انتخاب نخستین اثر «هرمان ملویل» به عنوان رمان رسمی ایالت ماساچوست، جنجال برانگیز شده است. مجلس سنا پس از شنیدن نظرات موافقان و مخالفان به این انتخاب رای می‌دهد.
به گزارش ایبنا به نقل از آسوشیتدپرس، خانه نمایندگان ایالت ماساچوست با انتخاب نخست کتاب کلاسیک «موبی دیک» به عنوان کتاب ملی این ایالت، موجب به راه افتادن بحث و جدل در میان ادب دوستان، دانشگاهیان و فرهنگیان این ایالت شده است.

نمایندگان این کتاب را به عنوان یک کتاب حماسی مناسب این انتخاب دانستند. اما گروهی دیگر معتقدند با توجه به تاریخ غنی این ایالت، انتخاب این کتاب کلاسیک، توجیه‌پذیر نیست.

در هر حال این انتخاب هنوز قطعی نشده و مجلس سنا پس از شنیدن نظرات موافقان و مخالفان به این انتخاب رای می‌دهد. 

بر مبنای رمان «موبی دیک» یا «نهنگ سفید» که در سال 1851 به قلم هرمان ملویل نوشته شده، فیلمی با حضور گریگوری پک ساخته شد که او در نقش کاپیتان اهب مشهور، به نبرد با نهنگ سفید می‌رود و زندگی‌اش را در این راه می‌بازد.

او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...
کیست که ماریای راهبه با زخمی باز در سینه، تهمینه؛ مارکسیستِ بکارت ‌از دست‌ داده یا پدر خاچیک رمان‌خوان شک‌زده را از یاد ببرد؟... ناصر سوخته: باستان‌‌شناس و عاشق، مسعود سوخته: رزمنده و نیروی تحت‌الامر مهندس چمران، منصور سوخته: عکاس وقایع انقلاب، محمود سوخته: مارکسیست عاشق و طاهر: کودک و معصوم... قصه نسلی که سوخته، پسران ناکام در عشق و زندگی، جوانان در خون‌‌ شده وطن ...
جامه ساده‌ای را که همانند جامه راننده‌اش بود می‌پوشید... روزی چهارده ساعت کار می‌کرد... استوار کردن مجلس و گرداندن آن به ستاد استوار انقلاب، پشتوانه پیروزی‌های آینده مردم ایران می‌شد... دانست که بی‌اصلاحات درونی پیروزی در کار نفت شدنی نیست... هر اصلاحی با منافع خصوصی عده‌ای که سالیان دراز با هرج و مرج و عنان گسیختگی و سوءاستفاده خو گرفته‌اند تماس پیدا می‌کند ...