آنچه میآید نظرات 5 تن از نویسندگان کشور _ سمیرا اصلانپور، داوود غفارزادگان، احمد دهقان، راضیه تجار و رضا امیرخانی _ دربارهی ممیزی کتاب؛ در گفتگو با روزنامهی اعتماد است.

سمیرا اصلانپور (مشاور وزیر ارشاد): فقط خط قرمزهای نظام
"نظارت بر ادبیات باید در حدی باشد که فقط خط قرمزهای نظام اسلامی رعایت بشود و اگر قرار باشد اعمال سلیقه شود و برخی آثار مقبولتر باشند، مشکلات بسیاری به وجود میآید. رفت و آمد مدیران نباید به ادبیات ضربه بزند. در بررسی کتابها و ممیزی باید استراتژی داشته باشیم و ملاکها به جای فردی و سلیقهای بودن، باید مشخص باشد. من معتقد هستم باید فقط خط قرمزهای نظام رعایت شود. ما محدودیت ابراز عقیده در نظام اسلامی نداریم. اگر انتشار داستانی، به چارچوب نظام خدشه وارد نمیکند، ما اجازه نداریم جلوی آن را بگیریم. آنچه امام خمینی(ره) پایه گذاری کرد، این بود که هر کس بتواند عقیدهاش را بگوید حتی اگر مخالف نظر ما باشد."
داوود غفارزادگان: به نفع هیچ کس نیست
"در دو سه سال اخیر ما با نزول عجیب و غریب در ادبیات داستانی جدی روبه رو هستیم. تعداد زیادی از جشنواره ها و جوایز ادبی بسته شده اند فقط به خاطر اینکه تعداد کتاب های منتشرشده خوب آنقدر کم است که بانیان جوایز نمی توانند آن را برگزار کنند. مسوولان اگر با چشم باز دقت کنند، میبینند که جلوی ادبیات جدی را گرفتهاند. در صورتی که ادبیات نازل و زرد همچنان کار خودش را میکند و نتیجه این شده که یک ابتذال بر ادبیات حاکم شده که تقصیرش تنها گردن وزارت ارشاد هم نیست. با این حال معتقدم خلاقیت تعطیل بردار نیست. به هر حال نویسندهها کارهایشان را میکنند و مینویسند و در نهایت ادبیات از بین نمیرود.
البته با این روند، ما دچار مشکلات خواهیم شد. شما میبینید که گاهی یک ماهه نتیجهی بررسی کتاب را میدهند و گاهی با انتشار کل یک اثر مشکل دارند و با این وضعیت مشکل اصلی سر جای خودش است. هرکاری را با نتیجه اش می سنجند. در بخش ادبیات داستانی چه به جهت کیفی و چه کمی، نتیجه مشخص است و نیازی به توضیح نیست. کسانی که به اداره کتاب آمدهاند، آدمهایی نیستند که سابقهی فرهنگی داشته باشند. این تلاشها برای متوقف کردن ادبیات بیهوده و حساب نشده است. تقابلها ریشهاش در گذشته و قبل از انقلاب است و با این تقابلها به هیچ جا نمیرسیم. به جای آن باید تعامل داشته باشیم. این رو در رو ایستادن ما را به هیچ جا نمیرساند. باید بدانیم که ننوشتن نویسندهها ضربه به فرهنگ میزند. از این جریان که پیش آمده چه کسی نفع میبرد؟ هیچ کس."
احمد دهقان: تولید نداریم؛ ممیزی مهم نیست
"این روزها، روزهای افول ادبیات ماست و آثار درخوری منتشر نمیشود. در این روزها وقتی به کتابفروشیها نگاه کنید، آثار چندانی وجود ندارد و حال و احوال خوشی را نمیبینید. اگر حداقل در این 30سال به اوضاع ادبیات کشور نگاه کنید، میبینید که همراه با سرخوشیها و شادابیهای ملی، فراز و فرود داشته و خودش را نشان داده است. من تخصصیتر ادبیات جنگ را دنبال میکنم. در این دوره فارغ از همه چیز، نویسندگان به ادبیات فکر میکردند و اینکه داستان خوب را به دست مخاطب بسپارند. در کنار این اتفاق اما ادبیات جنگ فروکش کرد و آثار در خور دیگر تولید نشد. ممکن است به لحاظ حجمی، آثار فراوانی تولید شده باشد یا کسانی که آمار دادهاند، آمار زیاد داده باشند، اما شاهد هستیم اثری که ماندگار شود، تولید نشده است.
