رمان "زمانی برای پنهان شدن" با روایتی جدید از دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و براساس خاطرات دوران اسارت یکی از آزادگان به قلم احمد بیگدلی، توسط نشر آگه منتشر شد.

احمد بیگدلی، نویسنده "زمانی برای پنهان شدن" در گفت و گو با ایبنا اظهار داشت: این رمان بلند با نگاهی دیگرگون به دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نوشته شده است.

وی افزود: خاطرات بسیاری از آزادگانی که در آرشیو بنیاد شهید و امور ایثارگران نجف آباد موجود بود را مطالعه کرده‌ام. اما رمان براساس خلاقیت‌های ادبیات محض تدوین شده است. در واقع جنگ بهانه‌ای برای نگارش این اثر بوده و نویسنده قصد تجزیه و تحلیل وقایع آن دوران را نداشته است.

نویسنده کتاب "اندکی سایه" خاطر نشان کرد: رمان براساس خاطرات دوران اسارت یکی از آزادگان با نام مستعار "میم" است. "مدیا"، "او"، "ناصر" و "پزشک اردوگاه العماره عراق" از روایان و شخصیت‌های اصلی رمان "زمانی برای پنهان شدن " هستند.

رمان "زمانی برای پنهان شدن" در قطع رقعی و 104 صفحه، با شمارگان 2200 نسخه و بهای 15 هزار ریال توسط نشرآگه به چاپ رسیده است.

قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...