کتاب نیوز  شناسنامه

به‌خاطر دستی نیمه‌جان / فرزاد جمشیدی‌

پس از انتشار خبری مبنی بر ارسال دعوتنامه از سوی دو کشور حاشیه‌ی خلیج فارس برای مجری توامند سیمای جمهوری اسلامی ایران؛ "فرزاد جمشیدی"، وی در یادداشتی با تایید خبر ارسال دعوتنامه‌ها، نظر خود را در خصوص خروج از کشور بیان کرد. آنچه می‌خوانید نسخه‌ای از یادداشت اوست که در اختیار کتاب‌نیوز قرار گرفته است:

«در عملیات بدر، دست نیمه‌جان یک بسیجی که تا کمر در گل فرو رفته و پیدا بود به شدت مجروح شده، مچ پایم را محکم چسبید. هنوز در همان خطه و همان خاکم؛ چون مچ پایم در دست آن بسیجی است.»
این کلمات به ابراهیم حاتمی کیا، تعلق دارد. قدیم‌ها می‌گفتند صبحتان را با حمد و صلوات و معوذتین آغاز کنید؛ انقلاب ارزش‌ها که آمد یادمان داد جدا از آیه‌های روشنی قرآن، صبح‌ها گاهی در رخسار برخی انتظارات هم، نگاهی بیندازیم و از ارتفاع وجدان خودمان شرمسار شویم! یکی از همین انتظارها، عبارتی است که پیشانی این نوشته را بوسید تا بدون فراز و فرود آهنگین کلام، در پیش آمد، همه‌ی غزل‌ها و غصه‌ها را یکجا تصنیف کرده باشم!

تلویزیون در سرزمین ما بیش از آنکه «یک رسانه تبلیغی در خدمت حاکمیت» باشد یک مهمانی محترمانه و آبرومند است که آدابش را دین و ادبش را فرهنگ غنی فلات گسترده‌ی ایران، شکل داده است. شاید به خاطر همین خصلت رازگونه است که اگر هیچ سیستم نظارتی هم وجود نداشته باشد، باز هم دوستداران صدا و سیما به خاطر همسایگی خود با این «خانه خیال» هرگز حاضر نخواهند شد کسی اعتقادات آنها را به بازی بگیرد یا کسی بیهوده در این قالب تماشا بنشیند و به کسالت دامن زند. امتیازی که رادیو و تلویزیون در نزدیکی به خواسته‌های مردم پیدا کرده گوهر ارزشمندی که در دو جهت – هم دست اندر کاران صدا و سیما و هم منتقدین روز افزونش – از آن بهره می‌برند! چگونه؟ … عرض خواهم کرد:

هیچ کس، نقد دلسوزانه‌ی جماعت آگاه و روشن ضمیر کشور را از رادیو و تلویزیون انکار نمی‌کند؛ اما آیا کسی هم پیدا می‌شود که ادعا کند که صدا و سیمای ایران با همه‌ی طول و عرض و عمق و وسعتش، گوشی شنوا برای خواسته‌های فردی و جمعی هموطنان ندارد و بدون رصد و تماشای علاقه و نیاز مخاطب برنامه‌هایش را با موج کوتاه سلیقه‌های شخصی، تنظیم می‌کند؟

 

این نوشتار در صدد دفاع از صدا و سیما یا عملکرد مدیرانش نیست… اتفاقاً از نگاه کارشناسی مهمترین مشخصه‌ی صدا و سیمای ما بی‌دفاعی برنامه‌سازان و مدیرانش محسوب می‌شود! دفاع آن جاست که حقی از شما در معرض ضایع و تباه شدن قرار بگیرد و ما در صدا و سیما یاد گرفته‌ایم که «توپ» این حق، همیشه در زمین مخاطب است. مردم عادت کرده‌اند که مدیریت محتوایی این رسانه را به عهده بگیرند و تو اگر رادیو و تلویزیون چهار تا کشور دیگر را هم دیده باشی، از سرعت انتقال خواسته‌های ملی و تاثیر آن‌ها در صدا و سیمای کشور خودت، حیرت خواهی کرد و بر گفته‌ی من – که صدا و سیما را به مثابه یک مهمانی بزرگ ملی، تصویر و تمثیل کرده‌ام – گواهی خواهی داد.

