی رشته مربوط آشنا باشد
۱۳۸۵/۰۴/۱۳
هنر کتاب نخواندن/ بهاءالدین خرمشاهی
بسیاری کتابها به یک بار خواندن نمی‌ارزند و بسیاری کتابهاست که ارزش ورق زدن جدی هم ندارد. و برعکس بعضی کتابهاست که مادام‌العمر می‌توان و می‌بایدشان خواند.
۱۳۸۵/۰۱/۲۸
کتابهای خواندنی/ عباس اقبال
اگر به نسبت با مردم ممالک متمدنه عالم، ایرانی را در نظر بگیرید و مقدار آنچه را در عرض سال خوانده است با مبلغ خوانده‌های هریک از افراد ملل متمدنه در میزان مقایسه بیاورید خواهید دید که ایرانی در سال چیزی نخوانده است .
۱۳۸۵/۰۱/۰۵

بایگانی  
علی‌‌پروین در دوکوهه / داوود امیریان
در حال تشنگی خوابم برد. یک دفعه دیدم قطره‌های آب روی صورتم می‌ریزد. چشمهایم را باز کردم. خواهرهایم بودند. گریه می‌کردند و مرا می‌بوسیدند. آنها که رفتند نمازشب خواندم و گفتم خدایا من شهادت را دوست دارم، اما این یک‌بار ما را شهید نکن، اینها خیلی گریه می‌کنند و متأسفانه خدا به حرفم گوش داد.
۱۳۸۷/۰۸/۱۸
نسل دوم مهاجران / جومپا لاهیری
وقتی کسی به عنوان فرزند خانواده‌ای مهاجر در سرزمینی بیگانه بزرگ می‌شود، همواره معنای پدیده‌ای را که می‌توان بی‌ریشگی یا بی‌ریشه‌کردن خود نام گذاشت به‌خوبی درک می‌کند... من خود می‌دانستم که والدین‌ام چه کشیده‌اند و احساس بی‌ریشگی کاملا برایم ملموس و آشنا بود.
۱۳۸۷/۰۷/۱۷
درشت‌نمایی مضحکه / محمدعلی علومی
آثار ارسکین کالدول به راحتی می‌توانند آثاری از خسروشاهانی و یا کیومرث صابری باشند. آثار ویلیام سارویان شباهت زیاد به آثار منوچهر احترامی و آثار جیمز تربر با آن فضاهای غریب و سوررئال می‌توانند آثاری از عمران صلاحی و یا غلامحسین ساعدی باشند... در تمام آثار ادبی ارزشمند روانکاری آدم‌ها در موقعیت‌های مختلف و متضاد دیده می‌شود.
۱۳۸۷/۰۷/۰۶
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...
۱۳۸۷/۰۶/۰۷
داستان به مثابه‌ی "سلول بنیادین"
ما با تورم جشنواره‌های ادبی مواجهیم. این هم خودش شرح کشافی می‌خواهد که کسی که پول داشته باشد می‌تواند جشنواره تاسیس کند... داستان نوشتن مثل ساختمان‌سازی نیست که آجر را بگذاری و بالا برود. واقعاً بستگی به حال دارد... برای من مهم جایگاه شیخ فضل الله نوری و اتفاقاتی است که افتاد و مردمی که پای دارش آنگونه رفتار کردند.
۱۳۸۷/۰۵/۱۴
چوبک ‌سبک ندارد / محمد رضا بایرامی
از کارهای چوبک ما به یک کلیت نمی‌رسیم که بتوانیم آن را سبک تلقی کنیم... در کارهای ناتورالیستی‌اش زیاد می‌بینید که در آن سعی می‌کند زشتی‌ها، پلیدی‌ها، پلشتی‌ها و دردهای جامعه را نشان دهد. انگار دارد لجنی را به هم می‌زند که می‌داند به هم زدنش جز اینکه بوی تعفن را در فضا پراکنده کند، ویژگی دیگری ندارد.
۱۳۸۷/۰۵/۱۱
قصد قربت کن / امیر رضا ستوده
این آقا (امام) گفته که در خرمشهر بمانید و از شهر محافظت کنید. ما هم ماندیم و عراق حمله کرد و از این بابت قریب به نهصد هزار تومان ضرر کردیم و خانه و وسایل آن آسیب دیدند. لذا من از ایشان شکایت دارم... مگر من اصول دین مردمم که هر جا و هر کسی با من مخالفت کرد، دینش تباه شود.
