مجموعه داستانی از جروم دیوید سالینجر در کتابی به نام "این ساندویچ مایونز ندارد" عنوان به زودی منتشر می‌شود.

به گزارش مهر، این کتاب شامل تعدادی از داستانهای کوتاه سالینجر است که داستان "این ساندویچ سس مایونز ندارد" نام خود را به کل مجموعه داده  است.

سالینجر در داستان "این ساندویچ سس مایونز ندارد" سعی دارد آمریکای پس از جنگ را برای مخاطب تصویر کند. او در این داستان ها می کوشد با نگاهی انتقادی جامعه ای بعد از جنگ را به مخاطب نشان دهد.

پیش از این همین داستان در مجموعه‌ای به نام "نغمه غمگین" با ترجمه  امیر امجد و بابک تبرایی به فارسی برگردانده شده بود.

کتاب حاضر با ترجمه مشترک سارا آرامی و مرجان حسنی‌راد توسط نشر افق منتشر می‌شود.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: ‌"مفقودالاثر، مفقودالاثر، مفقودالاثر، همه‌ش دروغه!... اون قبلاً هیچ‌وقت مفقودالاثر نبوده. احتمال مفقود شدن اون از هرپسر دیگه‌ای تو دنیا کم‌تره. اون این‌جا تو این کامیونه؛ اون نیویورک توخونه ‌س...روی ایوان نشسته، ناخن‌ها شو می‌جوه و داره با من تنیس دو‌نفره بازی می‌کنه و سرم داد می‌زنه..."

جروم دیوید سالینجر  که بیشتر به نام  جی دی سالینجر شناخته می‌شود،نویسنده معاصر آمریکایی است. وی پس از موفقیت باور نکردنی رمان" ناتوردشت "کنج عزلت گزید و به نویسنده‌ای اسرارآمیز بدل شد.

روزها، هفته‌ها، ماه‌ها به همین روال بدون داشتن اندک حرفی برای گفتن و عاصی از اختلال و یبوست فکری ادامه یافت... درختان زیتون، بادام، بزها، گربه‌ها و تاکستان‌ها همچنان دست‌نخورده باقی مانده بودند... آنچه خارج از دسترس اکثریت قریب به اتفاق مهاجران است، این است که هیچ‌یک از آنها هرگز نمی‌توانند آن‌‌طورکه او با کشور جدید درآمیخت، در آن ادغام شوند... چشمانش مرطوب می‌شدند. ...
شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...