عالمان، مهتران، روحانیان، ایثارگران …. و همه‌ی کسانی که قد غم‌هاشان، قدری از بام خانه‌ی خودشان، آن طرف‌تر را هم می‌پاید برای صدا و سیمای سرزمین ما نگرانند و مثل یک موجود زنده به محضی که یک برنامه، یک هنرپیشه، یک موسیقی یا یک مجری، دلواپسشان کند، به خود حق می‌دهند – طبق یک ساز و کار دفاعی – از آن مراقبت کنند و من مدت‌هاست یقین پیدا کرده‌ام که فصل دوازدهم قانون اساسی در همان کلمات کوتاه، برای صدا و سیما مرزی فراهم کرده و حد موفقیت یک مجری، برنامه‌ساز، هنرمند و … مدیر رسانه‌ی ملی را رضایت رهبری دانای راز انقلاب اسلامی بر شمرده است.

اینجاست که گنجشک واژه‌هایم را روی بند بند ایمانم می‌نشانم و به همان قلب‌های پاک و نگران مردم کشورم سوگند می‌خورم که اگر برنامه‌ای موفق شد، سریالی به بام اقبال ملی نشست یا مجری‌ای محبوب شد، حتما مهمانان همان ضیافت رادیویی و تلویزیونی در حقش دعا کرده‌اند. پس این به دل نشستن و مورد محبت واقع شدن از سوی مخاطبان رسانه‌ی ملی آسان به دست نمی‌آید و اگر کسی محبوب شد و آسان از کف داد جا دارد که خود (پیش از آنکه از او بخواهند) در ردیف «لا یعقلون» و «لا یشعرون» جایی برای خود دست و پا کند! که خواجه‌ی لسان غیبش فرمود:
دلنشین شد سخنم تا تو قبولش کردی / آری آری سخن عشق، نشانی دارد

در روزهای اخیر برخی سایت‌ها ( ودر پی آن، تعدادی از مطبوعات ) نسبت به انتشار دعوت اینجانب به کشورهای خارجی مطالبی منتشر کردند که در حد خبر این دعوتنامه‌ها مورد تایید حقیر و مسئولین صداو سیما قرار گرفت. اما بعد از آن پس لرزه‌هایی از موارد غیر واقعی، از پذیرش این دعوت‌ها و حتی سفر قریب‌الوقوع اینجانب! سخن گفت، که جای تامل و تاسف دارد.

از شما سوال می‌کنم آیا می‌توان معنویت سحرگاهان ایران را در جای دیگری جستجو کرد؟ راستی چه عمری باید از یک «مجری تلویزیون» سپری شود تا لیاقت پیدا کند در «صمیمیت سیال» سحر با مردم کشورش سخن بگوید؟ این طلای ناب احساس و اخلاص مردم را که با یک رطب «ربنا» کامشان شیرین می‌شود و با یک التماش دعا، دست اعتقادشان را به نخل اعتماد بر نامه‌ای تلویزیونی، می‌سپارند، با چه عیاری (جز انصراف) باید سنجید؟

نه... اشتباه نمی‌کنم! هنوز جیب عاطفه‌ام از نقل «حمد و صلوات» بینندگان سحری، سرشار است. هنوز آمپول چند عکس و مصاحبه، آنقدر بیهوشم نکرده که فراموش کنم با جلیقه‌های همین صدا و سیما، پرستوی نشاندار مدینه و مکه شدم.

و دور از منظومه‌ی جوانمردی است اگر فراموش کرده باشم حج من مشروط و وامدار این سازمان بوده و اگر من نگویم، لبان میکروفون‌ها و چشمان دوربین‌ها گواهی خواهند داد که چون بچه محل جام‌جم بودم؛ در بهار جوانی، سبزه‌ی زیارت کربلا و بیت عتیق خدا در باغچه عمرم رویید.

دعوتنامه‌ها را نگشاده، بستم... حتی نمی‌خواهم گوش بسپارم که تعدادی از دوستان و همکاران خواهند گفت: "فلانی خوف کرد که بیرون ایران، سکه سخنش را نخرند و متاعی از دکان دهانش، نبرند!" فقط می‌گویم: حتی یک اجرا در رادیوی محلی ایران را با پر بیننده‌ترین برنامه‌های ماهواره‌ای کشورهای خارجی عوض نخواهم کرد. اگر شده تا سال دیگر هیچ کاری نپذیرم، شب و روزم را با خواندن و دانش آموختن، سپری خواهم کرد تا سال بعد (چنانچه لطف خدا شامل حالم شد و بر سدره‌ی سحر نشستم) از خاکستر این قلب سوخته که همه‌ی حرف‌ها را تحمل می‌کند، ققنوسی برخیزد و دوباره از آهنگ آشتی و آشنایی با مردم ایران، سخن ساز کند.

