«جروم دیوید سالینجر» نویسنده معاصر آمریکایی و خالق رمان «ناتور دشت» یکی از موفق‌ترین آثار ادبی جهان در سن نود و یک سالگی چشم از جهان فرو بست.

به گزارش فارس این نویسنده آمریکایی که آثارش در سال‌های اخیر جزء پرفروش‌ترین و پرمخاطب‌ترین آثار ادبی جهان است در سن نود و یک سالگی در منزل شخصی اش در ایالت «نیوهمپشر» واقع در شمال آمریکا چشم از جهان فرو بست.

به گفته خانواده «سلینجر» وی بر اثر کهولت سن روز چهارشنبه بیست و هفتم ژانویه درگذشته و پیش از مرگش مشکلی به لحاظ سلامت عمومی بدن نداشته است.

«سالینجر» خالق رمان هایی چون «ناتور دشت» ، «جنگل واژگون» و مجموعه داستان‌هایی چون «دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم» و «یادداشت های شخصی یک سرباز» در حالی دارفانی را وداع گفت که بالغ بر 30 داستان کوتاه و ده‌ها رمان از خود بر جای گذاشت.

بسیاری از آثار این نویسنده به ویژه داستان‌های کوتاه وی در نشریات متعدد ادبی منتشر شده است. نشریه «نیویورکر» از جمله این رسانه هاست.

معروف‌ترین رمان «سالینجر» که با نام «ناتور دشت» در ایران و با قلم «محمد نجفی» ترجمه شده، یکی از پرفروش‌ترین آثار ادبی این نویسنده است که شهرت فراوانی را برای وی در جهان رقم زد.

این رمان در سال 1951 توسط «سلینجر» منتشر شد و نام او را به عنوان نویسنده ای توانا درتاریخ ادبیات جهان ثبت کرد.

رمان «ناتور دشت» داستان زندگی نوجوانی هفده ساله با نام «هولدن کالفیلد» است که در ابتدای این رمان در مرکزی درمانی بستری است. او در ابتدای رمان قصد دارد داستان زندگی اش را پیش از ورود به این مرکز درمانی برای شخصی بازگو کند و رمان «سالینجر» نیز بر همین اساس شکل می گیرد.

شخصیت «هولدن کالفیلد» در رمان «ناتور دشت» به حدی در میان مخاطبان و خوانندگان ادبی جذابیت دارد که پس از نظر سنجی‌هایی که توسط نشریه book magazine انجام شد، این شخصیت به عنوان دومین شخصیت ادبی در جهان از سوی مخاطبان شناخته شد.

از «سلینجر» این نویسنده آمریکایی به جز این رمان آثار متعددی در حوزه رمان و مجموعه داستان منتشر شده است که از میان آنها می‌توان به «فرانی و زویی»، «تیرهای سقف را بالا بگذارید»، «نغمه غمگین»، «شانزدهم هپ ورث» و «دختری که می‌شناختم» اشاره کرد.

داریوش مهرجویی فیلم «پری» را با الهام از داستان «فرانی و زویی» در ایران ساخت.

این نویسنده روز چهارشنبه بیست و هفتم ژانویه سال جاری در سن نود و یک سالگی و بر اثر کهولت سن چشم از جهان فرو بست.

درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...
گفت‌وگو با مردی که فردوسی را برای بار دوم دفن کرد... روایتی کوتاه و دیدنی از نبش قبر، تخریب و بازسازی آرامگاه فردوسی و دفن دوباره حکیم طوس در 1347 شمسی... ...