پس از موفقیت رمان «غرور و تعصب و زامبی‌ها» و بازنویسی این داستان در دنیای زامبی‌ها نوبت به رمان «آنا کارنینا» رمان نویسنده معروف روسی «لئو تولستوی» رسید.

به گزارش فارس به نقل از گاردین، پس از موفقیت رمان و فیلم «غرور و تعصب و زامبی‌ها» و استقبال کم نظیری که از آن در سراسر دنیا شد، «اچ وینترز» نویسنده جوان آمریکایی به فکر بازنویسی رمان «آناکارنینا» نویسنده صاحب نام روس افتاد. وی قصد دارد این رمان را در فضایی دیگر و با حضور شخصیت‌هایی عجیب مثل ربات‌ها خلق و بازنویسی کند.

در رمان جدید که توسط «وینترز» بازنویسی می‌شود، شخصیت‌های اصلی رمان «تولستوی» حضور دارند. در حقیقت داستان همان داستانی است که تولستوی در قرن بیستم میلادی برای مخاطبانش به رشته تحریر درآورده است.

در رمان «وینترز» که با نام «آندروید کارنینا» شناخته می‌شود، شخصیت‌هایی مثل «آنا کارنینا»، «کنت الکسی»، «کیتی شریاتسکایا» و همینطور «نیکالی لوین» نیز وجود دارد.
داستان همان داستان است؛ با این تفاوت که به دنیای این شخصیت ها موجوداتی اضافه می‌شوند که از عالم ربات‌ها هستند.

پیش از این رمان «غرور و تعصب و زامبی‌ها» توانست مخاطبان زیادی را با خود همراه کند. استقبال از این اثر به حدی بود که ناشر آن به فکر بازنویسی اثری دیگر از «جین آستین» با نام «عقل و احساسات و هیولای دریایی» افتاد. از این رو نویسنده «آندروید کارنینا» قصد دارد با تغییراتی که در روایت این رمان و برخی شخصیت‌های آن به وجود می‌آورد، مخاطبان زیادی را در جهان با خود همراه کند.

این کتاب به زودی در ماه‌های پیش رو در سال 2010 رونمایی خواهد شد. به گفته ناشر این رمان جلد رمان «آندروید کارنینیا» در ماه فوریه رونمایی خواهد شد و خود کتاب تا ماه ژوئن منتشر و روانه بازار کتاب جهان خواهد شد.
به گفته ناشر این کتاب، قرار است 200 هزار نسخه از این کتاب به زبان انگلیسی در کتابفروشی‌ها و مراکز فرهنگی کشورهای اروپایی و آمریکایی توزیع شود.

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...