خاطره‌ی ابراهیم حاتمی‌کیا را در خط اول این نوشته یادتان هست؟ کار تعلق خاطر من نسبت به ارزش‌های خونپالای مردم ایران، از مچ پا گذشته... افسار اختیارم در دست این مردم پاک‌نهاد و عاشق است. تا عمر دارم به خاطر رضای خدا و خلق خدا، خار خواهم خورد و بار خواهم برد.

عمرتان دراز و پرگل
سی ام مهر ماه 1387 – فرزاد جمشیدی

۱۳۸۷/۰۸/۰۵
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
فلسفه به روایت کربن/ انشاءلله رحمتی
او مسیحیت را به خوبی می‌شناسد و شناخت خوبی از فلسفه‌ی غرب دارد... کربن خود را مورخ فلسفه‌ی ابن‌سینا نمی‌داند، بلکه تلاش می‌کند تا به تعبیر خود ارتباطی وجودی با ابن‌سینا برقرار کند، یعنی می‌خواهد ببیند ابن سینا برای انسان امروزی چه حرفی دارد.
۱۳۸۷/۱۰/۰۲
40سال ذلت / استاد شهید مرتضی مطهری
همین‏ علی بن ابیطالب که ما اظهار تشیع او را می‏کنیم و نسبت به او حساسیت‌های‏ بی‌معنی و دروغین نشان می‏دهیم فرمود: اگر یک مرد مسلمان با شنیدن این خبر دق کند و بمیرد، سزاوار است و مورد ملامت نیست... شمر 1300 سال پیش مرد، شمر امروز را بشناس... الآن فقط یهودیان مقیم امریکا روزی یک میلیون دلار به اسرائیل کمک می‏کنند.
۱۳۸۷/۱۰/۱۱
حدیث راه پرخون / حبیب احمدزاده
شما را دعوت می‌کند که در عمق ظلمت رها شوید. دیگر تاریکتر از این نمی‌شود. در لحظه لحظه‌ی مطالعه‌ی کتاب، این کلمات را با خود واگویه خواهید کرد: دیگر تاریکتر و خوفناکتر از این موقعیت را نمی‌توانم تصور کنم؛ ولی باز چند جمله جلوتر... تمامی تصوراتتان در هم می‌شکند. خورد می‌شوید. نابود می‌شوید...
۱۳۸۷/۱۰/۰۱

بایگانی  
مجازات
استفان لاکنر / اسدالله امرایی
قلم دزفولی
مرجان فولادوند
هیاهوی بسیار برای هویج
لازار لاژین / منوچهر محبوبی
کلاغ آخر از همه می‌رسد
ایتالو کالوینو / اعظم رسولی
اجرت
پرسیوال اورت / اسدالله امرایی
نفر چهارم
جان راسل / محسن حدادی
چند روایت معتبر درباره‌ی برزخ
مصطفی مستور
ساعت خواب
سید علی موسوی

بایگانی  
یاران علی را چه شده؟ مرد کجاست
میلاد عرفان‌پور
فرازهای انتهای داستان‌
امید مهدی‌نژاد
شورى فکنده در همه عالم نواى تو
ناصر مکارم شیرازی
کمی نگاه کن ای ماه پشت ابر
محمدسعید میرزایی
سوختگان غمت با غم دل خرمند
فؤاد کرمانى

بایگانی  
دانشگاه ‌برزخ!
زهرا دُری
از طرف دیگر
زینووی پاپرنی / منوچهر محبوبی
خواجــــه پیشی
سعید سلیمانپور (بوالفضول ‌الشعرا)
شوهر کامپیوتری
ابوالفضل زرویی نصرآباد
مرگ تدریجی یک آبگوشت بزباش
رویا صدر

بایگانی  
کتابخانه‌ای در بزرگترین جزیره
شیخ بهایی در ملک
دفاع به روایت ارتش
بوی جوی مولیان

بایگانی  
کفشداری یازده؛ روبروی گنبد سبز
محبوبه سربی
ما چهار زن داریم
حامد هاشمی
ماندن در مدار تو
نفیسه مرشدزاده
به خیال خودم کسی شدم
محسن حاجی کریمی ساری

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
صلی‌الله علیک یا اباعبدالله/ ویژه
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
پژوهشکده فرهنگ و معارف
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام