به گزارش ایبنا، ترجمه زهره بهرامی از مجموعه داستان «همه‌کاره و هیچ‌کاره»، اثر آلبرتو موراویا، به فارسی ترجمه شد. این کتاب پس از گذراندن مراحل اداری انتشار، توسط موسسه انتشاراتی «چشمه» روانه کتاب‌فروشی‌های ایران می‌شود.

این کتاب داستان‌هایی از مجموعه «داستان‌های رمی» را در خود جای داده است. آلبرتو موراویا، این داستان‌ها را با الهام از سروده‌های جواکینو بلی، غزلسرا و طنزپرداز رومی قرن هجدهم میلادی نوشته است و خود در مورد این اقتباس گفته است: جنگ که تمام شد به سراغ "بلی" رفتم، از دوران جوانی، به غزل‌ها و ظریفه سازی‌های او علاقه مند بودم، به ویژه به روایتگر این طنز‌ها که ‌شخص اول بی‌نامی بود. هرچند استفاده از سوم شخص برای من جذابیت بیشتری داشت. کوشیدم روم و مردم آن را همان‌گونه توصیف کنم که "بلی" در غزل‌ها و ترانه‌های خود تصنیف کرده است و در واقع تنها یک رونویسی از آثار "بلی" انجام داده و آنها را به نثر برگردانده ام،‌ آن هم در زمان حاضر. بدین گونه بود که داستان‌های رومی زاده شد.

پیشتر برخی از داستان‌های این مجموعه، توسط مترجمانی چون رضا قیصریه و مژگان مهرگان به فارسی ترجمه و در ایران به چاپ رسیده است.

«خشم» نیکول نسبت به نادیده‌گرفتن خودش از سوی چارلی، سبب می‌شود درخواست طلاق کند... نیکول حواسش به جزئیات زندگی است و چارلی دقتی به این جزئیات ندارد... نیکول احساس می‌کند که در بازی زندگی بازنده شده ... کسانی که پاره‌ای از «ما» می‌شوند، هویت تازه‌ای می‌یابند، علاوه بر آنچه داشته‌اند... همه از زاویه منفعت «خود»شان به رابطه نگاه می‌کنند.‌.. نه تاب جدایی دارند و نه توان ساختن رابطه‌ای تازه. ...
تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...
او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...