کتاب نیوز  شناسنامه

ادبیات توان تغییر ندارد / مصطفی مستور

آنچه می‌آید بخش‌هایی از مراسم نقد کتاب «روی ماه خداوند را ببوس» است که عصر پنجشنبه 23 آبان با حضور «مصطفی مستور» نویسنده کتاب و «عرفان نظرآهاری» شاعر و پژوهشگر ادبی در فرهنگسرای خانواده برگزار شد.


«عرفان نظرآهاری» که اجرای برنامه را نیز بر عهده داشت در ابتدای مراسم گفت: صحبت کردن درباره کتاب «روی ماه خداوند را ببوس» بسیار سخت است زیرا اکنون چاپ بیست و ششم آن در بازار است و بیش از صدهزار نسخه از آن به فروش رسیده است.

وی افزود: در جامعه‌ای که کتابخوانی جزو اولویت‌های پایین مردم است؛ رسیدن به این اقبال خیلی خوب و چشم‌گیر است. همه شاهدیم که مخاطبان در هر شرایط سنی، فکری و در هر گروهی ثابت کرده‌اند که خیلی خوب می‌توانند با این رمان ارتباط بگیرند.
وی پیش از معرفی مصطفی مستور گفت: نویسنده این کتاب بیش از این‌که در تقویم‌های صوری استحاله شده باشد خود را در کتاب‌هایش معرفی می‌کند. کتاب‌های او کاملا شخصیتش را معرفی می‌کند. مصطفی مستور در سال 1343 در اهواز متولد شد و تحصیلات خود را در رشته مهندسی عمران به اتمام رساند و پس از آن در رشته زبان ادبیات فارسی مدرک کارشناسی ارشد خود را کسب کرد.



تأثیر ناچیز ادبیات
مصطفی مستور در این مراسم بیان داشت: من بارها گفته‌ام که ادبیات به معنای خاص و هنر به شکل کلی در زندگی آدم‌ها تأثیر ناچیزی دارد. به این معنا که هیچ‌کس با خواندن یک رمان متحول نمی‌شود. بارها از دیگران شنیده‌ام که من فلان کتاب را شما خوانده‌ام و خیلی تأثیر گرفته‌ام و من پاسخ دادم که مطمئنا اثرش سه چهار دقیقه‌ای بوده است. به طورکلی ادبیات نمی‌تواند زندگی ما را به معنای جوهری تغییر دهد. چیزهای بسیاری وجود دارد که می‌تواند تأثیری عمیق‌تر و شگفت‌تر از ادبیات داشته باشد. این کار از عهده‌ ادبیات برنمی‌آید.

وی ادامه داد: در این‌جا سؤالی پیش می‌آید که چرا می‌نویسی؟ این یکی از سؤالاتی است که جوابش را سال‌هاست پیدا کرده‌ام. از آن جهت که می‌خواهم تأثیری حتی جزیی بگذارم. از نظر من کسی دنبال تأثیرگذاری پایا می‌گردد، باید دنبال معلمی برود. اگر ادبیات می‌توانست تأثیرگذاری شایانی داشته باشد در قرن گذشته که ادبیات از اوج خوبی هم برخوردار بود دو جنگ بزرگ اتفاق نمی‌افتاد. البته کتمان نمی‌کنم که ادبیات می‌تواند تأثیرهای کوچکی بگذارد اما شاید مجموعه تأثیرهای کوچک و برآیند آن‌ها زندگی ما را تحت‌الشعاع قرار دهد.

نویسنده مجموعه داستان «استخوان خوک و دست‌های جذامی» در ادامه تصریح کرد: من دو نوع خواننده دارم اول کسانی که به ادبیات نرسیدند دوم کسانی که از ادبیات عبور کردند. من در ادبیات دنبال ادبیات نیستم و نمی‌خواهم رمان تکنیکی بنویسم، اما گاهی شده که تکنیک‌هایی برای زیبایی اثر از خودم خلق کنم.

