در حالی که پست فرانسه به مناسبت شصتمین سالگرد انتشار کتاب‌های مصور «آستریکس و اوبلیکس» ۱۲ قطعه تمبر از شخصیت‌های این مجموعه منتشر کرد، یک کتاب جدید از این مجموعه نیز پاییز به بازار می‌آید.

به گزارش مهر به نقل از اکتوالیته، در شصتمین سالگرد انتشار کتاب‌های تصویری «آستریکس و اوبلیکس» که از مشهورترین کتاب‌های مصور جهان است، ۱۲ قطعه تمبر از سوی پست فرانسه منتشر شد.

در حالی که نخستین کتاب از این مجموعه ۲۹ اکتبر ۱۹۵۹ منتشر شده این تمبرها در ۳ میلیون نسخه به قیمت ۱۰.۵۶ یورو همین ماه (ژوئن) منتشر شده است.

این اولین بار نیست که شخصیت‌های این مجموعه که خالق آنها رنه گوسینی (۱۹۷۷-۱۹۲۶) و آلبرت اودرزو (متولد ۱۹۲۷) بودند، روی تمبر ظاهر می‌شوند.

نخستین بار فرانسه در سال ۱۹۹۹ برای تجلیل از این شخصیت‌های کارتونی سه تمبر متفاوت در ۱۰ میلیون نسخه منتشر کرد که در آلبومی به تیراژ یک میلیون نسخه منتشر شد.

در عین حال انتشارت اشت کودکان اعلام کرد اکتبر امسال داستان جدیدی از این دو شخصیت مشهور را منتشر می‌کند. در این کتاب جدید این دو تصمیم می گیرند که به اتفاق دختر رهبر گل‌ها سفری انجام دهند.

اسم این کتاب «آستریکس و دختر رییس قبیله» است و ژان-ایو فری و دیدیه کنراد خالقان آن خواهند بود. این دو به روال قدیمی آلبرتو اودرزو و رنه گوسینی عناوین جدید این مجموعه را خلق می‌کنند. این کتاب چهارمین کتابی است که توسط این دو به عنوان گروه جدید منتشر می‌شود.

ماجراهای این دو شخصیت که در اصل توسط رنه گوسینی با تصویرگری دوست هنرمندش آلبرت اودروز خلق شدند و پس از درگذشت گوسینی در سال ۱۹۷۷ توسط تصویرگر مجموعه به مسیر خود ادامه دادند، پس از وقفه‌ای هشت ساله، با داستان و تصویر این دو هنرمند ادامه یافته است.

این شخصیت‌ها چنان در فرهنگ فرانسه ریشه دارند که انتشار سی و پنجمین کتاب از این مجموعه با ضرب سکه هایی همراه شده که آستریکس و همراه همیشگی اش اوبلیکس را در سرزمین رومن‌ها تصویر می کرد.

یک نماد فرهنگی

نظرات مطرح شده در آستریکس در طی این سال‌ها آن را به یک نماد فرهنگی بدل کرده است.

شوخ طبعی گلی یکی از مهمترین این دیدگاه‌ها است. در واقع در مرکز موفقیت این مجموعه یک نابخردی فلسفی وجود دارد که در دل هر یک از داستان‌ها به ظرافت پیچیده شده است. حتی با نگاهی به اسامی شخصیت‌ها نیز می‌توان طنز به کار رفته در انتخاب آنها را دریافت.

غذاها و دیالوگ‌های جالب این مجموعه نیز در کنار بازی‌های خطرناک شخصیت‌هایش در طی سال‌ها جالب توجه بوده‌اند.

در عین حال در مورد خود آستریکس و اوبلیکس هم با توجه به قد و شمایل این دو چیزی هست که یادآور لورل و هاردی می شود و مخالفت‌های این دو با همدیگر نیز جالب است.

در دل این قصه‌ها چیزهایی نیز یادآور روزهای نخست «سیمپسون‌ها» هست و آن این خاصیت است که می‌تواند همزمان هم کودکان و هم والدین آنها را سرگرم کند.

