اختصاصی کتابنیوز/ محمد حسنلو
به نظر میرسید به راه انداختن مجدد "قایق جدید" ایالات متحده در جنگ با ایران به طور حتم از اولویتهای اصلی برنامههای رییس جمهور آینده آمریکا خواهد بود و انتظار میرفت در نزدیکی انتخابات استراتژیستهای آمریکایی شایعه چنین سیاستی را در دفتر بیضی شکل کاخ سفید شروع کنند ولی تاکنون به جز لابی صهیونیستها، چنین امری با وجود نزدیک شدن انتخابات مشاهده نشده است.
"دنیس بی.راس" نویسنده و سیاستمداری که سالها در وزارت خارجه آمریکا عهدهدار پست مرکز خاورمیانه این وزارتخانه بوده است، اخیراً با همکاری چهار نویسندهی سیاسی این مجموعه با اسامی "سوزان مالونی، آشتون کارتر، ولی ناصر و ریچارد هاس" کتابی دربارهی ایران و تصمیمگیری آینده دربارهی مسئله هستهای کشورمان نوشتهاند و مانند کارشناسان سیاسی دیگر حمله نظامی را آخرین و بدترین گزینه برای آمریکا عنوان میکنند.
در آغاز و مقدمهی کتاب با عنوان "دیپلماسی تغییر بازی" نویسندگان کتاب با اشاره به پیشنهادات قبلی خود به دولت جرج بوش و با توجه به قوانین بین المللی و شرایط سیاسی و اقتصادی جهان عنوان، "دیپلماسی اجباری" مذاکره مستقیم با ایران را تنها راه موجود برای رییس جمهور آینده عنوان میکنند.
نویسندگان علاوه بر این در فصل اول کتاب مسئلهی پذیرش گفتگو با مقامات آمریکایی را از سوی گروههای تندروی ایرانی مطرح میکنند؛ ولی بر خلاف دیگر کارشناسان این مسئله را شاید خطاب به دولتمردان امریکایی میگویند که مردم ایران به اندازهی کافی آمریکاییمدار نیستند و در صورتی که منافع آنها در این گفتگو زیر سوال رود به سادگی گفتگو را کنار خواهند گذاشت.
با توجه به سیاستها و تصمیمگیریهای یک شبه مقامات ارشد آمریکایی در مواجهه با پروندهی هستهای ایران که به اعتقاد این نویسندگان چندان از مقولههای منطقی پیروی نمیکند و همانطور که نویسندگان کتاب با اتفاق نظر بر آن تاکید دارند، باید گفت ایران و مردم ایران به هیچوجه حاضر نمیشوند حق استفاده از فنآوری هستهای را که آینده بشری به طور حتم به آن وابسته است؛ از دست بدهند. با این وجود هنوز هم مقامات آمریکایی اصرار دارند سیاستهای چند سال گذشته خود را پیش ببرند.

نویسندگان این کتاب، هرچند در فصول بعدی اطلاعات دقیقی از گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی دربارهی پرونده هستهای ایران در اختیار مخاطب قرار نمیدهند و حتی این مسئله را نمیگویند که در حال حاضر دوربینهای بازرسی این آژانس روز و شب ساختمانهای هستهای نظنز را زیر نظر گرفتهاند و ایران اگر بخواهد هم نمیتواند خارج از قوانین بینالمللی برنامههای هستهای خود را پیش ببرد؛ ولی از ذکر این نکته نیز غافل نماندهاند که با این سیاستی که آمریکاییها پیش گرفتهاند نمیتوان به میز گفتگو زیاد امیدوار بود.
راس و همکارانش از دو نوع سیاست و یا بهتر اینکه دو نوع "هدف" کوتاه مدت و بلند مدت در برنامههای کاخ سفید خبر میدهند؛ به عنوان مثال در هر دو خوابی که آمریکاییها برای مردم ایران دیدهاند عبارت "توقف کامل و دائمی غنیسازی" دیده میشود و در اینجا نویسندگان بدون توجه به موقعیت سیاسی خود در دولتهای پیشین و کنونی آمریکا این سوال را مطرح میکنند که با این سیاست و هدف چگونه میتوان پلهای گفتگوی بین دو کشور را ترمیم کرد. اصلاً چگونه میتوان بین دو هدف کوتاه مدت و بلند مدت آمریکاییها ارتباطی منطقی برقرار کرد. آیا آنها واقعاً بر این باور هستند که ایران پرهزینه و پراهمیتترین پروژهی تاریخ چند هزار سالهی خود را نادیده خواهد گرفت و یا اصلاً چرا باید این کار را انجام دهد؟
به گزارش کتابنیوز، دیپلماسی پیشنهادی نویسندگان این کتاب که نام آن را "تغییر بازی" گذاشتهاند؛ مستقیماً به جریان ایجاد دوبارهی هژمونی آمریکایی و تبدیل مجدد این کشور به قطب اصلی قدرت جهان مربوط میشود در صورت گفتگو با ایران دیگر نمیتوان از قدرت برتر آمریکایی در جهان سخن گفت و اگر هم حمله نظامی انتخاب شود؛ باز هم به انزوای بیشتر این کشور در نزد دولتها و کشورهای دیگر جهان میانجامد.
به طور کلی باید این کتاب جدید را نسخهای تازه از سوی کارشناسان سیاسی برجسته آمریکا برای دولتمردان سابق و آینده این کشور دانست که داروهای پایانی این رمان غیر داستانی و شاید آموزنده را باید در سخنان و نوشتههای "ریچارد هاس"، رئیس شورای روابط خارجی وزارت امور خارجه آمریکا جستجو کرد که به شدت با ادعای ساخت بمب اتمی توسط ایران و تکمیل چرخهی سوخت هستهای در جهت تولید سلاهای اتمی در حجم انبوه رد میکند و مینویسد: "اگر ایران به توانایی تولید سلاح اتمی دست پیدا کرده باشد آن موقع باید مقامات آمریکایی خود را به آب و آتش بزنند؛ ولی در وضعیت کنونی دست و پا زدن این مقامات چندان امر معقولی به نظر نمیرسد."
گزارش را با زبان اصلی بخوانید.