ترجمه‌ی "سروش حبیبی" از مجموعه‌ی داستانی از لئو تولستوی و داستان "زنگ‌بار" (دلیل آخر) آلفرد آندرچ منتشر می‌شود.

به گفته‌ی حبیبی، این مجموعه شامل هشت داستان نه چندان کوتاه و نه خیلی بلند این داستان‌نویس است که در 200 صفحه منتشر خواهد شد.

او البته قصد دارد دو داستان دیگر به این مجموعه اضافه کند و بعد آن ‌را برای انتشار به نشر چشمه بسپرد. از جمله داستان‌های این مجموعه به مرگ ایوان ایلیچ، ارباب و بنده، شیطان و سونات کرویتزر می‌توان اشاره کرد که ترجمه‌ی بعضی از آن‌ها پیش از این در ایران منتشر شده است.

حبیبی همچنین اشاره کرد که اسم یکی از این داستان‌ها به‌عنوان نام کتاب انتخاب خواهد شد. او علاوه بر این اثر، مشغول ترجمه‌ی داستان «زنگ‌بار» (دلیل آخر) نوشته‌ی آلفرد آندرچ - نویسنده‌ی معاصر آلمانی - است که ترجمه‌ی آن را به نیمه رسانده است.

همچنین "زندگی و سرنوشت" نوشته‌ی واسیلیچ روسمان، اثر دیگری از این مترجم است که توسط انتشارات نیلوفر منتشر خواهد شد.

حبیبی در این رابطه به ایسنا گفت: این اثر هشت سال قبل توسط ناشر دیگری منتشر شده بود که به‌دلیل خوب معرفی نشدن، بازتابی نداشت و حالا با ویرایشی تازه منتشر می‌شود.

رمان "ابلوموف" ایوان گنچارف با ترجمه‌ی حبیبی نیز که چاپ اول آن به سال 1355 بازمی‌گردد، با ویرایش و بازنگری تازه‌ای، از دیگر آثار منتشرشده‌ی این مترجم در سال جاری است.

از جمله ترجمه‌های این مترجم ساکن فرانسه به «ژرمینال» (امیل زولا)، «انفجار در کلیساى جامع» (الخو کارتانیه)، «انقلاب مکزیک»، «جن‌زدگان» (داستایوفسکى)، «جنگ و صلح» و «آناکارنینا» (تولستوی)، «داستان دوست من» (هرمان هسه)، «شب‌هاى هند»، «میدان ایتالیا» (آنتونیو تابوکى)، «خداحافظ گارى کوپر» و «سگ سفید» (رومن گارى) و «طبل حلبى» (گونتر گراس) می‌توان اشاره کرد. 

حدیث «الملك یبقی مع الكفر و لایبقی مع الظلم» از سخنان پرآوازه دیگریست که در هیچ منبع حدیثی به عنوان روایت نقل نشده و در قرن یازدهم هجری وارد کتب شده است. البته میرزای نائینی فقیه دوران مشروطه از این حدیث به عنوان نص مجرب (یعنی حدیثی که به تجربه ثابت شده) یاد می‌کند... در منابع روایی حدیثی دال بر نحوست ماه صفر یافت نمی‌شود. همین‌طور بشارت به خروج از ماه صفر و دعاهای دوری از بلا در این ماه. ...
«خشم» نیکول نسبت به نادیده‌گرفتن خودش از سوی چارلی، سبب می‌شود درخواست طلاق کند... نیکول حواسش به جزئیات زندگی است و چارلی دقتی به این جزئیات ندارد... نیکول احساس می‌کند که در بازی زندگی بازنده شده ... کسانی که پاره‌ای از «ما» می‌شوند، هویت تازه‌ای می‌یابند، علاوه بر آنچه داشته‌اند... همه از زاویه منفعت «خود»شان به رابطه نگاه می‌کنند.‌.. نه تاب جدایی دارند و نه توان ساختن رابطه‌ای تازه. ...
تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...
او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...