مجموعه رمان ۶ جلدی «خانواده باحال» نوشته ژان‌فیلیپ‌ارو وینی‌یو با ترجمه پرستو شجری توسط نشر پیدایش منتشر شد.

به گزارش مهر، کتاب‌های این مجموعه درباره خانواده ژان‌هاست که داستان‌هایش بین شوخی و احساس هستند؛ از خاطرات دوران کودکی، اتفاقات و ماجراهای روزانه یک خانواده باحال.

در کتاب اول که «خاگینه شیرین» نام دارد، ماجرا مربوط به درست کردن خاگینه با حضور ۵ پسر خانواده است. یک نوزاد هنوز نرسیده، یک لاک‌پشت، یک موش خرمایی و چند موش سفید هم باید به این تیم اضافه کرد؛ بدون این‌که یک مادر خیلی منظم و مرتب و یک پدر قهرمان که کارهای تعمیراتی انجام می‌دهد فراموش شوند. البته پاشیدن کمی شیطنت روی خاگینه و حضور چند دوست خیالی را هم نباید فراموش کرد!

عناوین فصل‌های اولین جلد مجموعه «خانواده باحال» به این ترتیب است: ژان‌ها، تعطیلات در کوهستان طلایی، استخر عمومی، پنج‌شنبه و باشگاه پنج‌نفره، اردوی پیشاهنگی، باغ‌وحش، اعتصاب، خاگینه شیرین، تعطیلات بزرگ.

این کتاب با ۱۷۲ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۴ هزار تومان منتشر شده است.

دومین جلد مجموعه پیش رو، «پنیر پرنده» است. در این کتاب محوریت ماجرا با ۶ برادر خانواده ژان‌هاست. آن‌ها با نام‌های ژان_آ، ژان _ب، ژان _س، ژان _د، ژان _ اُو و ژان _ اف آتش می‌سوزانند و غیرممکن است حتی برای یک لحظه هم که شده حوصله‌شان سر برود. فهرست کارهای تابستان پیش روی این ۶ برادر به این ترتیب است: یک اسباب‌کشی، یک تعطیلات خانه پاپی ژان، یک ماهی به نام چلغوز، مقدار قابل توجهی پسرعمو با گوش‌های برآمده با یک پنیر پرنده رمزآلود و یک پدر و مادر. به‌این ترتیب اوضاع در خانه ژان‌ها خیلی درهم‌برهم است.

فصل‌های این رمان هم به‌ترتیب عبارت‌اند از: ژان _ ایکس، سورپرایز پدر، یک تلویزیون روی ماه، اسباب‌کشی، سوپر_ژان، شکار دایناسور، باران می‌بارد، دیدار پسرهای عموفوگس، پنیر پرنده.

این کتاب هم با ۱۶۸ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۳ هزار تومان به چاپ رسیده است.

«سوپ ماهی قرمز» عنوان سومین کتاب «خانواده باحال» است که در داستانش، همه ژان‌ها همراه پدر و مادرشان به شهر تولون اسباب‌کشی کرده‌اند. زندگی در شهر جدید آن‌هم با یک خروس‌جنگی، یک همسایه کاملاً کَر، یک تفنگ لوله‌بلند سیب‌زمینی، به راه انداختن اولین مهمانی و دعوا و بزن‌بزن با دار و دسته کاستورها، باعث شکل‌گرفتن ماجراهای زیادی می‌شود که در کتاب ذکر شده‌اند. البته پدر ۶ ژان، مردی همه‌فن‌حریف است و مادر هم، یک زن فوق‌العاده منظم و مرتب است...

عکس خانوادگی، شروع سال تحصیلی جدید، خانه جدید، در ساحل، تپه کاستورها، تَله آلزاسی، بازی شغل‌ها، تفنگ لوله‌بلند سیب‌زمینی، مهمانی، راز ژان _ آ، سوپ ماهی قرمز هم عناوین فصل‌های رمان «سوپ ماهی قرمز» هستند.

این کتاب با ۱۵۲ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۱ هزار تومان منتشر شده است.

چهارمین کتاب که حجم کمتری هم نسبت به ۳ کتاب قبلی دارد، «تعطیلات شکلاتی» است. در داستان این کتاب هم تابستان رسیده و تمام افراد خانواده ژان‌ها برای تعطیلات به هتل رُش‌رووژ رفته‌اند. این تعطیلات همان‌طور که حدس می‌زنیم پر از ماجراهای جورواجور است؛ سفر تفریحی دریایی با کانوآ، پوشیدن کفش‌های پلاستیکی که پاها توی آن‌ها تاول می‌زند، سرکشی یواشکی به همه سوراخ‌سنبه‌های هتل (آن‌هم وقتی همه توی چرت بعدازظهری‌اند)، آمدن استثنایی سیرک بزرگ پیپلو، عبور تور دو فرانس از کنار هتل و ….

البته از برنامه‌های این تعطیلات نباید نوشتن چند کارت پستال قشنگ و ارسالشان برای پسرهای عموفوگس را فراموش کرد.

فصل‌های «تعطیلات شکلاتی» به‌ترتیب عبارت‌اند از: خبر خوب پدر، هتل رُش رووژ، یک روز در سیرک، ۰ _ روز، کارت پستال.

این کتاب هم با ۸۰ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۱ هزار تومان چاپ شده است.

«گیلاس روی کیک» پنجمین کتاب مجموعه پیش رو است که در آن درباره بحران بلوغ بچه‌ها هم صحبت می‌شود. وقتی خانواده‌ای ۶ پسربچه با اسم‌های «ژان_یه‌چیزی» داشته باشد، قطعاً برقراری صلح و آرامش در آن کار خیلی سختی خواهد بود. ژان _آ تصمیم گرفته خواننده شود و خانواده را با تهاجم پدیده‌ای ناشناخته روبرو کرده است. انگار هیچ راهی برای فرار از سن سرکشی وجود ندارد! بنابراین امسال خطر یک انفجار بزرگ در خانه ژان‌ها حتمی است؛ حتی اگر پدر یک پزشک خیلی ماهر و مادر زنی فوق‌العاده منظم و مرتب باشد!

بحران‌های دروان بلوغ، شلوارهای گُل‌گُلی پاچه‌فیلی و موزیک پاپ از جمله عناصری هستند که باعث شکل‌گیری اتفاقات خنده‌دار در این جلد از مجموعه «گیلاس روی کیک» می‌شوند.

عناوین فصل‌های این رمان هم به‌ترتیب عبارت‌اند از: ای‌آی‌آی!، دخترها، جان _ اِی، دیابولو، سن سرکشی، یک‌شنبه خانه ژان‌ها، اسم من ب، جان_ب است، پیشاهنگی ملوانی، هلن، بوف…، شام بزرگ‌ها، تولد ژان _آ، آقای مِ مِ، یک گیلاس روی کیک.

این کتاب با ۱۸۸ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۶ هزار تومان منتشر شده است.

«یک خانواده پرتقالی» هم عنوان ششمین کتاب مجموعه است که اتفاقاتش در فصل زمستان رخ می‌دهد. پدر خانواده ژان‌ها همیشه دوست دارد اتفاقات جالبی را که در خانه رخ می‌دهد، با دوربین جدیدش ثبت کند. اردوی ورزش‌های زمستانی و دسته‌گل به آب‌دادن ژان _ب، ردشدن از سرعت صوت، اضافه‌شدن یک حیوان خانگی به خانواده، رفتن مخفیانه به سینما با هلن (که البته این یکی در آلبوم عکس پدر نیست) و گردش دریایی با قایق از جمله موضوعاتی هستند که پدر با دوربین‌اش ثبت می‌کند. او ماجراها و شیرین‌کاری‌های دیگر این خانواده پرتقالی را هم ثبت و ضبط می‌کند؛ از جمله بیماری اسکوربوت و یک آتش‌بازی واقعی را!

مخاطب این کتاب هم در رمان پیش رو با این عناوین روبرو خواهد شد: عکس اسرارآمیز، ما ژان‌_‌ها، نبرد کشتی‌ها، ژان‌ها و بازی‌های المپیک، تعلیمات دینی، طبیب، روز واکسن، گرگ دریا، خانواده بزرگ می‌شود، دستبند نخی، حوصله‌مان سررفته، یک خانواده باحال پرتقالی.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

بیرون در وانمود می‌کردیم که خیلی قوی هستیم ولی همین که در یکهو باز شد و پدر را با روپوش سفید دیدیم، دیگر اصلاً جرات شوخی و خنده نداشتیم.
حتی من که به خاطر تمرین‌های مامور مخفی‌ام قدرت تحمل دردم خیلی بالاست، دست و پایم را گم کردم.
پدر با صدایی شیطانی گفت: «آقایون نفر اول!»
همیشه با ژان_آ که برادر بزرگ بود شروع می‌شد.
وقتی دندان‌هایش را به هم فشار می‌داد، پرسیدم: «خب؟»
سرش را تکان داد: «هیچی احساس نکردم.»
و وقتی نوبت من بود ژان _ آ پرسید: «خب؟»
شانه‌هایم را بالا دادم: «پوو! هیچی احساس نکردم.»
اما وقتی ژان _س، ژان _د و ژان _ اُ هم یکی پس از دیگری از اتاق بیرون آمدند، فهمیدیم که ژان _ ف از فرصت استفاده کرده و با شورت و جوراب به حیاط فرار کرده.
خیلی کوچولو بود اما خیلی تند می‌دوید. مجبور شدیم روی چمن‌ها دنبالش کنیم و جیغ‌کشان و دست و پا زنان بگیریمش. ولی پدر انگار که فاجعه‌ای اتفاق افتاده باشد، حیرت‌زده گفت: «چه بدشانسی‌ای! اشتباه کردم! امسال ژان _ ف واکسن نداره.»

این کتاب هم با ۱۸۰ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۵ هزار تومان به چاپ رسیده است.

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...