برای این افت علتهای متفاوتی را میتوان متصور شد. یکی از موضوعات ممیزی است. من ممیزی را چندان دخیل در تولید اثر نمیبینم. همهمان یادمان است که یک دهه پیش در این باره بحثهای زیادی میشد و همه از سختگیریها میگفتیم. الان اما اصلاً اثری تولید نمیشود، نه اینکه چاپ نشود. به جای پرداختن به بحث ممیزی باید به این توجه کرد که چرا اثر تولید نمیشود و به دست مخاطب نمیرسد. ممکن است آثار پشت صف بمانند؛ اما میدانیم که آثار درخوری هم تولید نمیشود. ما نویسندگان با هم ارتباط داریم و میدانیم که در کشوی میز خیلی از نویسندهها هم آثار خوبی وجود ندارد. باید فکر کنیم چرا نویسندهها دچار سرخوردگی میشوند. این موضوعی است که کمتر دیده شده. این روزها همه به دنبال دلیل دومی هستند که برای من چندان اهمیتی ندارد."

راضیه تجار: باید کل را در نظر داشت
"فرهنگ ایرانی در حقیقت برخی مسائل غیراخلاقی را بر نمیتابد. این مساله در دیگر رسانهها هم سالهاست که رواج دارد. عدهای گمان میکنند خط قرمز فقط برخی مسائل سیاسی است و غیر از این اگر ساختار کار ضعف داشته باشد، شاید آنقدر به چشمشان نیاید. اما من به پایبندی ساختاری و اخلاقی معتقدم و از آن عبور نمیکنم.
برخی ناشرها تنها به این دلیل که برخی نویسندهها از خط قرمزها عبور کردهاند، بدون توجه به ساختار ضعیف آن را منتشر میکنند. در صورتی که به همان اندازه که به محتوا باید اهمیت داد، به ساختار نیز باید اهمیت داد. ناشرها نگاه نمیکنند یک اثر، ساختار داستانی ندارد. این گونه آثار "ادبیات" نیست و به اسم ادبیات منتشر میشود و توهین به شعور خواننده است. اگر میخواهیم مخاطب از ادبیات ناب استقبال کند، باید در ارائهی اثر دقت ویژهای داشته باشیم.
در میان کتابهای منتشر شده، داستانهای عامهپسند به وفور دیده میشوند در حالی که به این بخش هم باید توجه شود و از چاپ آثار بسیار ضعیف خودداری شود. کسانی که مصدر این امور هستند باید به ادبیات داستانی اشراف داشته باشند و روی مسائل جزیی که در ادبیات مشاهده می شود سختگیری نداشته باشند چرا که حضور و وجود این نوع مسائل لطمه چندانی به اثر و مخاطب وارد نمیکند.
ناظران کتاب نباید نظارتشان بر جزئیات و کلمه باشد، بلکه باید کل را در نظر داشته باشند. به طور مثال، شخصیتی وارد ساخت داستان میشود و در صحنهای بنا بر ضرورت داستان، حرفی ناشایست میزند. اینجا نباید به صورت موردی و ریز به آن نگاه شود؛ چون نویسنده بیدلیل این دیالوگ را نیاورده و در طول رمان، پختگی شخصیت مشخص میشود. در نتیجه باید به صورت کلی برآیند اثر را ببینند و این کار ظرافت و دقت را میطلبد.
انتشاراتیها نیز بررسانی دارند که کتابها را قبل از چاپ میخوانند و روی آنها نظر میدهند. این گروه کتابها را میخوانند از این نظر که این کار آیا میتواند مخاطب را جذب کند یا نه. از نظر فرم و محتوا قابل چاپ است یا نه. این هم خودش یک نوع ممیزی است که ضرورتش را ناشر احساس میکند. متاسفانه یا خوشبختانه ممیزی همه جا وجود دارد. "
رضا امیرخانی: هیچ اتفاق تازهای نخواهد افتاد
"مشکل ممیزی در ادبیات داستانی وجود دارد و بیشترین اعمال سلیقهها در این حوزه صورت میگیرد. حقیقت آن است که ممیزی ادبیات داستانی از زمان وزارت آقای صفارهرندی در دست عدهای خاص است که این عده با تغییر رئیس اداره کتاب و معاون وزیر، تغییری نکردند.
به نظر من با تغییر رئیس اداره کتاب هم هیچ اتفاق تازهای نخواهد افتاد و مشکلات حل نمیشود. من جزء موافقان ممیزی هستم و فکر میکنم ممیزی باید باشد، اما سلیقهای و باندبازی نباشد چون این باندبازیها و سلیقهای عمل کردنها بزرگترین مشکل ممیزی کتاب است."