مترجم نسخه‌ی اینترنتی هری پاتر هفتم که از طرف ناشران اصلی کتاب و جی. کی. رولینگ، تقلبی اعلام شده است، گفت: «داستانی که من ترجمه کرده‌ام، از داستان رولینگ شیرین‌تر و قشنگ‌تر است!!»

سکینه (مهری) خرازی که ترجمه‌ی او از «Harry Potter and the Deathly Hallows» با نام "هری پاتر و غارهای مرگ‌بار" با اسم رولینگ و نسخه‌ی اینترنتی به‌چاپ رسیده است، در توضیحی به ایسنا، با گله از رسانه‌های عمومی و مطبوعات و موضع‌گیری‌های آن‌ها در برابر این ترجمه، گفت: «از مجری برنامه‌ای در رادیو شنیدم که اگر کسی این کتاب هری پاتر را چاپ کرده باشد، دزدی کرده است. به‌نظر من، این نشانه‌ی آن است که موقعیت مالی افرادی با این ترجمه به خطر افتاده است.»

او در توجیه این رفتار غیر حرفه‌ای افزود: «کسانی این کتاب را از اینترنت گرفتند و چون از قلم من خوش‌شان می‌آمد، آن را برای ترجمه به من دادند. من هم چند ماهی نشستم و این نسخه را ترجمه کردم. اگر کتاب اصلی هری پاتر درآمده، در 600 صفحه است، اما کتاب من که از اینترنت درآمده و به چاپ رسیده، هزار و چند صفحه است.»

خرازی متذکر شد: «افرادی که درباره‌ی این کتاب بحث می‌کنند، تأکید دارند که این کتاب اصلی نیست؛ من هم که روی جلد نوشته‌ام "نسخه‌ی اینترنتی". در مقدمه هم گفته‌ام که اینترنتی است؛ پس چیزی را از کسی پنهان نکرده‌ام.»

این مترجم تازه کار در پاسخ به این پرسش که مشکل اساسی این است که نام جی. کی. رولینگ روی جلد آمده؛ در حالی‌که این کتاب نوشته‌ی رولینگ نیست، گفت: «اسم بنده را که نمی‌توان به‌عنوان نویسنده روی جلد نوشت. این کتاب را تا یکی دو بخش آخر، هکری به اینترنت داده است، من هم از اینترنت گرفتم و ننوشتم که من رولینگ هستم. چه کسی این همه صفحه را در اینترنت قرار می‌دهد و حاضر می‌شود که اسم رولینگ را پای آن بنویسد؛ به‌جای این کار می‌تواند اسم خودش را بنویسد. به نظر من، این داستانی که من ترجمه کرده‌ام، متعلق به رولینگ است و او در هفته‌های آخر فهمیده که هکری داستانش را هک کرده و مجبور به تغییر داستان شده است.»

او در ادامه تصریح کرد: «وقتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اجازه‌ی چاپ اثری را می‌دهد، یعنی همه چیزش را قبول دارد. به‌هر حال وزارت ارشاد سطر سطر این اثر را خوانده و بسیاری از صفحاتش را هم حذف کرده‌اند؛ پس وقتی خط خط آن را خوانده و تأیید کرده، ناشر هم چاپش کرده است.»

سکینه (مهری) خرازی - عضو پیشین تیم ملی والیبال ایران که در بازی‌های آسیایی 1966 بانکوک توانست مدال برنز بانوان را کسب کند - تاکنون آثاری را همچون: "ویژگی‌های زن و ورزش"، "تمرین تندرستی"، "لاغری موضعی"، "سرطان ناگزیر به صدمه زدن نیست"، "رژیم مناسب در پیشگیری از سرطان سینه"، "مدیتیشن" و "کمردرد"، ترجمه، و کتاب "سالم‌سازی بدن و روان" را تألیف کرده است.

شایان ذکر است اقدام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اعطا مجوز به این کتاب در کمتر از سه روز پس از تحویل، اعجاب و اعتراض بسیاری از مترجمین پیشکسوت و مراجع صنفی را به همراه داشت. از سوی دیگر این‌گونه اقدامات بازاری! که با سو استفاده از عدم وجود قانون کپی رایت انجام می‌پذیرد، بی شک در دراز مدت باعث نزول کیفیت آثار ترجمه شده ایرانی خواهد شد.

هرچندسال یک‌بار، مرض مسری وبا به تهران و سایر ولایات ایران می‌آمد... در قم خبری از وبا نبود... به‌وسیله حاجی امام‌قلی‌بیک کدخدا، صادر و واردِ ده قدغن شد... عده اموات تهران در یکی‌دو هفته به روزی سیصدنفر هم رسیده بوده‌ است... وبای عمومی از هندوستان به افغانستان و ایران سرایت کرد... وبا در پطرزبورغ، مرض محلی شده بود. روزهای یکشنبه به جهت تعطیل و گردش مردم، بخصوص عرق‌خوری عمله‌جات، عده مبتلا که در ظرف هفته کم شده بود، باز زیاد می‌شد ...
به اروپا رفت و به عنوان دبیر سفارت ایران مشغول به کار شد... با همکاری جهانگیرخان و قاسم‌خان، روزنامه جنجالی صوراسرافیل را منتشر کردند... علاوه بر اینکه با دخو امضاء می‌کرد با عباراتی چون: برهنه خوشحال، جغد، خادم‌الفقرا، خرمگس، دخوعلی، دمدمی، رییس انجمن لات و لوت‌ها و نخود هر ‌آش هم امضا می‌کرد... تاسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی... بعد از کودتا بارها بازجویی شد... ...
شعر نو به علت وجود توللی و من (سایه) و نادرپور و بعد اخوان و حتی دکتر اسلامی ندوشن به کرسی نشست ... طبیعی است که به این باور برسد که خاتم‌الشعراست و تنها او نجات‌دهنده شعر نیمایی است... شعر و زندگی او هیچ نسبتی با تفکر مدرن ندارد و در هیچ شعری به نیمایی و تفکر نیمایی شبیه نیست... همه چیز را برای خود می‌خواهد و خود را برتر و بهتر از دیگران می‌پندارد... در سراسر خاطرات او آدم‌ها سیاه و سفیدند... ...
ما سه‌چهارم عمرمان را به خواستن و نتوانستن می‌گذرانیم... نظر به این‌که آن بالا نوشته شده وجود من برایتان ضروری است، من می‌توانم از این مزیت هر چند دفعه‌ای که موقعیت اجازه دهد، سوء‌استفاده کنم... ضوابط اخلاقی، مقرراتی است که به نفع خودمان برای سایرین وضع می‌کنیم... هیچ‌کس نمی‌داند این چرخ گردون چه می‌خواهد یا چه نمی‌خواهد، چه‌بسا خودش نیز نداند! ...
گوناگونی فرهنگی پدیده‌ای است انکارناپذیر و محوناشدنی ... فرایند تصمیم‌گیری‌های سیاسی چگونه باید تنظیم شود که در عین احترام به این تفاوت‌ها، همزیستی مسالمت‌آمیز شهروندان نیز رعایت شود؟... آیا کیملیکا با تمسک به بحث سنتی لیبرال در باب آزادی انتخاب در ارائه ابزار لازم برای حل تفاوت فرهنگی موفق شده یا خیر؟!... ...