در حالی که سال گذشته سه نویسنده و فعال ادبیات کودک و نوجوان برای حضور در جایزه آسترید لیندگرن 2008 معرفی شده بودند؛ امسال تنها یک نامزد یعنی هوشنگ مرادی کرمانی برای این جایزه بزرگ از سوی شورای کتاب کودک به دفتر این جایزه معرفی شده است.

این جایزه پنج میلیون کرونى به لحاظ مالى اولین و بزرگترین جایزه جهانى در زمینه ادبیات کودکان و نوجوانان و دومین جایزه جهانى در حوزه ادبیات است و  هر ساله به فرد یا نهادی که در ترویج کتابخوانى و افزایش علاقه به ادبیات کودکان و نوجوانان و ارتقاى حقوق کودکان به سمت حقوق جهانى کودک گام برداشته است اهدا می شود.

سال گذشته از ایران هوشنگ مرادی کرمانی به همراه توران میرهادی و محمدرضا بایرامی برای دریافت این جایزه نامزد شده بود اما امسال تنها مرادی کرمامی نامزد دریافت این جایزه خواهد بود.

توران میرهادی بنیان گذاران شورای کتاب کودک و نامزد سال گذشته این جایزه معتقد است: آسترید لیندگرن بزرگترین جایزه ادبی کودک و نوجوان محسوب می شود و نامزدهای ایرانی نیز از شانس مطلوبی برای دریافت این جایزه برخوردارند.

وی در گفت وگو با ایبنا افزود:چنانچه یک نامزد ایرانی موفق به دریافت این جایزه شود به طور قطع این جایزه را صرف پیشرفت ادبیات کودک در ایران خواهد کرد. بنیانگذار شورای کتاب کودک در پاسخ به این سوال که آیا نهادها ادبی از بخت بیشتری برای دریافت این جایزه برخوردارند یا نویسندگان کودک و نوجوان،اظهار داشت:نهادها از بخت بیشتری برای کسب این جوایز برخوردارند و هیات داوران این جایزه نیز به تلاش های انجام شده نهاد یا شخص در پیشرفت ادبیات کودک جایزه می دهد.

این نویسنده و پژوهشگر افزود: دو سال پیش یک موسسه پژوهشی کودک و نوجوان ونزوئلایی این جایزه را کسب کرد،در ایران نیز چند موسسه فعال در ادبیات کودک و نوجوان وجود دارد که می توانند با تلاش خود این جایزه را به خود اختصاص دهند. وی درباره علل عدم موفقیت نویسندگان ایرانی در رقابت های ادبی جهان گفت:نویسندگان و موسسات ادبی ایران باید خود را در سطح جهان مطرح کنند تا به دریافت این جوایز نزدیک شوند.

میرهادی تامین شدن مبلغ این جایزه از محل فروش آثار آسترید لیندگرن را سبب مردمی شدن این جایزه و بالا رفتن اهمیت آن دانست.

آسترید لیندگرن نویسنده نامدار کودکان و نوجوانان سوئدى، خالق "پى پى جوراب بلند"، محبوب ترین و معروف ترین نویسنده جهان است. او در سال 2002 در سن 94 سالگى درگذشت. دولت سوئد به منظور زنده نگاه داشتن نام او، جایزه ادبى لیندگرن را از سال 2002 به منظور قدردانى از مروجان، تصویرگران، مولفان و قصه گویان فعال جهان در حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان در قید حیات هستند، برگزار مى کند.

برنده‌ نهایی این جایزه‌ ماه مارس 2009 معرفی خواهد شد.

یک هواپیما سقوط کرده است. بازماندگانش چند بچه‌مدرسه‌ای بریتانیایی هستند... سالار مگس‌ها میلیون‌ها نسخه فروخت... آن نسل می‌خواست بداند که آشویتس یک استثنا بود، یا در وجود هرکداممان یک نازی پنهان شده است؟... شاگردان یک مدرسه‌ی شبانه‌روزی کاتولیک سخت‌گیر در نوکوآلوفا. بزرگ‌ترینشان شانزده‌ساله بود و کوچک‌ترینشان سیزده‌ساله، و یک اشتراک مهم داشتند: ذره‌ای دل و دماغ برایشان نمانده بود. پس نقشه‌ی فرار ریختند ...
با نوشتن کتاب‌های عاشقانه نمی‌توانستم درآمد کسب کنم، زیرا در ژاپن بازاری برای این ژانر وجود نداشت... یک زن خانه‌دار معمولی است که همیشه کم‌اهمیت‌تر از مردان دیده می‌شود... سمبل زنانی است که نمی‌توانند در جامعه ارتقا پیدا کنند... چند‌سال پیش جنایات بسیاری را زنان جوان رقم می‌زدند؛ حالا کودکان هستند که مردم را می‌کشند... مردم نمی‌دانند چه کاری باید انجام دهند تا از این وضع خارج شوند ...
بچه‌هایی كه بر اثر آسیب‌های اجتماعی و پیشینه مسائل خانوادگی‌شان، انواع مشكلات اخلاقی را داشتند... در حقیقت روزنوشت‌های ماكارنكو از این تجربه واقعی و اصیل است... چه کسی می‌توانست تا این اندازه به شكلی غیرقابل‌تصور، صدها کودک را که زندگی با چنین وضع قساوت‌بار و تحقیرآمیزی مچاله‌شان کرده بود تغییر دهد؟... خودش در جایی از حامله شدن یكی از دختران در همان دوران گزارش می‌دهد ...
ابتدا به‌صورت سناریو نوشته شد؛ فیلم شد و بعد تصمیم گرفتم رمان را بنویسم... بعد از کودتای ۱۹۸۰ در ترکیه چهار سال از زندگی‌ام را در زندان گذرانده بودم، لذا با طرز برخورد حکومت‌های نظامی با دموکراسی آشنایی نزدیک داشتم... من مدت‌هاست که به دنیا از دریچه دولت‌ها نمی‌نگرم... هیچ نمونه‌ای از خوشبختی و سعادت انسان‌ها در سیستم‌های سوسیالیستی و چپ‌گرا حتی در اوج قدرتشان سراغ ندارم ...
زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...