گرترود | هرمان هسه

13 فروردین 1385

اعترافات یک موسیقی‌دان است، به همان گونه که روسالده، رمانی که در بازگشت از هند نوشته شد (1914)، اعترافات یک نقاش است،‌ و این دو اثر مکمل یکدیگرند. موسیقی‌دان با شکستی دردناک رو به رو می شود: او، برای از دست نرفتن یک دوستی، از آن کس که دوست می‌دارد دست می‌کشد. اما نقاش موفق است: با کسی که انتخاب کرده ازدواج کرده است و از او فرزندی دارد. ولی این خوشبختی ظاهری است

گرترود  | هرمان هسه
گرترود
[Gertrud] رمانی از هرمان هسه(1) (1877-1962)، نویسنده سویسی آلمانی الاصل. هنگامی که نویسنده با حال و هوایی تغزلی، اما با اندکی نگرانی متأثر از رمانتیسم، به نوشتن گرترود می‌پردازد (1910)، به نظر می‌رسد که از زندگی آسوده‌ای برخوردار است: دارای همسر و فرزند است و در خانه‌ای گرم و دلپذیر در کنار دریاچه کنستانس (2) سکونت دارد و زندگی‌اش با طبیعت قرین است. اما یاد مادر از دست رفته همه جا با اوست و هسه همه چیز را رها می‌کند تا به زیارت هند، زادبوم مادرش، برود. گرترود درست پیش از این ایام نوشته شده است. هسه، در این اثر، عمق فلسفه خود را بیان می‌کند. گرترود اعترافات یک موسیقی‌دان است، به همان گونه که روسالده(3)، رمانی که در بازگشت از هند نوشته شد (1914)، اعترافات یک نقاش است،‌ و این دو اثر مکمل یکدیگرند. موسیقی‌دان با شکستی دردناک رو به رو می شود: او، برای از دست نرفتن یک دوستی، از آن کس که دوست می‌دارد دست می‌کشد. اما نقاش موفق است: با کسی که انتخاب کرده ازدواج کرده است و از او فرزندی دارد. ولی این خوشبختی ظاهری است: او نیز برای همیشه و همان‌قدر تنهاست که  گرترود عاشق تنهاست. زیرا به عقیده هسه، هر روز که می‌گذرد، با آنچه دوست می‌داریم بیگانه‌تر می‌شویم. هسه تصویر زندگی را همان‌گونه شرح می‌دهد که احساسش می‌کند.    

مهشید نونهالی. فرهنگ آثار. سروش

1.Hermann Hesse  2.Konstanz  3.Rosshalde

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...