این داستان‌نویس بیان داشت: قطعاً تأثیر بزرگ گذاشتن از من ساخته نیست. اگر می‌توانستم معلم می‌شدم چون آن‌جاست که آدم می‌تواند تأثیر داشته باشد. ما هرگز ماهیت آدم‌ها را نمی‌توانیم تغییر دهیم. آدم‌ها گاهی دچار خشونت و خشم می‌شوند این آدم‌ها با این جوهره زندگی می‌کنند و این ارتباط محصولش این کارنامه سیاهی است که پشت سر داریم و بشر نمی‌تواند آن را نفی کند. امروز هرکس در پی این است که شدت تخریب و سلاحش را بیشتر کند. این بشر امروز است و ادبیات هم کنارش ایستاده است. ادبیات در اوج خودش هم تأثیرگذاری‌اش کم است. قرار نیست ادبیات زندگی مردم را تغییر دهد.


شادی و اندوه انسان‌ها
به گزارش فارس مستور در ادامه گفت: من نمی‌توانم این نگاه را درک کنم. ساختار زندگی ما در غم و اندوه تنیده است و اندوه بشری خیلی بیشتر از شادی‌های اوست. برای مثال ما لحظات شاد زندگی‌مان را با عکس گرفتن ثبت و ضبط می‌کنیم اما بعداً نمی‌توانیم کامل به یاد بیاوریم اما غم‌ها را با یک فلاش بک، کاملاً حس می‌کنیم. ساختار هستی اندوه‌زا و غمناک است و آدم‌ها در یک رنج مستمر هستند. گاهی اوقات شدت رنج‌ها کم می‌شود و گاهی اوقات ما سعی می‌کنیم آن‌ها رافراموش کنیم اما این‌ها چیزی از موقعیت زندگی کم نمی‌کند.

وی گفت: ما در شادی‌هایمان خیلی متنوع هستیم و هرکس به شکلی شادی را تجربه می‌کند. در صورتی که همه در غم‌ها مشترکیم. غم پایه اصلی است و بین همه ما مشترک است. ما همه آدم‌هایی متوسط هستیم و نمی‌توان برای ما نسخه آدم های والا را نوشت. رنج مولوی از جنس رنج ما نبوده است و برای ما قابل توجیه نیست چون عملی نیست. آن‌چه اتفاق می‌افتد فشار زندگی بر شانه‌های ماست. اما شاید به طرقی بتوان آن رنج‌ها را کم کرد برای مثال من رمان می‌خوانم و فیلم ‌می‌بینم.

وی تصریح کرد: چاپ‌های مجدد این رمان مرا کمی اندوهگین می‌سازد زیرا از خود می‌پرسم چرا این نسل رمانی سرشار از رنج را می‌خواند و اقبال عمومی نسبت به این کتاب که فقط در آن رنج است، یک اخطار بزرگ است.


خودم تغییر نکردم
نظرآهاری در ادامه پرسید: آیا تلاش‌های عارفان نمی‌تواند به ما کمک کند که نسبت به رنج‌های هستی دید نو و تازه‌ای به هم بزنیم و قهرمان‌های داستان‌های شما از آن‌ها چیزی بردارند که دیگر این‌قدر اندوهگین نباشند؟
مستور پاسخ داد:‌ این مسئله اختیاری نیست که من روزی چیزی بنویسم که در آن غم و اندوه نباشد. اگر بخواهم صادق باشم باید بگویم وقتی که خودم تغییر نکردم تغییری در آثارم اتفاق نخواهد افتاد. این مسئله علاوه بر مطالعات به تجربیات زندگی انسانها نیز برمی‌گردد. گاهی یک بیسواد به گزاره‌هایی که می‌رسد که یک فیلسوف نمی‌رسد. ما تابع آن چیزی هستیم که در زندگی درک می‌کنیم که ‌بخشی از آن با مطالعه به دست می‌آید و بخشی از آن نیز با تجربه. برای مثال اگر من به این نتیجه برسم که عشق‌ها در زندگی ویرانگر هستند نمی‌توانم نگاهم را تغییر دهم. بشر از زمانی که به یک درک نسبی رسیده سؤالش این بوده که چرا هستم و چرا زجر می‌کشم. اما تحت هیچ شرایطی هم به پاسخ قطعی نرسیده است.

