جی دی سالینجر از نویسنده و ناشر امریکایی که می‌خواهند رمانی را بر اساس قهرمان کتاب «ناطور دشت» منتشر کنند، شکایت کرد.

رویترز احتمال داد ممکن است سالینجر که حدود 30 سال است هیچ عکس، اثر جدید و مصاحبه‌یی از او منتشر نشده به خاطر این شکایت در ملاء عام حاضر شود. کتابی که مورد شکایت این نویسنده واقع شده توسط یک نویسنده امریکایی به نام جی دی کالیفرنیا نوشته شده است و «60 سال بعد، ناطور دشت می‌آید» نام دارد. این کتاب ادامه‌ی زندگی هولدن کالفیلد قهرمان «ناطور دشت» را روایت می‌کند.

وکیل سالینجر که در سال‌های غیبت این نویسنده در محافل عمومی مسائل حقوقی او را پیگیری می‌کند در این باره می‌گوید؛ «این نویسنده به حق سالینجر در مورد کتاب «ناطور دشت» تجاوز کرده و سالینجر در شکایت خود خواستار توقف انتشار کتابی شده است که قرار است شهریورماه منتشر شود.» سالینجر «ناطور دشت» را در سال 1951 به چاپ رساند. این کتاب زندگی یک نوجوان بی قرار 16ساله را روایت می‌کند که در طول تعطیلات کریسمس از مدرسه به نیویورک فرار می‌کند تا خودش را پیدا کند. از «ناطور دشت» استقبال زیادی به عمل آمد به طوری که این کتاب هنوز هم در فهرست پرفروش ترین کتاب‌های جهان قرار دارد و سالانه 250 هزار نسخه از این کتاب به فروش می‌رسد.

در سال 1961 الیا کازان کارگردان شهیر امریکایی پیشنهاد ساخت فیلمی بر اساس این کتاب را عنوان کرد اما سالینجر این موضوع را نپذیرفت و اجازه ساخت فیلم را نداد. در دهه‌های 50 و 60 داستان‌هایی کوتاه از سالینجر در مجلات ادبی مثل «نیویورکر» و «داستان» منتشر شد؛ اما از زمانی که او چهار کتاب اصلی خود را منتشر کرد، اجازه تجدید چاپ داستان‌های کوتاه خود را به صورت قانونی نداد. چهار کتاب اصلی سالینجر در ایران با نام های «فرانی و زویی»، «ناطور دشت»، «تیرهای سقف را بالاتر بگذارید نجاران» و مجموعه 9 داستان با نام «دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم» به چاپ رسیده است.

سالینجر تنها چاپ این چهار کتاب را مجاز می‌داند و مابقی داستان‌هایی که از این نویسنده در دنیا منتشر می‌شود از نظر او غیرقانونی است و آنها را برای منتشر شدن مناسب نمی‌داند. چند سال پیش داریوش مهرجویی تحت تاثیر کتاب «فرانی و زویی» این نویسنده فیلم «پری» را ساخت. تهدیدات وکیل این نویسنده به شکایت از پخش کننده باعث شد فیلم «پری» مهرجویی در هیچ جای دنیا به اکران عمومی درنیاید.

داریوش مهرجویی در گفت وگو با «اعتماد» در این باره می‌گوید «من یک برداشت دور از محتوای کتاب «فرانی و زویی» داشتم. تغییراتی را اعمال کرده بودم. دیالوگ نویسی کرده بودم. همه فیلمنامه مال خودم بود اما می‌گفتند سایه‌یی از سالینجر در فیلم داریم.» او درباره‌ی شکایت وکیل سالینجر درباره فیلم پری می‌گوید: «فیلم «پری» قرار بود در نیویورک در سینما به نمایش درآید اما وکیل سالینجر پخش کننده فیلم را به شکایت تهدید کرد. به خاطر همین فیلم «پری» در هیچ جای دنیا به اکران عمومی درنیامد و تنها دی وی دی های این فیلم فروخته شد.

مهرجویی با اشاره به مطلبی که درباره فیلمش در نیویورک تایمز نوشته شده، می گوید؛ نیویورک تایمز مطلبی درباره مرور آثار من در فستیوال نیویورک منتشر کرد. کنار مطلب عکس بزرگ نیکی کریمی در فیلم «پری» را چاپ کرد و زیر عکس نوشته بود این فیلم بر اساس برداشتی آزاد از کتاب «فرانی و زویی» سالینجر ساخته شده است. همین مطلب باعث شد وکیل سالینجر به شکایت تهدید کند.

شنیده می‌شود سالینجر در این سال ها داستان‌های زیادی نوشته اما هیچ کدام از آنها را به ناشر نسپرده است. چندی پیش جی دی کالیفرنیا که حالا مورد شکایت سالینجر است، درباره ادامه داستان زندگی هولدن کالفیلد گفته بود؛ «از نظر من زندگی قهرمان «ناطور دشت» نباید نامعلوم باشد.» شاید این بار سالینجر به خاطر هولدن کالفیلد و «ناطور دشت» در ملاء عام ظاهر شود.

شیما شهرابی . اعتماد

قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...