ویژه نامه هری پاتر در هفتاد و ششمین شماره از ماهنامه «انتظار نوجوان» منتشر شد.

ماهنامه «انتظار نوجوان» با توجه به رده سنّی مخاطبین مجموعه «هری پاتر» و انگاره های آخرالزمانی و منجی گرایانه آن،  به سراغ این سوژه حساس رفته و در یک ویژه نامه هفده صفحه ای، به کاوش در ابعاد مختلف این پدیده ادبی، هنری، رسانه ای پرداخته است.

در آغاز این ویژه نامه آمده است:
«قضاوت کردن درباره آثار محبوب و پرطرفدار، کار بسیار مشکلی است. «هری پاتر» هم یکی از پرطرفدارترین آثار داستانی و سینمایی دنیاست که تبدیل به یکی از پدیده های دوره معاصر شد. این پدیده در ایران با دو واکنش کاملاً متفاوت رو به رو شده: عده ای فقط به تعریف و تمجید از آن می پردازند و عده ای دیگر، به شدت با آن مخالفت می کنند. ما تصمیم گرفتیم تا در این ویژه نامه، انصاف را رعایت کنیم و با نگاهی نو به بررسی زوایای مختلف این مجموعه بپردازیم.»

«جادوگر واقعی کیست؟» اولین مطلب این ویژه نامه به قلم علی پارسانیا است که به معرفی
جی کی رولینگ، خالق داستان های هری پاتر اختصاص دارد.
پس از آن در مطلب «ماجرای یک پدیده» به مرور حواشی پیرامون این مجموعه پرداخته شده است.
«هری پاتر روی میز نوجوان ها» متن پیاده شده میزگردی است که با موضوع بررسی مجموعه هری پاتر، چندی پیش با حضور چند نوجوان کتابخوان و علاقه مند به داستان های هری پاتر، در مؤسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت) برگزار شده بود.  

«نبرد هاگوارتز» عنوان نقدی بر آخرین فیلم مجموعه هری پاتر است که به بررسی ابعاد ساختاری و محتوایی این اثر سینمایی پرداخته است.  

از دیگر مطالب این ویژه نامه می توان به «آخرین ماجراجویی آقای پاتر» به قلم محمدامین هاشم پور و «سفر به سرزمین جادو» به قلم سینا سرمدی اشاره کرد.
پایان بخش ویژه نامه نیز یادداشت مفصل «دریچه ای به عالم رؤیا» به قلم مصطفی امینی است که به تحلیل و بررسی مجموعه داستان های هری پاتر اختصاص دارد. عوامل جذابیت این داستان ها، تکنیک های روایی نویسنده، جهان بینی نویسنده و نوع نگاه او به مفاهیم مهمی همچون خدا، دین، اخلاق و آخرالزمان از جمله مواردی هستند که در این مقاله به تفصیل مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند.

نشریه انتظار نوجوان به صاحب امتیازی مؤسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت)، مدیر مسئولی مسعود پورسید آقایی و سردبیری علی مهر منتشر می شود.

در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...
تلگراف او را به شرکت در همایش «صلح خاورمیانه» دعوت می‌کرد. زیر نامه را سارتر و دوبوار امضا کرده بودند... نامه را به شوخی گرفت... به پاریس که رسید، فهمید «به‌دلایل امنیتی مکان جلسه به خانه‌ی میشل فوکو تغییر کرده»... فوکو هوادار اسرائیل بود و دلوز هوادار فلسطینیان... او می‌رفت که برجسته‌ترین کبوتر صلح در تشکیلات حکومت اسرائیل شود... به‌نظر یک روشن‌فکر ساحل چپ می‌آمد، نیمی متفکر و نیمی شیاد... آن دلاور سابق که علمدار مظلومان بود ...