کتاب نیستان رمانی دیگر از محمد ترکاشوند با عنوان دنده لج را روانه بازار کتاب کرد.

به گزارش مهر، «دنده لج» داستانی پرکشش و تعلیق است از رویارویی یک پدر با فرزند جوان و سرکش خود که در اوج دروه بلوغ و جوانی به دلیل اختلاف سلیقه فکری و فرهنگی از منزل فرار کرده و پدر را برای رفع این اختلاف به فکر فرو برده است. پدر در کشاکش این اختلاف فکر با پسر به پیشنهاد دوستی قدیمی شروع به مرور خاطرات خود می‌کند تا پرده از یک شباهت بردارد. شباهتی که بر اساس آن عنوان می‌شود که پسر او کپی‌ناخوانای اوست و او به تکاپوی کشف معنای این عبارت می‌افتد و به دنبال همین کار است که قدم به مرور خاطراتی تلخ از نوجوانی خود می‌گذارد و خاطراتی را مرور می‌کند که به اصطلاح، سر او را به سنگی زده است که دوست ندارد برای فرزندش هم تکرار شود.

ترکاشوند که چندی قبل رمان «همیشه دختر» را نیز تألیف و از سوی همین ناشر منتشر کرده بود، در این داستان به شکلی جدی‌تر خود را در مقام نویسنده‌ای با دغدغه‌های اجتماعی به نمایش کشیده است. نویسنده‌ای که نشان می‌دهد بیش از هر مسأله‌ای برای او کشف رفتارهای انسانی و روابط حاکم میان انسان‌ها اهمیت دارد و از همین منظر است که او در داستان خود به سراغ تنطیم رفتارهای یک خانواده از دریچه نگاه به درون آن رفته.

داستان ترکاشوند داستانی صریح و خوش‌فرم با ریتمی قابل قبول است. نویسنده در این داستان تلاش بسیاری به خرج داده است تا شخصیت محوری اثر که پدر خانواده است را در قالبی معقول و منطقی به تصویر بکشد. او یک روزنامه‌نگار فعال در بخش سیاسی است و دغدغه‌ها و دل‌مشغولی‌های خاص خودش را دارد و از همین منظر است که وقتی با پدیده ناهنجاری رفتار پسرش روبرو شده و متوجه می‌شود که نمی‌تواند با رفتارها و دانسته‌های عادی خودش آنها را تحلیل کند، سعی می‌کند تا مشکل پیش آمده برایش را در بطن خود جستجو و برای آن راه‌حلی کشف کند و از دل همین کشف است که نویسنده سفری در دل گذشته را برای مخاطبش رقم می‌زند و او را با خود در داستانی دیگر همراه می‌کند.

داستان بلند «دنده لج» رگه‌های ضعیفی از طنز را در بطن داستان خود تنیده دارد و در کنار آن بدون استفاده از تکنیک‌های روایی و با تکیه بر فرم روایی داستان‌پرداز و تقویت این وجه توانسته اثری را رقم بزند که مخاطب برای مرور و خوانش آن با سختی و ناخوشایندی همراه نشده و در پایان نیز با توجه به موضوعی که محل دغدغه صاحب اثر بوده است او را با رضایتی مبتنی بر محتوایی که در دل متن به دست او رسیده است همراه کند.

انتشارات کتاب نیستان رمان «دنده لج» در ۱۳۲ صفحه با قیمت ۲۷,۰۰۰ تومان منتشر کرده است.

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...