"ریچارد مورگان" با رمان "مرد سیاه" برنده جایزه آرتور سی کلارک در سال 2008 شد.

"پل بیلینگر" رئیس هیئت داوران جایزه با اعلام این خبر گفت: کتاب "مرد سیاه" مورگان یکی از پیچیده ترین کتاب‌های علمی تخیلی است که به کنکاش در موضوع هویت و تبعیض نژادی می‌پردازد و از چنان قدرت روایی برخوردار است که توانست نظر داوران این جایزه را جلب کند.

این جایزه که یکی از معتبرترین جوایز انگلیسی است، در سال 1987 با هدف تقدیر از "آرتور سی کلارک" - نویسنده فقید داستانهای علمی تخیلی - تاسیس شد و در اولین دوره از کتاب "قصه کنیز" نوشته مارگارت اتوود تجلیل کرد. این جایزه که هر سال با حضور خود کلارک اهدا می شد، امسال با مرگ وی در غیاب دائمی او اعطا شد اما برگزارکنندگان یاد و خاطره وی را گرامی داشتند.

به گزارش مهر به نقل از گاردین، ریچارد مورگان سال 1965 متولد شد. او اولین رمان تخیلی‌اش را با نام "ذغال ناخالص" در سال 2002 منتشر کرد که با استقبال فراوانی روبرو شد و در همان زمان به فیلمی بلند تبدیل شد که تهیه کننده بابت فروش فیلم حدود یک میلیون دلار به این نویسنده داد. "بالهای شکسته" و "قدرت بازار" دیگر آثار وی هستند.

ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...