عکس‌نوشت‌های مصطفی مستور منتشر شد.

«پرسه در حوالی زندگی» (40 یادداشت بر 40 عکس از عکاسان 23 کشور جهان)، به ارایه 40 قطعه عکس از عکاسان ایرانی و خارجی با انتخاب کیارنگ علایی اختصاص دارد، که مستور با توجه به ظرفیت‌های روایی عکس‌ها، متن روایی و برداشت و تحلیل خود را از آن‌ها در حاشیه هر عکس منتشر کرده است.

پرسه در حوالی زندگی مصطفی مستور

 این مجموعه به صورت دوزبانه به تازگی با همکاری نشر چشمه و رسش منتشر شده، که محمد فیض‌الله نوشته‌های مستور را ترجمه کرده است.

همچنین «چند روایت معتبر» (چاپ پنجم)، «دویدن در میدان تاریک مین» (چاپ دوم)، «حکایت عشقی بی‌قاف، بی‌شین، بی‌نقطه» (چاپ چهارم)، «استخوان خوک و دست‌های جذامی» (ششم)، «عشق در پیاده‌رو» (چهارم)، و «من دانای کل هستم» (چهارم) به تازگی از سوی نشر چشمه تجدید چاپ شده‌اند. «روی ماه خداوند را ببوس» (چاپ هفدهم) نیز از سوی نشر مرکز چاپ مجدد شده است.

به گزارش ایسنا، «من گنجشک نیستم»، سومین رمان مستور، در حجمی حدودا 100صفحه‌یی، «تهران در بعدازظهر» شامل شش داستان کوتاه به‌عنوان پنجمین مجموعه‌ی داستان این نویسنده، و مجموعه‌ی شعری که هنوز نام مشخصی ندارد و شامل 50 شعر از سروده‌های پنج سال اخیر اوست، آثاری هستند که برای انتشار آماده‌اند، اما مستور فعلا قصد انتشارشان را ندارد.

................ هر روز با کتاب ...............

سقراط هم بوسه زنان زیبا را سمی‌تر از زهر رتیل دانسته و نصیحت کرده که هر کجا زن زیبایی دیدید، بدون تردید بگریزید... از «کلوپاترا» ملکه مصر تا «سودابه» دختر شاه مازندران... مردان باور نمی‌کنند، یک‌زن زیبا که قطره اشکی هم روی گونه‌هایش خیس خورده باشد، بتواند دست به قتل بزند... تو هیچ نیازی به کمک کسی نداری بریجیت، تو خوبی، خیلی خوبی، به‌خصوص اون چشمات و من فکر می‌کنم افسون اون‌ها روی صدات تاثیر می‌گذاره ...
بزرگ ترین رمان انگلیسی قرن نوزدهم... شرح و نقد زندگی چند خانواده ... دورتا بروک دختر جوانی است که به درخواست ازدواج کشیشی فرتوت و دانشمند! به نام ادوارد کازوبن پاسخ مثبت می‌دهد. این ازدواج نشانه‌ای از احساسات و عقاید افراطی... دلایل شکست یا موفقیت ازدواج‌های میدل مارچ از جمله رزاموند زیبا و دکتر لایدگیت، فرد وینسی و مری گارت و در نهایت لادیزلا و دورتا را بررسی می‌کند... ...
روایتگر داستان رویارویی نهایی پرچمداران سیاست عصر پسا مشروطه با باقی‌مانده جنبش تئاترکراتیک قوام یافته‌ در آن عصر است... سارنگ، حین شنیدن قیژوقیژ تختخواب اتاق کناری‌اش، شاهد رژه پیروزمندانه پوسترها و پلاکاردهای رقاصه‌های معروفی چون «رومبا» و «تامارا» برسردر تماشاخانه‌های لاله‌زار است؛ لحظات بهت‌آور و غم‌باری که طی آن می‌شود حتی، پیش درآمد ماهور حضرت اجل به سفارش مرکز حفظ موسیقی سنتی ایران را هم شنید ...
کتابخانه شخصی قزوینی، از نخستین گنجینه‌های نفیس آثار ایران‌شناسی در کشور به شمار می‌رود که از تمام مراکزی که قزوینی به آنها دسترسی داشته فراهم آمده است... برای اوراق، یادداشت‌ها، کاغذها و حتی کارت‌پستال‌های برجای‌مانده در کتابخانه خصوصی یکی از اسلام‌شناسان بنام اروپایی و از هم‌عصران قزوینی، سایتی طراحی شده که تصویر تک‌تک صفحات و مدارک و اسناد مربوط به او، در آن عرضه شده است. نمی‌دانم در ذهن ما چه می‌گذرد؟ ...
داستان پنج زن است: دو خواهر و سه غریبه. زنی بی‌خانمان، مسئول پذیرش هتل، منتقد هتل، روح خدمتکار هتل و خواهر روح... زندگی را جشن بگیریم، خوب زندگی کنیم؛ زندگی کوتاه و سریع است، زود به آخر می‌رسد... بدون روح، جسم نمی‌خواهد کاری به چیزی داشته باشد، فقط می‌خواهد در تابوت خود بخوابد... زبان زنده است: ما کلماتی هستیم که به‌کار می‌بریم... آخرین نبرد برای زندگی، تا آخرین نفس پرواز کردن، رفتن تا مردن. ...