"هاروکی موراکامی"، نویسنده مشهور ژاپن برنده این دوره از جوایز ادبی کافکا شد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، «هاروکی موراکامی»، که اولین بار است برنده جایزه ادبی کافکا می‌شود، برای دریافت این جایزه همراه همسر خود، یوکو، به پراگ پایتخت چک سفر کرده است.

 موراکی، ششمین برنده این جایزه گفت: من جایزه بین‌المللی و ادبی «کافکا» را ستایش می‌کنم و شاید این مسئله به خاطر علاقه خاص من به «فرانتس کافکا» باشد.

 وی افزود: اولین بار زمانی که 15 ساله بودم با یکی از مشهورترین آثار کافکا، رمان «قلعه» روبرو شدم. این کتاب واقعا کتاب فوق‌العاده شگرفی بود که حقیقتا به من شوک وارد کرد، دنیای کافکا در این کتاب آن چنان واقعی و در عین حال غیر واقعی بود که احساس می‌کردم چیزی نمانده که قلب و روحم به دو پاره شوند.

علاقه موراکی به کافکا تا بدنجا است که در یکی از آخرین رمان‌هایش با نام «کافکا در ساحل»، به تجلیل از شخصیت «فرانتس کافکا» پرداخته است. این کتاب طی چند روز گذشته در چک منتشر شده است.

پروژه بعدی "موراکامی" که رمانی به مراتب طولانی‌تر و برجسته‌تر است رمان «کافکا در ساحل» است. این نویسنده ژاپنی در عین آنکه درباره این رمان گفت:آخرین رمان من نیمی واقعی و نیمی غیر واقعی خواهد بود، از بازگو نمودن جزییات محتوایی این اثر خودداری کرد.

 برخی از برندگان پیشین جایزه کافکا عبارتند از «هارولد پینتر»،نمایشنامه‌نویس انگلیسی، «فلیپ روث»، رمان‌نویس آمریکایی و «ایوان کلیما»، نویسنده چکی.

 جایزه بین‌المللی کافکا با هدف انتخاب بهترین و با کیفیت‌ترین آثار ادبی از نظر ارزش‌های انسانی بدون توجه به ملیت نویسنده از سال 2001 آغاز به کار کرده است.

کارو ولش تو ادعا که بیستیم؛ جز خودمون به فکر هیچکی نیستیم... کنج اداره عمرمون تباه شد؛ بس که نشستیم دلمون سیاه شد... نمی دن آدمو فرشته‌ها لو؛ کسی نمی گیره از آدم آتو... قدیم که نرخ‌ها به طالبش بود؛ ارزش صندلی به صاحبش بود... فقیه اگه بالای منبر می‌نشست؛ جَوون سه چار پله پایین‌تر می‌شِست... مردا بدون میز هم عزیزن؛ رفوزه‌ها همیشه پشت میزن ...
چرا فوتبال می‌بینیم؟ چرا دیکتاتورها سیری‌ناپذیرند؟ یا ما چگونه در زبان محاوره سعی می‌کنیم دراماتیک باشیم؟... یک تلویزیون با حق انتخاب بین هفتصد کانال نه آزادی بلکه اجبار است. دستگاهی که آفریده‌ایم نیاز به تماشا شدن دارد؛ زیرلب به ما می‌گوید: «برای قبضه کردن توجه شما از هیچ کاری دریغ نخواهم کرد... همان‌گونه که خوراک فکری تبلیغات، همه‌مان را به مقام برده‌های مصرف‌کننده تنزل می‌دهد، هنر دراماتیک، آفریننده و بیننده را به مقام مشارکت‌کننده ترفیع می‌دهد ...
داستان که نه، قصه هم نیست... سبک روایت همان سبک خاص نویسنده در کتابهای روایت فتح است: پیش بری روایت به سبک پس و پیش گفتن وقایع در عین به هم پیوستگی برای در تعلیق نگه داشتن مخاطب... جراحی اختلاف نظرهای علمای نجف بخصوص درباره اضلاع مثلث حکومت، مردم و حوزه؛ که مهمترین انگیزه شهید صدر برای ما شدن و بزرگترین سد در مقابل او نیز بوده است، کار بسیار سختی است که نویسنده از پس آن برنیامده ...
می‌گویند شهریار ماکیاولی همیشه کنار تخت استالین است. غیر از این هم از او انتظار نمی‌رفت: پس از این کتاب، هیچ سخن به‌واقع مهمی درباره اخلاقیات سیاسی گفته نشده است... خوانش این آثار باید در ارتباط و تعامل با محیط صورت گیرد... اثر منفور و مهوّع آدولف هیتلر هم در کنار کتاب‌های خردمندانی همچون هابز و لاک و مونتسکیو و برک و دوتوکویل و هایک و رالز، فصلی را به خود اختصاص داده است. ...
خود را آنارشیستی می‌داند که به دموکراسی عشق می‌ورزد... در جنبش‌های دانشجویی خشونت‌آمیز حضوری فعال داشته است و سپس راهی آمریکا می‌شود و در گروه نمایشی دوره‌گرد نقش ایفا می‌کند. او مجددا به ژاپن برمی‌گردد و سرآغاز شورش‌های دیگری در روستای اجدادی‌شان می‌شود... کره‌ای‌ها به‌عنوان برده از وطن‌شان به ژاپن آورده شده‌اند و تحت استعمار ژاپنی‌ها قرار دارند ...