[داستان کوتاه]

با غیظ و در حالی‌که پر چادرش را بالا می‌گرفت تا زیر پایش را با دقت بیشتری ببیند گفت:
ــ هوی! مگه کوری!
و بعد با صدایی که لحظه به لحظه نرم‌تر می‌شد، ادامه داد:
ــ خوب... قربونت برم! جلوی پاتو نگاه کن!... یکهو می‌خوری زمین دست و پات می‌شکنه... اون وقت من چه خاکی به سرم بریزم؟!
پیرمرد هم خیلی خونسرد، دبه‌ی ماست را از این دست به آن دستش ‌داد و در حالی‌که سعی می‌کرد وانمود کند؛ سکندری چند لحظه قبل، اتفاق خاصی نبوده؛ گفت:
ــ حالا نمی‌خواد خاک‌بازی کنی!... خودم حواسم بود... طوریم نشد که.
و بعد برای اینکه ثابت کند حالش خوب است؛ یک لحظه ایستاد و پای راستش را آورد بالا و ادامه داد: "نگاه کن! حاضرم تا خونه باهات یه لنگه پا مسابقه بدم... آره!... اینجوریاست دختر جون!"
پیرزن خنده‌اش گرفته بود و می‌خواست بگوید: " خوبه حالا خودتو لوس نکن!" که موتور با سرعت سرسام آوری با پیرمرد برخورد کرد.

...

پزشکی قانونی علت مرگ را سکته تشخیص داده بود. هیچ‌کس جرات نداشت خبر مرگ پیرزن را به پیرمردی که بر روی تنها تخت سی‌سی‌یو، دراز کشیده بود؛ بدهد.

طرح جلدی از رمان «غرور تعصب» اثر جین آستن و نیز طرح جلدی از مجموعه داستان «دوبلینی‌ها» اثر جیمز جویس در میان این آثار دیده می‌شوند. رمان «غرور تعصب» تا به امروز بیش از 30 بار در ایران ترجمه و منتشر شده است. همچنین «دوبلینی‌ها»ی جیمز جویس نیز تا به حال 6 بار و توسط ناشران مختلف ترجمه و به چاپ رسیده است. ...
کشور دستخوش آشوب ملی است و جوانان بنگالی به اعمال تروریستی روی آورده‌اند... می‌خواهد همسرش او را از روی انتخاب آزادانه‌ای، آن‌چنان که هست، دوست بدارد، نه به زور رشته‌های ازدواجی که خانواده‌ها تحمیل می‌کنند... گمان می‌کند که او را دوست دارد و خیلی دیر متوجه پستی او می‌شود. ...
هنر زندگی با مدد گرفتن از تجربه دیگران... افراد تنها حریصانه همیشه به دنبال یافتن نشانه‏ هایی از طرد شدن نزد دیگران هستند و بنابراین چنین نشانه ‏هایی را هم به راحتی می‏ یابند... فرق میان خلوت و احساس تنهایی در رابطه‌‏ای است که فرد با خودش در آن وضعیت دارد... نورتاباندن بر زوایای تاریک و پیچیدگی ‏های مسائل زندگی و دعوت از خود ما برای تفکر بیشتر... ...
لذت دنیا زن و دندان بود. بی‌زن و دندان جهان زندان بود و همین فلسفه است كه او را از لبه گور پای سفره عقد می‌كشاند... شخصیت اول داستان خودش را كشته است اما به دادش رسیده‌اند و به كما رفته است... او زندگی را با طنزی جانكاه به اشتباه گرفته است... پدر متوجه می‌شود كه او باردار است و این را معجزه تلقی می‌كند ...
مرام شیعه این است که کسی را که دعوت می‌کنی و مهمان تو است حتی اگر قاتل پدرت هم باشد حق نداری او را آزار بدهی... هواپیمای مسافربری یکی از خطوط هوایی ایران در مسکو به زمین نشست... عالی‌ترین مقام مسئول ایرانی در پرونده‌های حساس و مهم منطقه از فلسطین گرفته تا سوریه، عراق، افغانستان، یمن و مسائل منطقه غرب آسیا است، با یک دستور کار مشخص به مسکو سفر کرده بود. ...