۱۳۸۷/۰۴/۲۵
حکمت‌مظلوم‌صدرایی/ حسن فتحی
تاریخ نگاران، فقط روزشمار زندگی شاهان را نوشته‌اند و حتی به تعداد بیماری یبوست آنها نیز اشاره کرده‌اند، اما درباره‌ی زندگی دانشمندان و اهالی علم و فن بیش از چند سطر و یا نهایتا چند صفحه ننوشته‌اند؛ زیرا تاریخ‌نگاران بیش از هرجا در کانون‌های قدرت متمرکز بوده‌اند و درباره‌ی قدرت‌مداران نوشته‌اند؛ نه درباره‌ی حقیقت‌مداران.
۱۳۸۷/۰۳/۰۸
اصل44 و ادبیات ملی/ رضا امیرخانی
تنها کتابی که در کتابخانه‌های آمریکا به آن برخوردم "بوف کور" هدایت بود که وقتی در یکی از ایالت‌ها یعنی اوهایو بررسی کردم، دیدم در طول یک سال اصلا کسی آن را به امانت نگرفته بود. بنابراین صرف ترجمه تمام‌کننده نیست.
۱۳۸۷/۰۲/۲۲
مافیای دولتی نشر / محمدرضا حدادی
وزارت فرهنگ فقط در سال گذشته نزدیک به 270 میلیارد تومان بودجه داشته است؛ سازمان تبلیغات اسلامی بین 20-17 میلیارد تومان ...چرا نباید ناشرین رتبه‌بندی شوند؟ آیا هرکسی باید حق انتشار فرهنگ لغات داشته باشد؟ آیا هرکسی باید حق انتشار کتب دینی را داشته باشد؟ آیا هر کسی باید حق ترجمه‌ی کتاب داشته باشد؟!
۱۳۸۷/۰۱/۱۸
7‌هزار‌نفر عضو داشتیم/ امیرحسین فردی
ماموریت ‌بهزاد، قصه گفتن برای بچه‌ها بود. او هم به رسم پرده‌خوانی و دراویش؛ در نقش چند شخصیت، قصه را اجرا می‌کرد. استقبال آنقدر زیاد بود که در کتابخانه برای بچه‌ها جا نبود؛ با این حال بزرگترها هم گاهی سرک می‌کشیدند. موقع قصه‌گویی واقعا نقش بازی می‌کرد و بچه‌ها را به قصه و کتاب علاقمند می‌کرد.
۱۳۸۶/۱۲/۱۶
کتاب تقلبی چاپ می‌کردیم / محمود حکیمی
خبر آوردند که حاکم قم را که به حکم رشاء از حکومت ساقط کرده بودم، به فرمان شما و به خاطر عمه‌جان حضرتعالی به حکومت باز گرداندند. فرمودم که او را دست بسته به تهران بیاورند تا به حضرتعالی گفته باشم، حکومت را به توصیه عمه و خاله نمی‌توان اداره کرد.
۱۳۸۶/۱۰/۰۴
حرف‌هایم را در شعرهایم می‌زنم / قیصر امین‌پور
قرار نیست ما از جوان‌ها انتظار داشته باشیم همه "علی معلم" باشند. آنها بایستی شروع کنند و تمرین کنند. باید قواعد را یاد بگیرند. محتوا خودش در اثر تفکر و رشد پیش می‌آید.
۱۳۸۶/۰۸/۱۰
ممیزی در اتاق تاریک یا داستان سانسور
این تاریکی و عدم شفافیت که "بی‌تردید" موجد و موجب فساد است؛ سال‌هاست که گریبان فرهنگ ما را گرفته است و ظاهرا هم کسی نمی‌خواهد به داد آن برسد. برخورد‌های سلیقه‌ای، رشد نشر زیر زمینی و از همه ‌مهم‌تر عدم امکان ارزیابی و نظارت به دلیل وجود نداشتن آئین‌نامه‌های شفاف و جامع و خلاصه بی‌قانونی، همگی حاصل این تاریکی است. آنچه می‌آید قرار "بود" اولین مصاحبه‌ی رسمی با یک بررس کتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد...
۱۳۸۶/۰۸/۰۶
وقتی همه شاعر می‌شوند / گفتگو با علی معلم دامغانی
می‌توانیم نا امید نباشیم، بخصوص اگر زحمتی کشیده شود و کسی زمینه‌ای برای "بیداری" فراهم کند. ابزار رسانه‌ای امروز تبدیل به اسباب‌بازی‌ای شده که انسان بیشتر با آن وقت می‌کشد. ابزاری که می‌توانست با جاذبه‌هایی که دارد، بیدارکننده باشد، تبدیل به ابزاری برای خواب کردن مردم شده است.