در عین حال شوخی‌ها و جوک‌هایی که لابه لای این داستان‌ها تنیده شده به نوعی نیازمند درکی از زبان و فرهنگ لاتین است تا به صورت کامل بتوان از آن لذت برد. سبک نقاشی‌های این مجموعه نیز در عین حال که خوشایند بچه‌هاست به اندازه کافی هنرمندانه هست که بتواند نشان دهنده نبوغ کلاسیک خالقان آن در جلب بزرگ‌ترها باشد.

خالقان مجموعه

هر چند درباره همکاری دو هنرمند خالق این مجموعه زیاد گفته شده اما ریشه‌های هنری آنها جالب است. رنه گوسینی در پاریس سال ۱۹۲۶ از خانواده‌ای مهاجر لهستانی متولد شد ولی بیشتر بچگی‌اش را در آرژانتین سر کرد و بعد راهی نیورک شد تا کارتونیست شود.

آلبرت اودرزو با وجود اینکه ۶ انگشتی بود، اما متعارف تر از گوسینی بود. این دو در دهه ۱۹۵۰ در پاریس با هم آشنا شدند و در مجله «پایلوت» که برای درک بهتر از کارتون‌های فرانسوی و بلژیکی ایجاد شده بود، با هم همکاری کردند.

اولین کتاب مصور آنها با عنوان «آستریکس گل» سال ۱۹۶۰ منتشر شد و همکاری این دو آنقدر خوب پیش رفت که ظرف یک سال چند کتاب دیگر خلق کردند.

این مجموعه توسط رنه گوسینی داستان‌نویسی شده و توسط آلبرت اودرزو به تصویر درآمده‌اند. داستان‌های این مجموعه در دهکده‌ای از مردم گل که در مقابل اشغال رومی‌ها مبارزه می‌کنند روی می‌دهد.

آستریکس هرگز موفق نشد تا در آمریکا بازار خوبی به دست بیاورد اما یکی از کتاب‌های پرفروش بریتانیا بوده است و در واقع اولین کتابی است که در دهه ۱۹۶۰ به صورت مجموعه در بریتانیا منتشر شد بدون اینکه ترجمه شده است.

سال ۱۹۸۳ اولین بازی ویدیویی این شخصیت ها به بازار آمد و پارک موضوعی آن سال ۱۹۸۹ در پاریس ایجاد و به دومین پارک موضوعی پرمخاطب فرانسه بدل شد.

پس از مرگ گوسینی در سال ۱۹۷۷ و تا سال ۲۰۰۹، اودرزو نوشتن داستان کتاب‌ها را نیز خود برعهده گرفت. در دسامبر ۲۰۰۸، اودرزو امتیاز مجموعه اَستِریکس را به شرکت اشت واگذار کرد.

سال ۲۰۰۹ سی و چهارمین و آخرین کتابی که توسط اودرزو نوشته و نقاشی شد با عنوان «تولد آستریکس و اوبلیکس: کتاب طلایی» در پنجاهمین سالگرد انتشار این مجموعه به بازار آمد.

از سال ۲۰۱۱ این مجموعه با خلق کتاب سی‌و چهارم ادامه یافت و سه کتاب دیگر از این مجموعه که توسط ژان ایو فری نوشته و توسط دیدیه کنراد ترسیم شده‌اند، منتشر شد که شامل «آَستریکس و پیکت‌ها» در سال ۲۰۱۳، «آستریکس و طومار گمشده» در سال ۲۰۱۵ و «آستریکس و مسابقه ارابه رانی» در سال ۲۰۱۷ بوده است.

«خشم» نیکول نسبت به نادیده‌گرفتن خودش از سوی چارلی، سبب می‌شود درخواست طلاق کند... نیکول حواسش به جزئیات زندگی است و چارلی دقتی به این جزئیات ندارد... نیکول احساس می‌کند که در بازی زندگی بازنده شده ... کسانی که پاره‌ای از «ما» می‌شوند، هویت تازه‌ای می‌یابند، علاوه بر آنچه داشته‌اند... همه از زاویه منفعت «خود»شان به رابطه نگاه می‌کنند.‌.. نه تاب جدایی دارند و نه توان ساختن رابطه‌ای تازه. ...
تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...
او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...