کتاب «حقوق مخاطب در تبلیغات تجاری رسانه» توسط گروه انتشارات مجد منتشر شد.

به گزارش مهر؛ کتاب «حقوق مخاطب در تبلیغات تجاری رسانه» تازه‌ترین اثر سیدمحمد مهدی‌زاده، نظریه‌پرداز حوزه رسانه و استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه‌طباطبایی است که با همکاری مشترک محسن غلامی، پژوهشگر حقوق رسانه به رشته تحریر درآمده و توسط انتشارات مجد روانه بازار شده است.

مولفین در این کتاب دانشگاهی، ضمن مروری بر تاریخ‌نگاری تبلیغات و بویژه آسیب‌شناسی فرآیند تجاری‌سازی رسانه‌ها خصوصاً تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر، به بررسی و تحلیل قوانین مصوب داخلی نسبت به این پدیده فراگیر امروزی در رسانه‌های جمعی پرداخته‌اند.

همچنین کتاب پس از مطالعه تطبیقی قوانین برخی کشورها درباره تبلیغات تجاری رسانه‌ها، و نیز کنکاشی در مبانی فقهی حقوق اسلام و قواعد حقوق بین‌الملل، نهایتاً در رویکرد اصلی خود به تدوین گزاره‌های «حقوق مخاطب» و بایسته‌های قانونی تبلیغات در تلویزیون و رسانه‌های جمعی می‌پردازد.

بر همین اساس کتاب «حقوق مخاطب در تبلیغات تجاری رسانه» ضمن تأکید جدی بر خلأ قانونی کشورمان نسبت به این جریان از تجاری‌سازی، به ارائه و پیشنهاد یک ساختار حقوقی و قانونی مدون پیرامون تبلیغات تجاری رسانه‌ها دست می‌زند. این اثر پژوهشی از این جهت قابل اعتناست که می‌تواند زمینه‌ای برای پژوهش صاحب‌نظران حقوق ارتباطات و نیز راهنمایی برای قانونگذار کشورمان در تدارک نظام جامع تبلیغاتی مدنظر قرار گیرد.

در دیباچه کتاب آمده است: «تبلیغات تجاری تلویزیون برای مخاطب، دست کمی از خدمت عمومی ندارد، به‌شرطی که اطلاع‌رسان، و نیز مانع از تجاری‌سازی متقلبانه و فریبنده باشد. تبلیغاتی که سبک زندگی‌ساز است چه بسا اگر تابع قانون نباشد و یا ضمانت مدنی و کیفری بر آن مستولی نگردد، موجد ضرر به مخاطب و نهایتاً تضییع حقوق مصرف‌کننده است. بنابراین مخاطب تلویزیون و افکار عمومی باید در حمیّت قانون باشند تا حقوقشان حفظ شود و احیاناً درصورت تخطی از آن، توان و فرصت جبران خسارت داشته باشد؛ پس نیازمندیم به تجویز مصادیق حقوق مخاطب، گزاره‌سازی از بایسته‌های تبلیغاتی و نیز تطبیق این‌ها بر هم».

کتاب «حقوق مخاطب در تبلیغات تجاری رسانه» نوشته سیدمحمد مهدی‌زاده و محسن غلامی در ۲۷۶ صفحه و به قیمت ۴۲ هزار تومان توسط انتشارات حقوقی «مجد»، در هفته جاری چاپ و روانه بازار نشر شده است.

در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...
اول، لولئین‌خانه مسجدشاه بود که زمینی معادل هزار و چند صد متر مساحت را در بر گرفته، چهل دهانه مستراح در آن بنا شده بود که با سرقفلی‌ای معادل سی چهل هزار تومان و روزانه ده دوازده تومان عایدات خرید و فروش می‌شد... ممنوع شدن مصرف علنی تریاک، ممنوعیت عربده کشی و آوازه خوانی در خیابان‌ها، ممنوعیت خرس رقصانی و لوطی عنتری، ممنوعیت ورود حمامی با لباس نیمه برهنه به داخل خیابان و ممنوعیت قضای حاجت در معابر... ...