«آوای زمان» برنده شد

12 اردیبهشت 1388

«یان.آر. مک‌لوید» با رمان «آوای زمان» جایزه 2009 آرتور .سی.کلارک را که به رمان‌های ژانر علمی- تخیلی اهدا می‌شود، از آن خود کرد.

به گزارش ایبنا به نقل از سایت این جایزه، داوران این جایزه که 29 آوریل و در حاشیه افتتاحیه جشنواره فیلم‌های علمی- تخیلی لندن به «یان.آر.مک لوید» اهدا شد، او را برای تصویر زندگی در اواخر قرن بیست و یکم شایسته دریافت این جایزه نامید.

«مک لوید» درباره این که چه عاملی موجب شد تا او به نوشتن این داستان فکر کند گفت :«‌یکی از چالش برانگیزترین چیزها برایم این بود که چقدر دشوار خواهد بود بخواهی درباره آینده بنویسی. به همین دلیل هم بانویی سالخورده را به عنوان شخصیت اصلی کتاب انتخاب کردم که اصالتی نیمه آسیایی دارد و موسیقی‌دانی کلاسیک است».

کتاب «آوای زمان» که درباره زندگی و مرگ در قرن بیست و یکم نوشته شده، سفری تاریخی در این قرن را به تصویر می کشد. این بانوی سالخورده که یک ویولونیست است، در آخرین روزهای زندگی‌اش در انتظار مرگ نشسته است. اما او در یکی از این روزها با در ساحل با مردی روبه رو می‌شود که نمی‌داند کیست و آنجا چه می‌کند. پیرزن او را با خود به خانه می‌برد و برایش از زندگی خودش می‌گوید. نویسنده به این ترتیب این امکان را می‌یابد تا درباره تاریخ قرن بیست و یک سخن بگوید.

«پل بیلینگر» رییس هیات داوران گفت خیلی دشوار بود تا از میان یکی از شش کتابی که به فهرست نهایی راه یافته بودند، یکی را انتخاب کنیم.

مک‌لوید که جایزه 2009 یورویی امسال «آرتور سی.کلارک» را دریافت کرده نویسنده چند رمان و مجموعه داستان کوتاه است.

جایزه آرتور سی.کلارک که نخستین بار در سال 1987 اهدا شد، به وسیله یک هیات داوری که از سوی انجمن نویسندگان علمی – تخیلی انگلستان انتخاب می شود، برگزار می‌شود.

مارگارت آتوود برای «سرگذشت ندیمه» و نیل استفنسون برای «جیوه» از دیگر برندگان این جایزه هستند.

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...