محمد معتمدی خواننده موسیقی ایرانی همزمان با حضورش در برنامه تلویزیونی «ساعت 25» قطعه «کویر» را با تنظیم افشین عزیزی منتشر کرد.

به گزارش مهر، محمد معتمدی خواننده موسیقی ایرانی که طی ماه های گذشته در ردیف پرکارترین خوانندگان به فعالیت خود ادامه داده همزمان با حضور در برنامه تلویزیونی «ساعت 25» قطعه «کویر» را در فضای مجازی منتشر کرد.

در این قطعه موسیقایی محمد معتمدی شاعر، آهنگساز و خواننده، افشین عزیزی تنظیم کننده و مهرداد عالمی به عنوان نوازنده ویولنسل حضور دارند.

در متن شعر قطعه «کویر» آمده است:

ای چشمان مست تو مینای شراب من
یاد تو چه می کند با حال خراب من
نوا منم ترانه تویی  به موج غم کرانه تویی
به عشق تو فسانه منم زخود بیگانه منم
خزان منم جوانه تویی  بهشت جاودانه تویی
نوای عاشقانه تویی تو   دیوانه منم
می دانی که بی قرار و دل شکسته ام

بر عشق کسی به جز تو دل نبسته ام
می دانی غمت مرا رها نمی کند
حتی مرگ مرا زتو جدا نمی کند
چو مرغ خسته کنج قفس   غم تو بسته راه نفس
بیا شوق تو بگشاید بال و پر عشق
عمری دیده به ره می مانم
برلب نام تو را می خوانم
از عشق تو نفس می گیرم
گر یادم نکنی می میرم
عشقت در دل من پابرجا
هجرت تا به ابد تقدیرم
می دانی که بی قرار و دل شکسته ام
بر عشق کسی بجز تو دل نبسته ام
می دانی غمت مرا رها نمی کند
حتی مرگ مرا زتو جدا نمی کند
بیا بیا چو ابر بهار  بر این کویر تشنه ببار
که بشکفد به دشت دلم گل نیلوفر عشق

«چرچیل: قدم‌زنی با سرنوشت»، «فاشیسم؛ یک هشدار» از مادلین آلبرایت، «کنترل آلت دیلیت» یا نقش رسانه در بحران شهری، «سقوط کرده: چگونه یک دهه بحران‌های اقتصادی دنیا را دگرگون کرد»، «شدن» نوشته میشل اوباما و «هر روز موهبتی دیگر است» اثر جان کری از همین مجموعه اند. ...
شریعتی ظواهری از ایدئولوژی چپ را با ظواهری از تشیع اثنی عشری درآمیخته بود و وظیفه‌اش را فریاد کشیدن علیه ظلم و بیداد و خفقان و اختناق و اقتصاد سرمایه داری و تکنولوژی مدرن می‌دانست... شریعتی انقلابی بود آن هم در جامعه‌ای که اولین گام‌های مدرنیزاسیون را برمی‌داشت و با انقلاب تمام رشته‌های مدرنیزاسیون پنبه شد و جامعه به دهه‌ها عقب‌تر برگشت. این چه ربطی به متفکر بزرگ قرن بیستم دارد که نه انقلابی بود، نه چپ بود، نه راست بود و نه محافظه کار، بلکه فیلسوفی بود در حد افلاطون و ارسطو ...
این کتاب ترکیبی از «آلیس در سرزمین عجایب»، «دن کیشوت»، و «کشتن مرغ مینا» است زیرا داستان دخترکی را روایت می‌کند که در روز تولدش در ماجراجویی عجیبی در جستجوی درخت آرزوست و درمی‌یابد انسان باید آرزوهایش را با مهربانی و لحاظ کردن زندگی دیگران برگزیند. فاکنر این کتاب را برای ویکتوریا فرانکلین، دختر معشوقه‌اش در کودکی نوشت. فاکنر امیدوار بود مادر ویکتوریا زندگی زناشویی‌اش را رها کند و با او ازدواج کند که البته این اتفاق چند سال بعد و شاید به دلیل نوشتن این کتاب توسط فاکنر رخ داد! ...