۱۳۸۶/۰۷/۱۱
روشنفکر باید ملاک بسازد / گفتگو با ‌جلال آل‌احمد
نه می‌خواهم چیزی بسازم-- دیگه روحیه‌ی پیغمبریم رو خوش‌بختانه از دست دادم، با از حزب در‌آمدن‌هایم -- و نه می‌خواهم دنیا رو عوض کنم -- با از سیاست در‌آمدن‌ها -- ما می‌خواهیم با هر آدمی در درون خودش، در تنهایی خودش، طرف بشیم.
۱۳۸۶/۰۶/۲۵
در برابر تحقیر رسانه‌ای / بیژن نوباوه
به ما ویزای "سی 2" می‌دهند؛ ویزایی که برای کارکنان و خدمه‌ی کشتیرانی و یا خدمه‌ی هواپیما صادر می‌شود. خبرنگاران ما در آمریکا بیش از 25مایل نمی‌توانند از محل اقامتشان فاصله بگیرند. با هیچ دستگاه دولتی آمریکا حق گفتگو ندارند. اجازه‌ی ورود به واشنگتن‌سیتی ــ پایتخت ــ و اجازه‌ی تهیه گزارش از کنگره‌ را هم ندارند.
۱۳۸۶/۰۵/۱۷
ما اصلا روشنفکر دینی نداریم!
روشنفکر برای ایجاد تحول باید بتواند یک فکر را جایگزین فکری دیگر کند. همیشه هم معنی فکر این نیست که موجودی گذشته را از بین ببریم... در حالیکه در جامعه‌ی ما معمولا روشنفکری را با مبارزه اشتباه می‌گیرند و فکر می‌کنند که هرکس با دولت مبارزه کند، روشنفکر است
۱۳۸۶/۰۵/۰۸
"ماهی" در ماهی‌تابه / یک ناشر
طیف کتاب‌خوان بزرگ‌سال ما در اقلیت است و اگر بخواهیم کتاب‌خوان کتب بزرگسال داشته باشیم، مطمئنا باید از میان کودک و نوجوان صید کنیم... این حمایت از نشر و فرهنگ و قلم را باید بردارند؛ هر کس توانست، کار کند؛ هر کس نتوانست به سراغ شغل دیگر خواهد رفت.
۱۳۸۶/۰۴/۰۶
ما بی‌عرضه‌ایم!
fax News، NBC ،CBS و AP و... خیلی راحت و آزادانه در ایران در حال تهیه‌ی گزارش و مصاحبه برای تشویش افکار عمومی جهان هستند؛ ولی ما همچنان بایکوت هستیم. این ماجرای دردآور همچنان، مسکوت مانده و مشمول مرور زمان شده و با یک تعارفاتی برگزار و از آن عبور می‌شود.
۱۳۸۶/۰۳/۲۶
معتقد به تبلیغات نیستم
آقای جلیلی مختارند. می‌توانند انتخاب کنند و برگردند و ادامه کار بدهند و می‌توانند ادامه ندهند. ولی ما نشریه سوره را ادامه می‌دهیم. کما اینکه دیدید شماره سی‌ام هم منتشر شد و شماره جدید هم همین روزها منتشر خواهد شد.
۱۳۸۶/۰۲/۲۳
نقشه‌ای برای تولید آثار فاخر دینی و ملی نداریم
استناد به خواب و رویا، احضار روح، ملاقات با ائمه و... از جمله موضوعاتی است که امروز دستمایه سودجویانی شده که همخوانی ذاتی این موضوعات با فطرت را به عنوان کلیدی راه‌گشا! برای حضور بازاری در جامعه‌ی نشر و کسب سودهای کلان شناخته‌اند.
۱۳۸۶/۰۲/۱۸
از این روزهای نادر / گفت‌وگو با همسر "نادر ابراهیمی"
همسر و همراه آدمی پر شر و شور بودن، لذت‌بخش است؛ اما سخت هم هست. وقتی همسر کسی که چند فرزند دارد، به خانه بیاید و بگوید: «اخراج شدم»، چه حالی به انسان دست می‌دهد؟
۱۳۸۶/۰۱/۱۹
اصلاحات اضطراری در شورای عالی انقلاب فرهنگی / حسن رحیم‌پور ازغدی
مطمئنا مهندسی فرهنگ به این معانی نیست: اضافه کردن به قطر نهادهای رسمی، تار تنیدن در اطراف گروههای مرجع در جهت غیر مسئول دانستن آنها، نفی تحول، توزیع افتخارات بر اساس منافع و یا گروه حاکم.
۱۳۸۵/۱۲/۱۲

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
پژوهشکده فرهنگ و معارف
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام