توزیع ترجمه رمان «کرم ابریشم» اثر جی‌ کی رولینگ از امروز توسط انتشارات کتابسرای تندیس در بازار نشر آغاز می‌شود.

به گزارش مهر، رمان پلیسی «کرم ابریشم» نوشته جدید جی. کی. رولینگ خالق «هری پاتر» با ترجمه ویدا اسلامیه توسط انتشارات کتابسرای تندیس چاپ شد.

داستان این رمان از این قرار است که با گم شدن نویسنده‌‌اى به نام اُوِن کواین، همسرش به کورمورن استرایک، کارآگاه خصوصى، مراجعه مى‌کند. در آغاز، خانم کواین گمان مى‌کند همسرش به خواست خودش رفته تا مدتى از محیط خانه دور باشد ــ چنان که پیش‌تر نیز چنین کارى کرده بود ــ و از استرایک مى‌خواهد او را پیدا کرده، به خانه برگرداند.

پس از تحقیقات استرایک، معلوم مى‌شود گم شدن کواین پیچیده‌تر از آن است که همسرش فکر می کند. این نویسنده، تازه نوشتن رمانى را به پایان رسانده و در آن به سیاه‌نمایى کمابیش همه‌ آشنایانش پرداخته است.

در ادامه داستان، چاپ این کتاب مى‌تواند زندگى‌هاى بسیارى را به نابودى بکشاند ــ به عبارت دیگر، خیلى‌ها مى‌خواستند این ماجرا در نطفه خفه بشود. با پیدا شدن جسد کواین، که در شرایط عجیبى به‌طرز بى‌رحمانه‌اى به قتل رسیده است، روند کشف انگیزه‌ى قاتل سنگدل، با فراز و نشیب‌هایى، به موازات زمان پیش می‌رود.

ترجمه «کرم ابریشم» با 805 صفحه و قیمت 450 هزار ریال از امروز در بازار نشر کشور توزیع می شود.

از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...