ک رمان با اقتباس از فیلم «مخمصه»، اثر سینمایی تحسین شده مایکل مان که با بازی رابرت دنیرو و آل پاچینو ساخته شده بود، منتشر می‌شود.

به گزارش خمهر به نقل از لس‌آنجلس تایمز، هارپر کالینز رمانی با اقتباس از فیلم «مخمصه» را که مایکل مان نویسنده‌اش خواهد بود منتشر می‌کند.

مایکل مان با پستی که در توئیتر گذاشت این خبر را اعلام کرد و افزود این رمان سال بعد منتشر می‌شود.

مان چند سال است که مشغول نوشتن این رمان است و در این راه از همکاری رید فارل کولمن بهره گرفته است. وی نویسنده آثار جنایی است که بیش از همه برای مجموعه رمان‌هایش با شخصیتی به نام مو پراگِر که یک افسر سابق پلیس است و حالا کارآگاه خصوصی شده، شناخته می‌شود.

«مخمصه» فیلم پرفروش سال ۱۹۹۵، توسط مایکل مان نوشته و کارگردانی شد و اقبال وسیع منتقدان را به خود جلب کرد و به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های دهه ۱۹۹۰ در تاریخ ماند.

این فیلم یک مأمور پلیس لس‌آنجلس با بازی آل پاچینو را در برابر یک گروه از دزدان حرفه‌ای به سردستگی یک سارق کهنه‌کار با بازی رابرت دنیرو تصویر می‌کند.

کنت توران منتقد تایمز درباره این فیلم نوشته بود: در این فیلم از لوکیشن‌های لس‌آنجلس بسیار عالی بهره گرفته شد، خشونت در سراسر فیلم به شدت مورد توجه قرار گرفته و کنترل شده است و قدرتمندها بدون انزجار عمل می‌کنند. دیالوگ‌های مان فراگیر و خودآگانه طنین می‌اندازند اما اغلب صدای قدرت است که به گوش می‌رسد.

در فیلم «مخمصه» صحنه گفت‌وگوی آل پاچینو و رابرت دنیرو در رستوران یکی از معروف‌ترین صحنه‌های سینمایی است که در آن یک دزد و یک پلیس با هم صحبت می‌کنند در حالی که هیچیک به دیگری دروغ نمی‌گوید، هر دو یکدیگر را تحسین می‌کنند و در عین حال بیان می‌کنند که از کشتن دیگری ترسی ندارند.

کولمن و مان هر دو به تازگی مهمان یک برنامه پادکستی بودند و به تحلیل لحظه به لحظه فیلم پرداختند.

مان سال ۲۰۱۶ از علاقه‌اش به برگرداندن «مخمصه» در قالب یک رمان صحبت کرده بود.

آن زمان گزارش شده بود که این رمان پیش درآمدی بر فیلم «مخمصه» خواهد بود و سال‌های جلویی زندگی کارآگاه پلیس وینست هانا با بازی آل پاچینو، نیل مک‌کالی با بازی رابرت دنیرو، کریس شیرلیس با بازی وال کیلمر، نیت همتای مک‌کالی با بازی جان وویت و دیگر شخصیت‌های فیلم را ارائه می‌کند.

مایکل مان از عنوان رمانش و زمان دقیق انتشار آن چیزی ننوشته است.

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...