وی تصریح کرد: انسان‌ها تا جایی که در توان‌شان بوده مرتکب شر شده‌اند؛ اگر کسی کاری نکرده از عهده‌اش برنیامده است. می‌بینیم که انسان از جمجه آدم‌ها دیوار ساخته. چشم فرزندش را درآورده و هزار جرم دیگر مرتکب شده که عقل منطقی آن را کتمان می‌کند و اگر چیزی وجود دارد که او انجام نداده از عهده‌اش برنمی آمده است. انسان تا آنجا که ‌توانسته مرتکب شر شده اما درباره خیر نمی‌‌توانم این حرف را بزنم. من دنیا را این‌گونه می‌بینم و نمی‌توانم نسبت به آن خوشبین باشم من مدت‌هاست که دیگر صفحه حوادث روزنامه‌ها را نمی‌خوانم چون حیرت می‌کنم.

مستور گفت: آدم‌ها به نوعی افسار گسیخته شده‌اند که گویی هیچ چیز گرفتارشان نمی‌کند. این مسائل در بخشی از آدم‌ها موجود است و همین یک بخش مثل یک ویروس می‌آید و همه چیز را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد من به این مسئله باور دارم که آدم‌ها باید تحت هر شرایطی خوب باشند و این ساده‌ترین تعبیری است که می‌توانم از زندگی بدهم. انسان در هر موقعیتی که زندگی کند می‌تواند بفهمد که خوب بودن یعنی چه.

این فیلم‌نامه‌نویس تصریح کرد: شاید اگر امروز می‌خواستم این کتاب را منتشر کنم کمی تأمل می‌کردم که آیا مخاطب می‌تواند با آن احساس آرامش کند یا این کتاب رنج‌های روحی‌اش را افزایش می‌دهد. اگر روزی بفهمم که رنج‌های کتاب بیش از آموزه‌هایش است از انتشار کتاب جلوگیری خواهم کرد.
وی گفت: سوال‌های مطرح شده در کتاب بنیادین هستند و فکر نمی‌کنم با مطالعه یک رمان بتوان آن را حل کرد این سؤال‌ها ممکن است تا آخر عمر همراه آدم باشد. بعضی از سؤال‌ها را نمی‌توان با عقل پاسخ داد. مسئله خدا را ما باید با ایمان حل کنیم. هروقت چیزی با دلیل اثبات شد آن دقیقاً جایی است که ایمان وجود ندارد. اگر فکر می‌کنیم می‌توانیم با عقل و فلسفه وجود خدا را اثبات کنیم؛ همین شرایطی می شود که هزاران سال است پرونده‌اش باز ماندهاست. انسان به محض این‌که به عقل ملزم شد؛ باید به تمامی لوازمات آن ملزم شود. عقل خیلی کوچک است.

