پرویز شهدی با اتمام ترجمه رمان «برادران کارامازوف» نوشته فئودور داستایفسکی، در انتظار مجوز نشر این کتاب است.

پرویز شهدی، مترجم، درباره تازه‌ترین ترجمه‌هایش به خبرنگار فارس، گفت: ترجمه رمان «برادران کارامازوف» نوشته فئودور داستایفسکی و «اتاق چهره‌های نابوده شده» نوشته نویسنده‌ای فرانسوی با نام مارک دوگن برای دریافت مجوز در وزارت ارشاد است.

قرار است «برادران کارامازوف» با ترجمه شهدی را انتشارات مجید منتشر کند. هم اکنون دو کتاب تجدی ترجمه از شهدی نیز در مرحله حروف‌چینی است. «ربکا» نوشته بافنه دوموریه و «در غرب خبری نیست» نوشته اریش ماریا رمارک، این دو اثر هستند که انتشارات صدای معاصر آن‌ها را منتشر می‌کند.

شهدی از ترجمه کتاب «استالین گراد» نوشته آنتونی بیور خبر داد که کتابی مستند درباره جنگ جهانی دوم است.

وی در نیمه دوم سال 87 سه اثر با نام‌های «راز بزرگ» را در نشر دنیای نو، «خانواده نفرین شده کندی» را در نشر چشمه و «برای رمانی نو» نوشته آلن روب گری‌یه را در نشر بافکر ترجمه و منتشر کرد.

اول لولئین خانه مسجدشاه بود که زمینی معادل هزار و چند صد متر مساحت را در بر گرفته، چهل دهانه مستراح در آن بنا شده بود که با سرقفلی‌ای معادل سی چهل هزار تومان و روزانه ده دوازده تومان عایدات خرید و فروش می‌شد... ممنوع شدن مصرف علنی تریاک، ممنوعیت عربده کشی و آوازه خوانی در خیابان‌ها، ممنوعیت خرس رقصانی و لوطی عنتری، ممنوعیت ورود حمامی با لباس نیمه برهنه به داخل خیابان و ممنوعیت قضای حاجت در معابر... ...
و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...