در زمان جنگهای داخلی امریکا چند مرد که به دست جنوبی‌ها اسیر شده‌اند بالونی به دست می‌آورند،‌ سوار آن می‌شوند و فرار می‌کنند. در بالای اقیانوس، بالون گرفتار گردبار دریایی می‌شود و سرنشینان آن ناچار در جزیره‌ای غیر مسکون فرود می‌آیند. مهندس اسمیت، ژدئون اسپیلت،‌ ناب سیاهپوست،‌ پنکروف ملوان و هاربرت نوجوان... جزیره ذخایر سرشار و غیرمنتظری دارد که تدریجاً در دسترس آنها قرار می‌گیرد و آنها خیلی زود یقین می‌کنند که نیروی مرموزی کمکشان می‌کند.

جزیره اسرارآمیز | ژول ورن L'ile mysterieuse] . (The Mysterious Island)
جزیره اسرارآمیز
[
L'ile mysterieuse] . (The Mysterious Island) رمانی پرحادثه در دو بخش («غرق‌شدگان در هوا» و «تک‌افتاده») از ژول ورن (1828-1905)،‌ نویسنده فرانسوی،‌ منتشر شده به سال 1874،‌ که دنباله‌ی دو رمان دیگر او به نام‌های فرزندان کاپیتان گرانت و بیست هزار فرسنگ زیر دریا است. در زمان جنگهای داخلی امریکا چند مرد که به دست جنوبی‌ها اسیر شده‌اند بالونی به دست می‌آورند،‌ سوار آن می‌شوند و فرار می‌کنند. در بالای اقیانوس، بالون گرفتار گردبار دریایی می‌شود و سرنشینان آن ناچار در جزیره‌ای غیر مسکون فرود می‌آیند. این پنج مرد (مهندس اسمیت، ژدئون اسپیلت،‌ ناب سیاهپوست،‌ پنکروف ملوان و هاربرت نوجوان) که از کلیه لوازم و مایحتاج زندگی محروم‌اند می‌کوشند تا وسیله‌ای برای مقابله با این موقعیت به دست آورند. جزیره، ‌که آن را به اسم لینکلن نام‌گذاری می‌کنند،‌ ذخایر سرشار و غیرمنتظری دارد که تدریجاً در دسترس آنها قرار می‌گیرد و آنها خیلی زود یقین می‌کنند که نیروی مرموزی کمکشان می‌کند. حتی روزی نوشته‌ای به دستشان می‌رسد و از روی آن آیرتون را،‌ پیدا می‌کنند و از آنجا نجاتش می‌دهند. سرانجام کشفی می‌کنند و به رازی که همواره درتعقیب آنهاست پی می‌برند. آن راز بزرگ زیردریایی معروف ناتیلوس متعلق به کاپیتان نمو است که در زیر آبهای کنار جزیره لنگر انداخته است. آنها برای دیدن آن دریانورد مشهور که در بستر مرگ است می‌شتابند و با یاری و راهنمایی او بعداً‌ می‌توانند به میهن خود بازگردند و آیرتون را نیز همراه خود می‌برند. ژول ورن در نوشتن این رمان مسلماً از رابینسون کروزوئه، ‌اثر دانیل دفو،‌ الهام گرفته است. به سبب این دیدگاه است که جزیره اسرارآمیز را می‌‌توان نمایشگر طرز تفکر نیمه دوم قرن نوزدهم دانست.  

ابوالحسن نجفی. فرهنگ آثار. سروش

 1.Jules Verne 2. Cyrus Smith 3.Gedeon Spillett 4.Nab 5. Pencroff
6.Harbert 7.Ayrton 8.Glenarvan 9.Nautilus 10.Nemo

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...