۱۳۸۷/۰۸/۲۵
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
از چاله به چاه/ داوود غفارزادگان
این که اعتراف مال فرهنگ مسیحیت است بحثی پیش‌پاافتاده است؛ کسی ادعیه معروف ما را خوانده باشد از این حرف‌ها نمی‌زند... ما در کشوری سیاست‌زده زندگی می‌کنیم و هر چیزی پس و پشت سیاست شکل مسخ شده‌یی به خود می‌گیرد... نمی‌خواستم خواننده به تصویر واحدی برسد... گذاشتم همه چیز لغو و بیهوده و مسخره از آب دربیاید.
۱۳۸۸/۱۱/۰۶
چگونه نقد کتاب بنویسیم / یونس شکرخواه
شما را راضی کرد؟ چرا بله و چرا خیر؟ آیا دلایل و مستندات نویسنده در خدمت نتیجه‌گیری او هست؟ آیا کتاب، اندیشه شما را به چالش طلبیده است یا دانش شما را بالا برده است؟ یا اینکه نویسنده صرفا آنچه را که شما می دانسته‌اید، به شکل دیگری عرضه کرده است؟ آیا خوندن این کتاب را به دیگران توصیه می‌کنید؟ به چه کسانی؟
۱۳۸۸/۱۰/۲۰
ضد ولایت فقیه؟!
به معاویه ... اهانت نمی‏کنم. تاریخ‏گویی، یک حرف است؛ اهانت، حرف دیگری است... در زمان امام(رض) می‏دیدیم که ایشان مطلبی را می‏فرمودند، اما در مجلس همه به آن رأی نمی‏دادند؛ نمی‏شود گفت اینها ضدّ ولایت فقیه‏اند... عدّه‏ای فریادهای خود را بر سرِ خودی‌ها کشیدند؛ به دیگران هم یاد می‏دهند که بر سرِ همدیگر فریاد بکشند!... نظام اسلامى به ما و امثالِ من و شما وابسته نیست.
۱۳۸۸/۱۰/۱۷

بایگانی
"جان عزیز" صدرنشین شد
کنسرت گیتار فلامنکو در خانه‌هنرمندان
فیلم‌های پذیرفته‌شده در جشنواره‌بم
راهپیمایی‌های بهمن57 در عکسخانه
اکران "به رنگ ارغوان" از 28 بهمن‌ماه
اجرای ستارگان موسیقی پاپ در کانون
"ضد مسیح" فون تریر جوایز سینمای دانمارک را درو کرد
"بالا" بهترین انیمیشن بلند 2009
"‌آرت اکسپوی 88" در خانه هنرمندان
"تعزیه" در خانه موزه استاد مطهری
"مکاشفه درباب یک مهمانی خاموش" در تماشاخانه‌ی ایرانشهر
نقاشی پشت‌شیشه در گالری جهان‌نما
آثار حجمی اسماعیل رضایی در صبا
"چلچراغ عاشورا" در نگارخانه چلیپا
آلبوم "یک نگه کرد و گذشت"
"حقیقت ابدی" در فرهنگسرای خاتم

بایگانی  
خنکای سپیده‌دم دیدار
سارا شخصی
بعد از ظهری، حضرت آدم
ایتالو کالوینو/ رضا قیصریه
نمدی پوش
احمد شاکری
هشت بهشت
محسن حدادی
هفت شهر عشق
روژه ایکور/ ابوالحسن نجفی
کپسول نذری
سید علی موسوی
یأس‌های یک دوزیست درک نشده
شهرزاد بهمنی

بایگانی  
سر‌ خمّ‌می سلامت شکند اگر سبویی
فصیح الزمان شیرازی
شعر، گم کرد دست و پایش را
محمد مجتبی احمدی
من از سطح سیمانی ‌قرن می‌ترسم
سهراب سپهری
خورشید‌من برآی که وقت دمیدن‌است
سید علی خامنه‌ای
سر زلفت به کناری‌ زن و رخسارگشا
روح الله الموسوی الخمینی(ره)

بایگانی  
اشکال از کروبی است
شهرام شکیبا
آمار کشک نیست
علیرضا ناظر فصیحی
وسیله دفاعی بیولوژیک
پیمان قاسم‌خانی
حرف‌هامان طلاست 30سال...
سعید بیابانکی

بایگانی  
نشستن با کتاب
برای غربت فتح
میان اشک و لبخند
10جلد برگزیده‌ی 2008

بایگانی  
و اینک آخر الزمان...
سمیه کاووسی
مبادا خون سیاوش بر زمین بریزد
مرجان فولادوند
بوی پیراهن یوسف
حسین شرفخانلو

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
مجرمان را پیدا کنند... به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند...رهبر انقلاب4.6.1388
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
مرکز پخش: 33355577
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام