دعوا بر سر مالکیت نسخه اصلی کتاب "خاک خوب" نوشته "پرل. اس. باک" که چندی پیش در یک حراجی پیدا شده بود، این کتاب را به دادگاه کشاند.

این نسخه 400 صفحه‌ای که توسط خود نویسنده تایپ شده است، پس از این که 40 سال مفقود شده بود، ماه گذشته در حراجی آثار هنری در فیلادلفیا، مرکز ایالت پنسیلوانیای آمریکا کشف شد. این نسخه که تنها صفحه اول آن اندکی پاره شده، در صندوقی در بین اشیا شخصی منشی سابق خانواده "باک" قرار داشت.

به گزارش ایبنا به نقل از سی‌بی‌سی، شورای محلی شهر "هیلزبورو" در ایالت ویرجینیای غربی که از خانم‌های مسن و طرفدار "باک" تشکیل شده، یکی از طرف‌های این دعواست. این شورا با استناد به سندی که در سال 1970 توسط شخص "باک" تنظیم شده، مدعی است این نسخه به شورای این شهر که زادگاه او است، تعلق دارد. "پرل باک" در این سند که دو هفته پس از مر‌گش در سال 1973 به اجرا گذاشته شد، نسخه‌های اصلی تمام آثار خود را که در آن زمان بین 650 هزار تا یک میلیون دلار ارزش‌ داشت، به شهر زادگاهش بخشید.

او همچنین درباره نسخه اصلی "خاک خوب" که در زمان تنظیم سند هنوز مفقود بود، در فهرست آثارش که در اختیار شورای محلی "هیلزبورو" قرار می‌گرفتند، نوشت: «این فهرست شامل نسخه اصلی "خاک خوب" که محل آن در حال حاضر نامعلوم است نیز می‌شود.» . این در حالی است که خانواده "باک" و حراجی "پنسیلوانیا" از دیگر مدعیان مالکیت این نسخه هستند.

"خاک خوب" که یکی از بزرگ‌ترین آثار ادبیات کلاسیک مدرن آمریکا به شمار می‌رود در سال 1932 به خاطر به تصویر کشیدن وضعیت زندگی در مناطق روستایی چین و آشنا کردن مردم آمریکا با مشکلات این جامعه، برنده جایزه "پولیتزر" شد.

"پرل باک" که دختر یک میسیونر مذهبی بود، تقریباً نیمی از زندگی خود را در چین گذراند و به همین خاطر داستان بسیاری از رمان‌هایش در این کشور روی می‌دهند. او در سال 1938 موفق شد جایزه نوبل ادبیات را به خاطر مجموعه آثارش به خود اختصاص دهد. او در سال 1966 گم شدن نسخه تایپی رمان «خاک خوب» را گزارش کرد و در سال 1973 بی‌آن‌که از سرنوشت این نسخه اطلاعی پیدا کند، درگذشت.

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...