به گزارش فارس نشست هفتگی شهر کتاب با موضوع «شرح و تأویل غزلیات شمس» عصر امروز با حضور کریم زمانی و علیاصغر محمدخانی برگزار شد.
علیاصغر محمدخانی در ابتدای نشست ضمن اشاره به درگذشت شاعر معاصر طاهره صفارزاده و نذیر احمد در روزهای گذشته و عرض تسلیت به همین مناسبت درباره این نشست گفت: بیشتر آثار مولانا متعلق به دورانی است که با شمس دیدار کرده است.
وی ادامه داد: در بررسی آثار مولانا اگرچه فعالیتهای بسیاری درباره مثنوی انجام گرفته اما درباره غزلیات شمس چندان کاری انجام نشده است.
محمدخانی به برخی از این نمونهها اشاره کرد و افزود: از نمونههایی که بر روی غزلیات شمس کارهایی انجام شده میتوان به «شمس الحقایق» رضاقلیخان هدایت، «جذبات الهیه» اسد ایزد گرشاسب، «چشمه خورشید» رضا معصومی، «مکتب شمس» ابوالقاسم انجوی شیرازی، گزیده غزلیات شمس به انتخاب شفیعی کدکنی، «رسول آفتاب» عبدالکریم سروش، «گزیده غزلیات شمس» سیروس شمسیا، «انسانم آرزوست» بهاالدین خرمشاهی و ... اشاره کرد.
کریم زمانی در ادامه جلسه با اشاره به غزلیات مولانا در دیوان شمس گفت: ورود به دنیای غزلیات دیوان شمس ورود بس دشواری است. ورود به اقیانوس دیوان شمس سخت است اما خارج شدن از این اقیانوس خیلی دشوارتر است اگر نگویم محال.
وی اظهارداشت: معانیای که در ادبیات و جملات مولانا جای گرفته معانیایی کثیرالاحتمال است. یعنی از یک بیت یا یک غزل میتوانیم معانی مختلفی را بیرون بیاوریم. این غزلیات تک معنایی نیست.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: دومین مسئلهای که در اشعار مولانا مهم است زبان خاص و ویژه اوست. حتی نمادهایی که به کار میبرد همانی است که در زبان دیگر اهالی ادب متداول است. اما نمادهایی بیشمار هم در اشعارش دیده میشود که توسط خود او ساخته و ابداع شده است و این کار را دشوارتر میکند.
کریم زمانی افزود: بخشی از غزلیات مثل محاکات و رؤیاست در دیوان شمس، یعنی انگار کسی خواب دیده و دارد آن را برای دیگران روایت میکند. خودش میگوید:
این شکل که من دارم، ای خواجه که را مانم؟
یک لحظه پری شکلم، یک لحظه پری خوانم
در آتش مشتاقی هم شمعم و هم جمعم
هم نورم و هم دودم هم جمع و پریشانم
وی افزود: بخش اعظمی از غزلیات دیوان شمس حسی است. مثل نسیم سحرگاهی که به کمند الفاظ و قفس کلمات درنمیآید.
کریم زمانی در ادامه با اشاره به اینکه شرح اشعار غزلیات مولانا در دیوان شمس باید حساب شده باشد اظهار داشت: شرح پیرامون دیوان غزلیات شمس باید خیلی حساب شده باشد. البته هر شرحی هم باید تعریف خاص خودش را داشته باشد و در حد و اندازه شرح باشد نه فراتر و فروتر.
وی ادامه داد: شارح نباید تحمیل مقصود بر بیت کند. خیلی از شارحان به جای شرح سالن تشریح راه میاندازند. میبایست در شرح زیبایی و حیات غزل آسیب نبیند. شارح میبایست در شرح مستهلک شود و وجودش چون شخص ثالث احساس نشود.
کمال مطلوب این است که ما متنهای اینگونه را به صورت مستقیم و بدون شرح دریابیم. حال باید مواظب بود در شرح واسطه معلوم نشود.
