انتشارات معیار علم «جایی که نغمه سرمی‌دهند چنگارها» نوشته دلیا اُئنز و ترجمه مهسا علا را منتشر کرد. این رمان از پرفروشترین‌ کتاب‌های سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ بوده است.

به گزارش مهر، «جایی که نغمه سرمی‌دهند چنگارها» داستان جنایی و جذاب دختری است که اعضای خانواده‌اش او را در سنین خردسالی رها کرده‌اند تا تنهایی، در دل طبیعت بکر کارولینای شمالی، با پدر کج خلقش زندگی کند. اما در همان حال که مهارت‌های زندگی در تنهایی ابدی را دارد زمانی فرا می‌رسد که حسرت مورد نوازش قرار گرفتن و دوست داشته شدن را می‌خورد. وقتی دو مرد جوان از دهکده نزدیک محل زندگی‌اش جذب او می‌شوند، وی پذیرای دنیایی جدید و تکان دهنده می‌شود تا اینکه اتفاقی غیرقابل‌تصور رخ می‌دهد.

در این داستان بحث انگیز و هوشمندانه و به شدت سوزناک، نویسنده یادآور می‌شود که کودک درون آدمی تا همیشه به زندگی او شکل می‌بخشد و در همان حال او را در معرض اسرار زیبا و مسخ کننده‌ای قرار می‌دهد که طبیعت در خود نگه می‌دارد. سرنخ‌های مربوط به رمز و راز داستان نیز در این زیستگاه سرسبز و انبوه و زندگی طبیعی موجودات این دنیای وحش نهفته است.

«آنجا که نغمه سر می‌دهند چنگارها» (Where the Crawdads Sing) نخستین رمان دلیا ائنز است. دلیا ائنز در جورجیای جنوبی متولد شد و با اسب دوانی در جنگل‌های اطراف توماسویل رشد کرد. وی بیشتر عمر خود را در حیات‌وحش واقعی یا نزدیک به آن گذراند و از همان کودکی طبیعت را همراه راستین خود در نظر گرفت. خانم ائنز به مدت ۲۳ سال در بعضی از دورترین مناطق آفریقا زندگی کرد و پژوهش‌هایی علمی درباره شیوه زندگی جانوران و حشرات انجام داد.

این کتاب در ۴۴۴ صفحه در قطع رقعی با قیمت ۶۵,۰۰۰ تومان توسط انتشارات معیار علم به چاپ رسیده است.

ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...