من نخواهم لطف مه از واسطه
که هلاک عمر شد این رابطه
یا مگر ابری شود فانی راه
تا نگردد او حجاب روی ماه
کریم زمانی در ادامه با اشاره به دیدار شمس و مولانا گفت: معمولاً این سؤال مطرح میشود که مولانا قبل از دیدار شمس آیا شعری سروده یا خیر یا از روی خرق عادت و کرامات پس از دیدار شمس شاعر شده میبایست گفت؛ که مولانا پیش از دیدار با شمس نیز شاعر بوده اما شعرهایش قافیهپردازی و صنعـتسازی بوده است.
وی ادامه داد: در این مطلب همه توافق دارند که مولانا اشعارش را به سبک شاعران حرفهای و به ضرب معلومات و صرف وقت و تفکر و گوشهنشینی میسروده اما پس از دیدار با شمس در احوال بیخویشی و از خود رها شدن اشعار بسیاری را سروده است. چرا که اگر به سبق و سیاق پیشیناش قرار بود دست به سرایش بزند میبایست 5 برابر عمرش وقت صرف میکرد.
این شارح غزلیات مولانا در ادامه با اشاره به اشعار مولانا و با ذکر این مساله که خود مولانا نیز درباره احوالات حیرانیاش در اشعار مواردی را ذکر کرده افزود: مولانا خودش هم میگوید وقتی غزلم در حالت بیخویشی است، سخنم به هوشیاری نمکی ندارد ای جان. میگوید اگر من شعرم را به ضرب علم و دانش بگویم نمکی ندارد.
سخنم به هوشیاری نمکی ندارد ای جان
قدحی دو موهبت کن چو زمن سخن ستانی
بنابراین غزلهای مولانا از بیخویشی او نشأت گرفته است.
این مولوی شناس ضمن اشاره به مبحث تمثیل و نماد در آثار و اشعار مولانا ادامه داد: مولانا هم برای بیان مقصودش از سمبل و نماد استفاده میکند، که اگر این دو ویژگی را از مثنوی معنوی و غزلیات بگیریم این آثار جسم بیجان میشوند.
در خور دریا نشد جز مرغ آب
فهم کن والله اعلم بالصواب
«دریا» این همان حقیقت الهی است و «مرغ آب» سالکانی هستند که با بال عشق پرواز میکنند. یا مثلاً:
آب رادیدی نگر در آبِ آب
یا مثلاً در بیان نمادین:
گفتمش پوشیده خوشتر سِر یار
خود تو در ضمن حمایت گوش دار
خوشتر آن باشد که سِر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
وی ادامه داد: کل این عالم از نظر عارف یک نماد است. چون مبنای نمادگرایی دید تأویلی به جهان هستی است، یعنی اینکه فقط به ظاهر جهان نگاه نکنیم.
نمادگرایی ریشه در تاریخ دارد و سمبولیسم عرفانی یک مسئله خاصی است. نمادگرایی عرفانی انسان را به حقیقت هستی هدایت میکند و ما را از چهار بند میرهاند.
وی ضمن اشاره به اینکه تمام غزلیات دیوان شمس نیاز به توضیح ندارد اظهار داشت: همه غزلیات دیوان شمس نیز نیاز به توضیح ندارند، خیلی از این غزلیات بسیار ساده و روشن هستند بنابراین نیاز به تأویل و تفسیر هم نیست.
این مثنوی شناس و قرآن پژوه درباره سبک مولانا در غزلیاتش گفت: سبک مولانا در ابیاتش سبک «ترقی بحث» است. «ترقی بحث» به این معناست که مولانا در ابیاتش معانی را ارتقا میدهد و به بیان دیگر یک موضوع را در ابیات به شیوهای ظریف ارتقا میدهد.
کریم زمانی در پایان با اشاره به معانی نهایی متن و جریانات جدید اندیشه که معانی را متکثر میدانند گفت: نباید فکر کنیم که مؤلف هیچ معنایی در ذهن نداشته است چون این سخن درستی نیست. به بیان دیگر غیر ممکن است که گویندهای مقصودی برای نوشتارش نداشته باشد. ما در متن حتماً مرکزی داریم.